مطالب برگزیدهمقالات تحلیلی

تعامل سازنده، مهم ترین فاکتور برای دستیابی به منافع جذب سرمایه از CVC

کدام تعاملات بر عملکرد سرمایه گذارهای خطرپذیر شرکتی اثرگذار است؟

یکی از چالش های اصلی در موضوع سرمایه گذاری و به خصوص سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی یا CVC ، نحوه‌ی تعامل سرمایه گذار با استارتاپ است. برای بهبود این تعامل لازم است که دو طرف نسبت به شفاف سازی اهداف همکاری اقدام کنند و در همان ابتدای مسیر همکاری چارچوب‌های تعامل را مشخص کنند.

ایجاد ارتباط قوی بین CVC و استارتاپ از مهمترین مولفه‌های یک سرمایه گذاری موفق است. ایجاد این ارتباط صحیح است که وجه تمایز اصلی سرمایه گذاری CVC با VC را رقم می‌زند و کانال مناسبی برای بهره‌مندی استارتاپ از دانش فنی و شناخت سرمایه گذار CVC نسبت به بازار و فناوری، ایجاد می‌کند.

در کنار منافعی که این ارتباط برای استارتاپ ایجاد می‎کند، CVC نیز علاقه‌مند است تا این تعامل به بهترین نحو ممکن شکل بگیرد. دلیل این موضوع روشن است. CVC علاوه بر اهداف کوتاه مدت مالی، مجموعه‌ای از اهداف استراتژیک و توسعه‌ای را هم برای خود ترسیم می‌کند که تحقق آن‌ها نیازمند هماهنگی و تعامل نزدیک با استارتاپ است. باید توجه داشت که در خصوص CVC ایجاد یک رابطه‌ی قوی منافع نسبی بیشتر در مقایسه با VC ایجاد می‌کند، در روی دیگر سکه ضعف این رابطه هم آثار مخرب‌تری از خود نشان خواهد داد چرا که عدم بهره‌مندی دو طرف از مزایای تصویر شده برای همکاری، نارضایتی روز افزون آن‌ها از یکدیگر را به دنبال خواهد داشت.

ایجاد ارتباط قوی، چگونه؟

شرکت‌های بزرگ اهداف استراتژیک یا همان استفاده از نوآوری استارتاپ ها در جهت توسعه‌ی کسب و کارشان را به عنوان یکی از اولویت‌های اصلی خود در نظر می‌گیرند و حتی نسبت به منافع مالی کوتاه مدت برای آن اولویت قائل می‌شوند. با این وجود اگر به دنبال تحقق این اهداف هستند باید دسترسی استارتاپ به توانمندی‌ها، امکانات و تجربیات شرکت را به بهترین نحو تسهیل کنند.

استارتاپ ها هم لازم است که در همان اولین قدم، شناخت کاملی از CVC و اهدافش از سرمایه گذاری به دست آورند چرا که عدم تناسب اهداف و اولویت‌های استارتاپ و سرمایه گذار خطر پذیر شرکتی هر گونه همکاری را با شکست مواجه خواهد کرد. بارها دیده شده است که شرکت‌های بزرگ تنها اهداف تحقق اهداف خود را مدنظر داشته‌اند و به نیاز استارتاپ برای استقلال، گسترش و رسیدن به منافع مالی بی توجه بوده‌اند، امری که نهایتا سبب کند شدن سرعت رشد استارتاپ ها، انحراف از مسیر پیشرفت و در مواردی شکست استارتاپ شده است.

کدام نهاد بیشترین تاثیر را بر رفتار CVC با استارتاپ‌ها می‌گذارد؟

موضوع بسیاری مهمی که بر روابط استارتاپ و CVC اثرگذار است، ساختار مربوط به تعاملات CVC و شرکتی است که آن را بنا نهاده است. میزان استقلالی که شرکت مادر برای CVC قائل می‌شود و اینکه آیا CVC در داخل شرکت مادر یا به عنوان مجموعه‌ای مستقل فعالیت می‌کند بر رفتار سرمایه گذار خطر پذیر شرکتی اثرگذار است.

بارها دیده شده است که شرکت‌های بزرگ تنها اهداف تحقق اهداف خود را مدنظر داشته‌اند و به نیاز استارتاپ برای استقلال، گسترش و رسیدن به منافع مالی بی توجه بوده‌اند، امری که نهایتا سبب کند شدن سرعت رشد استارتاپ ها، انحراف از مسیر پیشرفت و در مواردی شکست استارتاپ شده است.8 بخشی که باید برای داشتن یک پیچ دک عالی پوشش داده شود

استقلال

مهمترین فاکتور در اینجا استقلال در تصمیم‌گیری است. استقلال در عمل، تصمیم گیری و عملکرد CVC موضوعی است که کارشناسان در خصوص آن اتفاق نظر دارند و آن را از پیش نیازهای اصلی برای به حرکت در آمدن چرخ سرمایه گذاری خطر پذیر پذیر شرکتی می‌دانند.

این استقلال باعث می‌شود که CVC ها با VC ها قابل رقابت شوند و عملکرد بهتری در جذب استعدادها به شبکه کارآفرینی داشته باشند. همچنین می‌توانند در مشارکت با سایر سرمایه گذاران خطر پذیر بهتر و چابک‌تر عمل کنند. با توجه به مطالعاتی که در خصوص شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی انجام شده است فاکتور استقلال توسط اکثر این مجموعه ها مورد توجه قرار گرفته است و از عدم استقلال به عنوان عاملی یاد شده است که ثبات در تصمیم گیری و سپس سرعت رشد استارتاپ را تحث تاثیر قرار داده و تضعیف کرده است.

تامین مالی

نکته‌ی دیگر در خصوص نسبت CVC با شرکت مادر یا موسس CVC، شیوه‌ی تامین مالی CVC است. طبق بررسی‌ها شرکت مادر به دو روش می‌تواند نسبت به تامین نیازهای مالی سرمایه گذار خطرپذیر شرکتی اقدام کند. اول به روش تامین از طریق بودجه سالانه شرکت است که به عنوان یک هزینه در نظر گرفته می‌شود و دوم سرمایه گذاری خارج از ترازنامه است که به معنای ایجاد یک صندوق ثالث یا جداگانه است. در حالت دوم برای اینکه شروع و استمرار فعالیت‌های CVC با مشکل مواجه نشود، سرمایه گذاری برای مدت زمان طولانی تعهد می‌شود. برخی از کارشناسان معتقدند که مدل دوم بیشتر به استقلال CVC کمک می‌کند. هر دو مدل مزایا و معایب مختص به خود را دارد، اگر چه بررسی تعداد زیادی CVC نشان می‌دهد که انتخاب هر روش بیشتر به فرهنگ کسب و کار حاکم بر شرکت مادر بستگی دارد.

این نکته باید مورد توجه شرکت‌های بزرگ قرار بگیرد که نسبت شرکت با CVC به هر شیوه‌ای که باشد، فعالیت‌های واحد سرمایه گذاری خطرپذیر باید مورد حمایت مدیران و تصمیم گیران سطح بالای شرکت من جمله مدیر عامل و هیئت مدیره قرار داشته باشد. اگر این امر محقق شود با توجه به سطح اعتماد و حمایتی که ایجاد می شود CVC قادر خواهد بود مشارکت‌های خارجی را توسعه دهد که این امر در نهایت به موفقیت سرمایه‌گذاران خصوصا شرکت مادر می‌انجامد.

دانلود PDF مقاله

برچسب ها

میثم صفری

مسئول بانک اطلاعاتی اکوموتیو، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی امیرکبیر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *