مقالات تحلیلی

نکاتی در مورد اخراج کارمندان در کسب و کارها

آرام استخدام کن و سریع اخراج کن!

وقتی پای تشکیل یک تیم به میان می­‌آید، یک ضرب‌­المثل استارتاپی به ذهنمان می­‌رسد: «آرام استخدام کن و سریع اخراج کن». اما این جمله نیز مثل هر جمله­‌ی قصار دیگری، گفتنش راحت­‌تر از عمل کردن به آن است. بگذارید عضو تیمتان گند بزند اشکالی ندارد، راهی وجود دارد که با لطف و مهربانی از پس آن برآیید، و متأسفانه، اگر می­‌خواهید رهبر مؤثری باشید این مهارتی ضروری است که  باید بر آن مسلط شوید.

در وهله‌­ی دوم برای ساختن چیزی که مردم می‌­خواهند، استخدام تیم درست، مهم­‌ترین چیزی است که باید برای موفقیت کسب و کار تان آن را رعایت کنید. کیفیت تیم شما، هر کاری را که انجام می‌­دهید، تعیین خواهد کرد. از سرعت عرضه­‌ی محصولاتتان گرفته تا نوع تجربه­‌ی قبلی مشتریان از شما، و حتی حسی که هر روز از به دفتر آمدنتان خواهید داشت.

متأسفانه، اخراج کردن مهارتی ضروری است که اگر می­‌خواهید مدیر تاثیرگذاری باشید باید آن را کسب کنید.

آن‌چه به خودتان نمی­‌گویید این است که حتی اگر کارتان را عالی انجام دهید، و حتی اگر همه‌­ی افراد درست را در زمان درست به خدمت بگیرید، باز هم به شکلی اجتناب­‌ناپذیر مجبور به اخراج کسی خواهید شد. در واقع، وقتی پای مسائلی مثل اخراج کارمندان به میان می­‌آید، مؤسس یک استارتاپ بودن جنبه‌­های بسیاری پیدا می­‌کند که شاید به شما گفته نشده باشد. در ادامه نکته‌هایی آورده شده که شما را در این زمینه یاری خواهد کرد. با ما همراه باشید.

بازی دو سر باخت اخراج

وقتی لازم است کسی را اخراج کنید، اغلب به این خاطر نیست که اسپرسوساز لوکس دفتر را دزدیده است. بلکه غالباً به این علت است که آ‌ن‌ها به اندازه­‌ی کافی خوب نیستند. در حال حاضر، موفق شدن به عنوان یک استارتاپ کار سختی است و شما به سادگی باید بهترین تیم را داشته باشید که در همه حال برایتان کار کنند. شما نمی‌­توانید به استخدام کسی تن بدهید که نقش خودش را ایفا نمی‌­کند. تجربه­‌ی من می­‌گوید که این اتفاق به دو دلیل رخ می­دهد: یا در درجه­‌ی اول آن‌ها برای این پست مناسب نبوده‌­اند که تقصیر شماست یا آن‌ها را زیادی بزرگ کرده‌­اید که تقصیر هیچ­کس نیست.

کسی که استخدامش می‌­کنید تا تعدادتان از دو کارمند به ده نفر برسد، ممکن است کسی نباشد که شما را از 10 به 50 می‌­رساند. استارتاپ ­ها واقعاً سریع رشد می­‌کنند، گاهی بسیار بیشتر از مردم. این به شکل اجتناب‌­ناپذیری به وضعیتی ختم می­‌شود که کارمند ستاره‌ی شما، یک سال بعد کمتر از انتظار ظاهر می‌­شود. شرکت­‌های بزرگ اغلب می­‌توانند منابعی به برنامه­‌های رشد کارمندان اختصاص دهند، و هرچند این قطعاً مطلوب است، واقعیت یک استارتاپ کوچک این است که تأمین این نوع امکانات برایش امکان‌پذیر نیست. هرکاری می­‌توانید برای کمک کردن انجام دهید؛ اما در مورد زیادی بزرگ شدن یک نفر احساس بدی نداشته باشید.

آن‌ها احتمالاً می‌­دانند

مگر شما بازیگری فوق­‌العاده­ باشید یا بیماری روانی داشته باشید؛ وگرنه اغلب امکان ندارد به کسی که قرار است از شرکت بیرون انداخته شود، نخ نداده باشید. این مسئله به­ خصوص در مورد تیم‌­های کوچکی صدق می‌­کند که در آن‌ها تعامل زیادی داشته و هر روز یکدیگر را می‌­بینید. در واقع، اگر کارتان را درست انجام بدهید و ارتباط روشنی برقرار کنید، این اتفاق نباید هرگز بیافتد.

به محض این‌که تصمیم گرفتید کسی باید از شرکت برود، تا حدّ امکان فوراً این تصمیم را عملی کنید. مردد بودن و دست‌دست کردن، فقط اوضاع را دردناک­‌تر کرده و درنهایت موجب رنجش افراد خواهد شد.

اخراج کارمندان در کسب و کارها

اخراج هیچ وقت دلچسب نیست

من تاکنون چند نفری را اخراج کرده‌­ام و هر بار برایم تجربه‌ی افتضاحی بوده است. برخی مؤسسان می­‌گویند به ­مرور این کار راحت‌‌تر می‌‌شود؛ اما من که چنین چیزی را قبول ندارم. فکر نکنم این­طور باشد. اگر کارتان را درست انجام داده باشید و در وهله­‌ی نخست، آدم­‌های درستی را استخدام کرده باشید، اخراج کردن یک نفر هرگز نباید آسان باشد.

تیم‌­های نوپا فقط همکار نیستند، بلکه دوستند. آن‌ها کسانی هستند که قلب و روح خودشان را وقف چیزی کرده‌­اند که شما ساخته‌اید. کسانی که ساعات بسیاری را در حال کار کردن در نزدیکی آن‌ها گذرانده‌­اید. آن‌ها مثل برادران و خواهرانتان در آغوش شما بوده‌­اند، و حالا می‌­شود گفت دارید بیرونشان می‌­اندازید. و اغلب تقصیر آن‌ها نیست.

عیبی ندارد بی­‌حال و سرگردان شوید، عیبی ندارد گریه کنید یا بعدازظهرش کار نکنید. فکر نکنید باید همه چیز را مخفی کنید و خویشتن‌­دار و بدون انعطاف باشید. مهم نیست، کارمندان شما می­‌خواهند ببینند این قضیه چقدر آزارتان می­‌دهد؛ اما موفقیت شما به­ عنوان مؤسس، در گرو این است که وقتی شکست خوردید، چقدر خوب به این لحظات واکنش نشان می­‌دهید، پس دوباره سوار اسب شده و به راندن ادامه دهید.

همه چیز را به گردن کسی که حضور ندارد، نیندازید

همه‌­ی شرکت‌­ها مایلند مشکلات خود را به گردن کسانی بیندازند که حضور ندارند تا از خودشان دفاع کنند. شاید حتی در این کار کمی اعتبار هم به خودشان بدهند. فلان برنامه­‌نویس را می­‌فرستید برود چون­ که خوب کدنویسی نمی­‌کرده، پس کارتان معنی می‌‌دهد چون­ که می­‌گویید در آینده مشکلاتی پیش می­‌آمده، درست است؟ فقط نکته‌­ی عجیبش این‌جاست که تا وقتی آن کارمندان هنوز حضور داشتند چنین کاری نمی­‌کردید، پس وقتی که نیستند هم چنین کاری را نکنید. می­‌تواند سخت باشد؛ اما هر کاری که می‌توانید برای پیشگیری از این نوع گفتمان انجام دهید. هیچ چیز به‌دردبخوری از آن در نمی­‌آید و نهایتاً یک فرهنگ منفی و مسموم ایجاد می­‌شود که هیچ­کس دلش نمی­‌خواهد بخشی از آن باشد.

با وجدان درونتان ارتباط برقرار کنید

نقل قول مشهوری در فیلم پیشتازان فضا هست: «نیازهای اکثریت بر نیازهای اقلیت می‌­چربد». جمله­‌ی معروف دیگری هم هست که می‌­گوید: «گفتنش از انجام دادنش راحت‌­تر است» و خیلی به بحثمان می‌­آید!

وقتی اولین کارمندتان را استخدام می­‌کنید، مسئولیت­‌هایتان تغییر می­‌کند. دیگر فقط مسئول خودتان نیستید، مسئول زندگی آن‌ها هم هستید. تازه این بدون حساب کردن مسئولیت‌­های شما در قبال مصرف­‌کنندگان، سرمایه‌­گذاران و … است. هرچند سخت است ولی باید به یاد داشته باشید که یک شرکت را اداره می‌­کنید و اولین مسئولیت شما موفق کردن آن شرکت است. شما خیریه نیستید و با نگه داشتن یک نفر از کارمندانتان که می‌­دانید باید برود، درنهایت نسبت به افرادی که کمکشان می‌­کنید، به افراد بیشتری صدمه خواهید زد. قرار نیست این کار آسان باشد؛ اما باید انجام شود.

دانلود PDF مقاله

به این مطلب چه امتیازی می دهید ؟
[Total: 0 Average: 0]
منبع
unreasonable
برچسب ها

راضیه سپهر

دانش‌آموخته دانشگاه علامه طباطبایی، به عنوان مترجم با تیم اکوموتیو همکاری میکنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن