داستان موفقیتکانون تجربه

جادوبی، جادوی هوش تجاری – قسمت نخست

با دکتر احمد خلیلی و استارتاپش که در حوزه تحلیل داده فعالیت می‌کند آشنا شوید.

داده، داده کاوی، کلان داده، تحلیل داده و داشبورد تحلیلی اصطلاحاتی هستند که در بیشتر گفتگوهای استارتاپی به گوش می‌رسند. مفاهیم و ابزارهایی که هر روز از میزان اثرگذاری آن بر کسب و کارها صحبت می‌کنیم اما کمتر بهره‌مندی از مزایای آن را در دستور کار قرار می‌دهیم. در کنار بسیاری سخنرانان که از خوبی‌های علم داده گفته‌اند و کوچکترین اثری در سطح کاربرد آن ایجاد نکرده اند، افرادی هم هستند که با وجود تخصص و توسعه کاربردهای علم داده، کمتر سخنانشان را شنیده‌ایم. دکتر احمد خلیلی، بنیانگذار و مدیرعامل استارتاپ جادوبی یکی از همین متخصصین است که با اولین قسمت از مصاحبه اکوموتیو با او، همراه می‌شویم.

از احمد خلیلی بگویید. اینکه چرا تصمیم گرفته است کسب و کار خودش را ایجاد کند.

مهم‌ترین دلیلش این است که در اقوام ما کارمند پیدا نمی‌شود. پدرم بیش از 10 تجربه شکست داشته است. از آغاز فعالیتش این‌گونه برایم نقل می‌کند که در  ده سالگی به تهران آمده و حتی در حد یک وعده غذا هم پول نداشته است؛ اما همان روز کاری پیدا می‌کند. حقوق اولین کارش تنها غذا و جای خواب بوده است. بعدها حتی تجربه‌ی ایجاد کارخانه یخچال‌سازی هم داشته که البته موفق نبوده است. خیلی تجربیات این مدلی دارد و معتقد است کارمندی، مثل این می‌ماند که کسی را واسطه دریافت روزی‌ای قرار بدهی که خدا برای تو مقرر کرده است. این تجربیات پدرم و تاثیراتی که بر من می‌گذاشت، روی این که تصمیم بگیرم کسب و کار خودم را داشته باشم بسیار تاثیرگذار بود. از این بحث که بگذریم درباره‌ی خودم باید بگویم که سال  84 در رشته‌ی مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیر پذیرفته شدم. سال 88 اولین شرکتم را تاسیس کردم که در حوزه‌ی آموزش و طرح‌های نوین آموزشی بود. این شرکت به سبب اشتباهاتی که داشتیم شکست خورد. بعد از آن بلافاصله در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کردم و در دانشگاه امیرکبیر، در همان رشته‌ی صنایع قبول شدم. هم‌زمان با قبولی ارشد، وارد شرکت تترا (توسعه‌ی تفکر روش آفرین) شدم. تترا به خاطر محیط ویژه‌ای که داشت تاثیرات به سزایی روی من گذاشت. از همان روز اول به ما می گفتند که شما باید رشید باشید؛ به این معنی که خودتان باید بالغانه کار را جلو ببرید و حتی خرج چند نفر دیگر را هم تامین کنید. این موضوع برای دانشجویی که اولین تجربه‌های کاری خود را پشت سر می‌گذاشت، خیلی عجیب بود. اعتمادی که در تترا به استعدادها و توانمندی‌های نیروی انسانی می‌شد باعث شد که به سرعت رشد کنم. هم‌زمان با فعالیت در تترا، تحصیلاتم را در مقطع دکترای مدیریت در دانشگاه تهران ادامه دادم اما سفرم برای فرصت مطالعاتی در ایرلند باعث شد از فضای کار فاصله بگیرم تا این‌که در بازگشت، جادوبی را استارت زدیم.

طرح آموزشی که مطرح کردید چرا شکست خورد؟

در آن زمان خیلی کم تجربه بودیم. اولین اقدامی که کردیم این بود که شرکتمان را ثبت کردیم که خب اشتباه بود. بعد از آن دفتری در سعادت آباد گرفتیم و منتظر بودیم که کلی آدم بیایند و از ما خرید کنند. یک مدت که گذشت، دیدیم هیچکس نمی‌آید و خودمان مجبور به بازاریابی شدیم و به دلیل این‌که پولی نداشتیم، از این سر تهران به آن سر تهران می‌رفتیم و به مدارس مختلف طرحمان را ارائه می دادیم. در این طرح به دنبال این بودیم که استعداد بچه‌ها را شناسایی کنیم و به خانواده ها بگوییم فرزند شما در چه زمینه‌ای مستعد است. بعد در آن زمینه کلاس‌های آموزشی برگزار کنیم.

چرا سعادت آباد؟

چون فکر می‌کردیم باید مدارس خاصی را مخاطب قرار دهیم که خانواده‌ها توان پرداخت هزینه‌های چنین کلاس‌هایی را داشته باشند و این موضوعات برایشان جذاب باشد. به خاطر این‌که فهم درستی از فضای کسب و کار نداشتیم، خیلی هم دوام نیاوردیم و بعد از 3 ماه، شرکت را جمع کردیم.

داشبورد تحلیلی جادوبی

سرانجام فعالیتتان در تترا چه شد؟

در تترا تجارب بسیار متنوعی کسب کردم. مثلا در طول پروژه‌ها، یک اصطلاحی درست کرده بودیم: “جوری حرف هایت را بزن که آدم‌ها نتوانند در کتابخانه بگذارند تا خاک بخورد”. نتیجه این شد که شروع به طراحی پوستر برای هر پروژه کردیم. یعنی وقتی پروژه‌ای انجام می‌دادیم، برای آن چند پوستر طراحی می‌کردیم. بعدها متوجه شدیم به این پوسترهایی که طراحی می‌کنیم، اینفوگرافیک می‌گویند. آشنایی با مفهوم اینفوگرافی زمینه تاسیس دومین شرکتمان یعنی infographic.ir بود. در آن زمان اولین یا دومین شرکتی بودیم که وارد حوزه‌ی اینفوگرافیک شده بود. در جشنواره وب هم به عنوان وب‌سایت برتر شناخته شدیم و کلا تجربه خیلی جذابی بود؛ چرا که به واسطه اینفوگرافیک، با سازمان‌ها و شرکت‌های بسیاری ارتباط گرفتیم و همکاری کردیم. کتابی هم به اسم قدرت اینفوگرافیک ترجمه و منتشر کردیم. بعد از مدتی به مسائلی برخورد کردیم. یکی از آن‌ها عدم تمرکز تیم بود؛ یعنی به طور موازی روی چند حوزه‌ی مختلف کار می‌کردیم. این باعث شده بود آن‌طور که باید و شاید رشد نکنیم. وقتی که دیدم کار فرسایشی شده و آن‌طور که انتظار دارم پیش نمی‌رود، از اینفوگرافیک جدا شدم. تا حدود یک سال پیش هم infographic.ir فعال بود ولی اعضای تیم در جاهای مختلف مشغول به کار شدند و اینفوگرافیک جمع شد.

تیمی که روی اینفوگرافی کار می‌کرد چه ترکیبی داشت؟

یک تیم ده نفره بودیم که 6 نفر روی طراحی اینفوگرافیک کار می‌کردند، دو نفر روی محتوا  و دو نفر هم روی ارتباطات با سازمان‌ها و شرکت‌ها فعالیت می کردند.

چرا تصمیم گرفتید به طور حرفه‌ای روی اینفوگرافی کار کنید؟

در ابتدا نیازی بود که خودمان احساس کردیم و بعد با خودمان فکر کردیم احتمالا آدم‌های دیگری هم هستند که با این نیاز مواجه اند. بعد از مدتی به ذهنمان رسید که سایتی بزنیم تا نقش Market Place را بین کسانی که اینفوگرافی طراحی می‌کنند و کسانی که به این اینفوگرافی‌ها نیاز دارند بازی کند. به خاطر اینکه UX سایتمان خیلی ضعیف بود و همچنین تجربه کار دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی را نداشتیم، از هدفمان منحرف شدیم. در واقع بعد از مدتی به یک تیم طراحی اینفوگرافیک تبدیل شدیم و هدفمان که توسعه Market Place بود را پیگیری نکردیم.

تجربیاتی که آنجا یاد گرفتید و مطالعاتی که درباره ی اینفوگرافیک داشتید جایی به ثمر نشست که الان بتوانید به عنوان تجربه‌ای موفق از آن یاد کنید؟

همان کتابی که منتشر شد یا سازمان‌ها و افرادی که ما با آن‌ها جلسه برگزار کردیم و برای آن‌ها با کار محتوایی، مفهوم و کاربرد اینفوگرافیک را تشریح می‌کردیم، بسیار برایمان ثمربخش بود. در آن زمان واقعا اطلاع چندانی از اینفوگرافی وجود نداشت. نمی‌خواهم بگویم ما اولین در ایران بودیم؛ اما جزو اولین گروه‌هایی بودیم که اینفوگرافیک منتشر کردیم. در آن زمان اکثر اینفوگرافیک‌های تابناک کار ما بود. همچنین با خیلی از برنامه‌های تلویزیونی و حتی مجلس وارد همکاری شدیم.

تحلیل های تلگرام توسط جادوبی

بعد از اینفوگرافیک چگونه وارد بحث‌های داده و داشبورد شدید؟

زمانی که روی اینفوگرافیک کار می‌کردیم، به دنبال تصویرسازی (Visualize) داده‌ها بودیم. بعد از این‌که همکاری من با اینفوگرافیک کمرنگ‌تر شد، کاری را در بانک صادرات در بحث خوشه‌بندی مشتریان شروع کردیم که تبدیل به پروژه‌ی BI بانک صادرات شد. این پروژه هم‌زمان با  تحصیل من در دوره دکتری دانشگاه تهران بود که بحث‌های تئوری مربوط به این موضوع را می‌خواندم و این‌جا هم تجربه‌ی عملی آن را کسب کردم. هم زمان با پروژه‌ی بانک صادرات، در تترا روی پروژه‌ی دیگری به اسم داشبورد رصد فضای مجازی، برای مرکز ملی فضای مجازی کار می‌کردیم که بیشتر نقش مشاور داشتم. در این زمان بود که با چند چالش رو به رو شدیم و ایده‌ی اولیه جادوبی شکل گرفت. این تجربیات جمع شد و دیدیم که حوزه‌ی ساخت داشبورد، سیستم‌های رصدی، هوشِ تجاری و از این دست مسائل، حوزه‌های به شدت گرانیست و پیاده‌سازی‌اش نیز زمان زیادی می‌گیرد؛ لذا شرکت‌های کوچک و متوسط توان ورود و استفاده از خدمات این حوزه را ندارند. در ابتدا، قصد تاسیس یک شرکت داده‌کاوی را داشتم که مطالعات اولیه‌ی آن انجام شد؛ اما بنا به دلایلی تاسیس نشد؛ اما در کنار سایر تجربیات، زمینه‎ای برای ایجاد جادوبی شد.

در مورد خود داشبورد و چیستی آن توضیح می‌دهید؟

داشبورد در واقع تصویری است که ویژگی‌های خاصی دارد. ما می‌خواهیم اطلاعات خیلی سریع و به صورت دینامیک در یک نگاه به مخاطبمان منتقل شود که این مخاطب می‌تواند مدیر، کارشناس یا حتی مشتری سازمان باشد. داشبورد انواع گوناگونی دارد. مثلا سطح عملیاتی به این شکل است که فلان دستگاه خراب شده و نیاز به تعمیر دارد که این نیاز از طریق داشبورد به مسئول تعمیرات اعلام می‌شود. به همین ترتیب سطوح گوناگونی وجود دارد تا به سطح استراتژیک سازمان برسد که داشبورد استراتژیک به مدیران ارشد و مدیران استراتژیک سازمان کمک می کند تا تصمیم مناسبی اتخاذ نمایند. چالش اصلی جادوبی این بود که ما چگونه می‌توانیم با کمترین هزینه و بدون هیچ تخصصی انسان‌ها را مجهز به داشبورد کنیم و چگونه می‌توان شرکت‌ها را بدون فهم عمیق از حوزه‌های تخصصی، Data Driven کرد. این تمام ایده‌ی ‌جادوبی بود که دستیابی به آن کار بسیار سختی بود؛ چرا که در فرآیند BI، ابتدا باید داده‌ها جمع‌آوری و در جایی ذخیره شود. بعد از آن، اصطلاحا تمیز شود و یک‌سری پرس و جوهایی که شرکت نیاز دارد -یعنی همان Query ها- با زبان تخصصی ایجاد شود. سپس با ابزار مناسب تصویرسازی شده و در نهایت به مدیران نمایش داده شود. قرار است تمام این فرآیند توسط جادوبی تبدیل به فرآیندی شود که یک اپراتور عادی بتواند انجامش دهد.

در این باره جادوبی چگونه عمل می‌کند؟

عملکرد جادوبی به این نحو است که ما یک سری کانکتور داریم که امکان گرفتن سریع و ساده داده را برای مشتریان فراهم می‌کند و شما می‌توانید به هر کدام از این ها متصل شوید. ما داده‌ی آن را برای شما می خوانیم، از روی آن گزارش تهیه شده و تصویرسازی می‌شود. طراحی این کانکتور‌ها بخش اساسی قدرت جادوبی است که امکان خوانش دقیق و به‌ موقع اطلاعات را فراهم می‌کند. در حال حاضر داشبوردی در ایران نداریم که بتواند داده‌های تلگرام و اینستاگرام را بخواند. ما بیش از 10 نوع منبع داده را پشتیانی می‌کنیم که طبق برنامه، در طی سال آینده این عدد به بالای 30 خواهد رسید. این امکان در دسترسی به منابع مختلفِ داده باعث می‌شود هر مشتری‌ای که وارد می‌شود بتواند همه‌ی اطلاعات را یک‌جا مشاهده کند. دیگر نیازی به خرید داشبورد‌های مختلف مانند تلگرام یا اینستاگرام یا داشبوردهای خرید و فروش به صورت جداگانه و در جاهای مختلف نیست. فقط با سه تا کلیک و به سرعت می‌توان در سایت ما داشبورد را ساخت.

ما در ذهنمان این است که افراد سازمان بدون دانش تخصصی بتوانند داده‌کاوی را انجام دهند. در حال حاضر، ما بخشی از داده‌کاوی را برای افراد انجام می دهیم و دانش فنی گزارش گرفتن را حذف کردیم. گام بعدی این است که دانش تخصصی داده‌کاوی را هم حذف کنیم. در آینده‌ای نزدیک، به این جایگاه می‌رسیم که جادوبی کاملا تبدیل به یک پلتفرم software as a service شود که تمام لایه‌های BI را در سازمان، پشتیبانی کند. به نظرم هنوز جذابیت این جادوی هوش تجاری که شما هر زمانی هر گزارشی را که بخواهید از سازمانتان داشته باشید، را کسی لمس نکرده است. سازمان‌ها هنوز یاد نگرفته اند که چگونه از داده‌هایشان استفاده کنند.

برترین های ورزشی تلگرام ارائه شده توسط جادوبی

با توجه به کارکردی که برای جادوبی تعریف شده است، کار مشابهی در ایران یا دیگر کشورها انجام شده است؟

در ایران شرکت‌هایی داریم که داشبورد می‌سازند؛ اما نگاهشان با جادوبی متفاوت است. نگاه جادوبی این است که باید کسب‌وکارها را درک کنیم. ما همیشه همه جای شرکت این را می‌گوییم که از دید Developer به سیستم نگاه نکنید. از دید مشتری به سیستم نگاه کنید. تفاوت هم به این صورت است که وقتی من از دید Developer به BI نگاه می‌کنم، از مشتری منبع داده را می‌گیرم، یک‌سری Query روی آن پیاده سازی می‌کنم و سپس آن را به داشبورد اضافه می‌کنم. مشتری‌ها چنین نگاهی ندارند و معمولا به عکس این روند تمایل دارند. در جادوبی سعیمان بر این است که بفهمیم که کسب و کارها چه نگاهی به این فرآیند دارند. در UX و دیگر طراحی همیشه این را لحاظ می‌کنیم. به همین دلیل UX جادوبی تا کنون سه تحول اساسی را تجربه کرده است. در تمامی این تغییرات بازخورد مشتری به صورت مستقیم بر بازطراحی اثرگذار بوده است.

می‌گویند بسیاری از کسانی که شکست می‌خورند، ایده‌ی شگفت‌انگیزی دارند که تناسبی با نیازها ندارد. فکر می‌کنم قبلا تجربه‌اش کرده اید. به نظرتان چقدر نیاز به جادوبی وجود دارد؟

ما در آن زمان فکر می‌کردیم مهمترین نکته این است که محصول خیلی خوبی داشته باشیم اما در جادوبی این نگاه را کاملا کنار گذاشته‌ایم و اصلا به خودمان نگاه نمی‌کنیم. از روز اولی که ایده جادوبی شکل گرفت ظرف دو هفته به نمونه اولیه‌ای رسیدیم که بسیار ضعیف بود؛ اما با همان وارد شرکت‌ها می‌شدیم و سعی می‌کردیم متوجه شویم مردم به دنبال چه هستند. از روز اول سعی کردیم با نگاه مشتری جلو برویم. در تیم ما، از سه هم‌بنیانگذار، دو نفر دکتری را تمام کردند، یک نفر دیگر هم حدود 12 سال سابقه برنامه نویسی در بهترین شرکت‌ها را دارد. با این وجود جمله‌ای که خیلی این‌جا در جادوبی مطرح است این است که همه دکتری ندارند پس خواهشا برای آدمیزاد (افراد عادی) طراحی کنید. سری اول که ما جادوبی را طراحی کردیم، فکر می‌کردیم فرآیند کار خیلی مشخص است و به همان صورت که فکر می‌کردیم کار طراحی UX را انجام دادیم؛ اما مسئله‌ای که پیش آمد این بود که تمام مخاطبین ما تماس گرفتند و می گفتند نمی‌دانیم چگونه با داشبورد کار کنیم. علت این امر این بود که ما به خاطر بیش از 10 سال مطالعاتمان در حوزه ی IT، کلی پیش‌فرض داشتیم و خیلی چیزها برای ما بدیهی بود؛ در صورتی که این بدیهیات اصلا برای مردم ساده نبودند.

ادامه این مصاحبه را اینجا دنبال کنید.

دانلود PDF مصاحبه

برچسب ها
نمایش بیشتر

میثم صفری

مسئول بانک اطلاعاتی اکوموتیو، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی امیرکبیر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن