انیمیشنمصاحبه های رسانه

گفتگوی تفصیلی با آقای داریوش دالوند، مدیر اجرایی استودیو آریا انیمیشن

با موفقیت انیمیشن هایی مثل پسر دلفینی در بازار داخلی و شنگول و منگول در داخل و خارج از کشور، در اکوموتیو بر آن شدیم تا چراغ خبرنگارانه خود را بر این اکوسیستم نیز بیندازیم. متن پیش رو نخستین مصاحبه از سلسله محتواهایی برای معرفی اکوسیستم انیمیشن ایران و جهان است. در نخستین مصاحبه به سراغ آقای داریوش دالوند، مدیر اجرایی استودیو آریا انیمیشن و استودیو فینیکس رفتیم. ایشان تجربه طولانی تهیه کنندگی انیمیشن در ایران در قالب سریال، تبلیغات و فیلم‌های سینمایی انیمیشینی، از جمله شنگول و منگول، را دارند. با این مصاحبه مفصل با ایشان در مورد اکوسیستم انیمیشن همراه باشید.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و از مسیر ورودتان به حوزه انیمیشن و آثار شاخص اخیرتان بگویید.

من داریوش دالوند هستم، تهیه‌کننده و مدیر اجرایی آریا انیمیشن و فینیکس انیمیشن. نزدیک به سی سال است که در این حوزه فعالیت دارم و از همان ابتدا این راه را با سه برادرم آغاز کردیم. مسیر ما از جایی شروع شد که هیچ‌کدام تخصص یا تجربه‌ای در انیمیشن نداشتیم؛ تنها یک دغدغه خانوادگی و تمایل به کنار هم ماندن، ما را به این سمت کشاند. برادر بزرگ‌تر پیشنهاد داد کاری راه بیندازیم که همه با هم بمانیم و از پراکندگی بعد از دانشگاه و مهاجرت به شهرهای مختلف جلوگیری کنیم. در حالی که هر کدام‌مان می‌توانستیم در مسیرهای شغلی دیگر موفق باشیم، اما کنار هم بودن را انتخاب کردیم و وارد دنیای ناشناخته انیمیشن شدیم.

در طول این سال‌ها، آثار زیادی تولید کردیم اما شاید مهم‌ترین و شاخص‌ترین کار ما «شنگول و منگول» باشد که با تکنیکی خاص و متفاوت نسبت به تولیدات قبلی ساخته شد و از منظر فنی و هنری یک جهش بزرگ برای ما بود. این پروژه با چالش‌های زیادی همراه بود؛ از محدودیت بودجه و زمان گرفته تا فشارها و انتظاراتی که از یک تهیه‌کننده وجود دارد. با این حال نتیجه‌ی نهایی، اثری شد که به جرات می‌گویم هنوز سال‌ها زمان لازم است تا تولیدات داخلی دیگر به سطح کیفی آن نزدیک شوند.

با اینکه شرایط اکران در ایران همیشه عادلانه نیست و لزوماً بهترین و مخاطب‌پسندترین فیلم آنی نیست که بیشترین بلیط را می‌فروشد و متاسفانه سازوکار اکران به گونه‌ای است که آثار مستقل و هنری معمولاً کمتر دیده می‌شوند، اما امیدوارم بازخوردهای خوب از پلتفرم‌ها و مخاطبان، جبران‌کننده این ضعف ساختاری باشد. ما بیش از ۱۵۰۰۰ دقیقه انیمیشن قبل از «شنگول و منگول» تولید کرده بودیم، اما این فیلم، نقطه عطفی در کارنامه ما شد.

انگیزه اصلی شما و خانواده برای ورود به حوزه انیمیشن چه بود؟

انگیزه ورود به حوزه انیمیشن بیشتر دغدغه خانوادگی و عاطفی بود تا هدف تخصصی یا مالی. تصمیم گرفتیم کنار هم بمانیم و شغلی مشترک راه بیندازیم، بدون اینکه تصویر روشنی از بازار یا فرآیند تولید انیمیشن داشته باشیم. با گذر زمان، این انگیزه عاطفی به چالش فرهنگی و حرفه‌ای تبدیل شد و هدفمان خلق آثار اثرگذار شد.

از آن زمان، انگیزه ما تغییر کرد و به تدریج از یک دغدغه صرفاً خانوادگی به یک چالش فرهنگی، هنری و اقتصادی بدل شد. امروز هدف‌گذاری ما، نه فقط در کنار هم ماندن، بلکه تاثیرگذاری فرهنگی و خلق آثاری است که بتواند جایگاهی در بازار ایران و حتی جهان داشته باشد. انگیزه‌ای که ابتدا فقط عاطفی بود، حالا با ریسک‌پذیری، یادگیری مستمر و تجربه‌آموزی، به یک مسیر حرفه‌ای تبدیل شده است.

مدل درآمدی کسب‌وکار و تأمین مالی آریا انیمیشن چگونه شکل گرفت و چه تحولاتی داشت؟

در ابتدای کار، مدل درآمدی ما بسیار سنتی و پروژه‌محور بود. عمده تمرکزمان بر گرفتن سفارش از ارگان‌های دولتی یا خصوصی قرار داشت، چه در قالب تولید سریال و فیلم کوتاه برای تلویزیون، چه تبلیغات و پروژه‌های معماری برای شرکت‌های خصوصی. این مسیر هرچند در ابتدا به ظاهر کم‌ریسک‌تر بود، اما به سرعت با موانع جدی روبرو شد. نمونه بارز آن، تجربه تلخ مناقصه‌ای بود که پس از برنده شدن، پروژه را به راحتی از ما گرفتند و به دیگری دادند؛ رخدادی که در فضای کسب‌وکار پروژه‌ای ایران متاسفانه بسیار رایج است.

همین تجربه، نقطه عطف بزرگی شد و باعث شد تصمیم بگیریم به طور کلی از مدل سفارش‌محور فاصله بگیریم و به سمت تولید و فروش مستقل حرکت کنیم. این تصمیم به ظاهر ساده اما در عمل بسیار پرریسک و دشوار بود. ما نه بازار جهانی را می‌شناختیم و نه ارتباطی با خریداران بین‌المللی داشتیم. حتی در داخل کشور نیز مدل فروش محصول فرهنگی، آن هم انیمیشن، ناشناخته بود. با این حال با قرض، وام و حتی هزینه‌های شخصی، شروع به تولید آثار مستقل کردیم و ریسک فروش و بازاریابی را به جان خریدیم.

در این مسیر، بارها پیش آمد که اثری را تولید کردیم اما موفق به فروش نشدیم یا حتی زیان دادیم. با این وجود، این مسیر برایمان ارزشمندتر از وابستگی به سفارش‌دهنده و کارفرما بود. به تدریج، با افزایش تجربه و شناخت بازار، مدل کسب‌وکار ما تغییر کرد و حالا تمام فرآیند انتخاب ایده، نگارش فیلمنامه و تولید را با نگاه به بازار و امکان فروش پیش می‌بریم. حتی در انتخاب تکنیک، ژانر و مخاطب هدف، تلاش می‌کنیم بازار بالقوه داخلی و جهانی را ارزیابی کنیم تا ریسک سرمایه‌گذاری را به حداقل برسانیم. مدل فعلی ما مبتنی بر «ساختن و فروختن» است؛ یعنی خودمان روی محصول سرمایه‌گذاری می‌کنیم و مسئولیت بازاریابی و فروش را نیز بر عهده می‌گیریم، نه اینکه صرفاً مجری سفارش دیگران باشیم.

این رویکرد، اگرچه به لحاظ مالی و مدیریتی بسیار دشوار است و گاهی فشارهای سنگینی به مجموعه وارد می‌کند، اما زمینه‌ساز رشد واقعی، استقلال و خلاقیت شده است. حالا برای هر پروژه، فاکتورهای بازارپذیری، ظرفیت فروش داخلی و بین‌المللی، و حتی امکان بازاریابی در پلتفرم‌های دیجیتال و جشنواره‌ها به دقت بررسی می‌شود. این مدل، ما را از یک شرکت صرفاً مجری به یک استودیوی خلاق و مستقل تبدیل کرده است که می‌تواند با ریسک‌پذیری و نوآوری، جایگاه خود را در اکوسیستم انیمیشن ایران و جهان پیدا کند.

دکوراسیون دفتر آقای داریوش دالوند استودیو آریا انیمیشن

تفاوت مدل استودیویی و پروژه‌ای در انیمیشن ایران را چطور ارزیابی می‌کنیدذ؟

در فضای انیمیشن ایران، دو مدل اصلی فعالیت وجود دارد: مدل پروژه‌ای و مدل استودیویی. مدل پروژه‌ای که در بسیاری از شرکت‌ها رایج است، به این صورت عمل می‌کند که برای هر پروژه، تیمی به صورت موقت جذب می‌شود و پس از اتمام پروژه، ارتباط کاری با نیروها قطع می‌شود. این مدل، هرچند به لحاظ کاهش هزینه‌های جاری و انعطاف‌پذیری مالی جذاب به نظر می‌رسد، اما در عمل به رشد خلاقیت، هم‌افزایی و توسعه پایدار منجر نمی‌شود. کارفرما همواره به فکر کاهش هزینه و حداکثر بازدهی در کوتاه‌مدت است و نیروها نیز پیوند عمیقی با مجموعه پیدا نمی‌کنند.

در مقابل، مدل استودیویی که ما در آریا انیمیشن دنبال کردیم، بر شکل‌گیری یک تیم ثابت، آموزش‌دیده و دائمی تاکید دارد. حتی در دوره‌هایی که پروژه‌ای برای تولید وجود ندارد، نیروها از مجموعه جدا نمی‌شوند و با آموزش و ارتقای مهارت، برای پروژه بعدی آماده می‌شوند. این مدل، هزینه‌های ثابت زیادی دارد و ریسک اقتصادی بالایی ایجاد می‌کند، اما نتیجه آن، تشکیل یک تیم همدل و وفادار است که می‌تواند پروژه‌های بزرگ و نوآورانه را به سرانجام برساند. برخلاف مدل پروژه‌ای، در این مدل، انگیزه و تعلق خاطر اعضا بسیار بالاتر است و امکان رشد تخصصی و خلاقیت جمعی فراهم می‌شود.

یکی از مزایای کلیدی مدل استودیویی، ایجاد یک فرهنگ سازمانی قوی و مشترک است. اعضا یاد می‌گیرند چگونه با یکدیگر تعامل کنند، نقاط قوت و ضعف همدیگر را می‌شناسند و به مرور زمان زبان مشترک پیدا می‌کنند. این هم‌افزایی، نه تنها در کیفیت فنی آثار بلکه در سرعت عمل و نوآوری تاثیرگذار است. البته باید پذیرفت که این مدل، در کوتاه‌مدت ممکن است بهره‌وری مالی کمتری داشته باشد و فشار مالی زیادی به مدیران تحمیل کند، اما در بلندمدت، زمینه‌ساز خلق آثار ماندگار و توسعه پایدار استودیو خواهد بود. انتخاب بین این دو مدل، بستگی به چشم‌انداز و روحیه ریسک‌پذیری مدیران دارد؛ استودیوهایی که به دنبال خلق ارزش و اثرگذاری هستند، ناگزیر باید به سمت مدل استودیویی حرکت کنند.

نقش پروژه‌های تبلیغاتی در پایداری استودیو و دلیل تمرکز مجدد بر آثار داستانی چیست؟

در دوره‌های ابتدایی فعالیت، پروژه‌های تبلیغاتی و خدماتی نقش حیاتی در بقای مالی استودیو داشتند. ما هم، مانند بسیاری از استودیوهای دیگر، برای گذران بحران‌های مالی ناچار بودیم به سراغ تولید تبلیغات، تیزرهای صنعتی و حتی خدمات کامپیوتری برویم. این پروژه‌ها به دلیل بازدهی سریع و سود نسبی بالا، کمک کردند بتوانیم هزینه‌های جاری مجموعه را تامین کنیم و از ورشکستگی نجات پیدا کنیم. حتی در مقاطعی با مونتاژ و فروش کامپیوتر هم درآمدزایی می‌کردیم تا بتوانیم به هدف اصلی‌مان برسیم.

با این حال، از همان ابتدا می‌دانستیم که هدف نهایی ما قصه‌گویی و تولید آثار داستانی است. پروژه‌های تبلیغاتی را صرفاً به عنوان یک پل برای عبور از بحران مالی می‌دیدیم، نه به عنوان رسالت یا هدف اصلی. تجربه نشان داد که اگر استودیوها صرفاً در فضای تبلیغات باقی بمانند و به خاطر سود سریع و کم‌دردسر آن، مسیر خود را تغییر دهند، به تدریج انگیزه و توان تولید آثار هنری و داستانی را از دست می‌دهند. اهمیت تولید اثر داستانی در این است که می‌تواند هم هویت فرهنگی مجموعه را شکل دهد و هم فرصت‌های بازار بزرگ‌تری را فراهم آورد.

تجربه‌های جهانی نیز نشان می‌دهد که بسیاری از برندهای بزرگ، ابتدا با پروژه‌های خدماتی و سفارش‌محور شروع کردند اما به تدریج با تثبیت جایگاه و کسب درآمد اولیه، به سمت تولید محصولات اصلی و ماندگار حرکت کردند. ما هم در آریا انیمیشن این مسیر را طی کردیم؛ هرچند پروژه‌های تبلیغاتی در مقاطعی حیاتی بودند، اما همواره قصه‌گویی و تولید آثار داستانی را به عنوان هدف محوری دنبال کردیم. این انتخاب، در طولانی‌مدت باعث هویت‌بخشی به استودیو و رشد واقعی شد.

چرا با وجود درآمد بالای تبلیغات، به تولید آثار داستانی ادامه دادید؟

دلیل اصلی ما برای ادامه دادن به تولید آثار داستانی، علاقه عمیق به قصه‌گویی و تاثیرگذاری فرهنگی بود. ما شرکت را با این هدف راه‌اندازی کردیم که قصه‌گوهای زمان خود باشیم و بتوانیم روایتی از فرهنگ و هویت ایرانی ارائه دهیم. تبلیغات، هرچند درآمدزاست و در مقاطع بحرانی نجات‌بخش بود، اما هیچ‌گاه نمی‌توانست جایگزین لذت و افتخاری شود که از خلق یک اثر داستانی به دست می‌آید. تولید انیمیشن داستانی، به ویژه در قالب فیلم سینمایی، فرصت می‌دهد تا مفاهیم عمیق، شخصیت‌های ماندگار و پیام‌های فرهنگی به نسل جدید منتقل شود؛ چیزی که با تبلیغات هرگز ممکن نیست.

تولید آثار داستانی نه تنها به ما امکان داد که هویت فرهنگی و تخصصی خود را تثبیت کنیم، بلکه زمینه‌ساز ورود به بازارهای جدید و جذب مخاطبان بین‌المللی شد. قصه‌گویی و تولید فیلم سینمایی، فرصت‌های بیشتری برای دیده شدن و موفقیت جهانی فراهم می‌کند و به استودیو اعتبار و جایگاه ویژه‌ای می‌بخشد. این انتخاب، هرچند پرچالش و پرریسک است، اما در بلندمدت پاداش‌های معنوی و مادی بیشتری به همراه دارد.

انتخاب سوژه برای پروژه‌هایی مانند «رستم و سهراب» و «شنگول و منگول» چگونه انجام شد؟

انتخاب سوژه ترکیبی از علاقه شخصی و تحلیل بازار بود. مثلاً «رستم و سهراب» را به‌خاطر عشق به شاهنامه ساختیم و فروش آن اتفاقی بود؛ اما پس از آن به توصیه مشاوران، به سمت سوژه‌هایی با ظرفیت جهانی مانند «شنگول و منگول» رفتیم. این رویکرد باعث شد آثار بعدی هم از نظر هنری و هم بازارپذیری موفق‌تر باشند.

مهم‌ترین چالش‌ها و مشکلات تولید انیمیشن در ایران چیست؟ این چالش‌ها از چه جنبه‌هایی (تولید، تیم، بازار و…) قابل بررسی هستند و شما چگونه با آن‌ها مقابله می‌کنید؟

یکی از جدی‌ترین معضلات صنعت انیمیشن ایران، کمبود نیروی انسانی آموزش‌دیده و واقعاً کاربردی است. بخش بزرگی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، به‌دلیل آموزش‌های تئوریک و غیراجرایی، آمادگی ورود به بازار کار حرفه‌ای را ندارند. بسیاری از افراد، حتی پس از گذراندن دوره‌های دانشگاهی یا کلاس‌های آزاد، با ابزارهای روز، تیم‌ورک واقعی و فشارهای پروژه‌های بزرگ آشنا نیستند و اغلب مهارت فنی یا هنری لازم برای ایفای نقش در یک پروژه حرفه‌ای را ندارند. به همین دلیل، استودیوهای خصوصی همچون آریا انیمیشن ناچارند وقت و سرمایه زیادی برای آموزش نیروهای خام صرف کنند، یا حتی گاهی به پرورش استعدادهای ناشناخته و ساختن تیم‌های کوچک و خلاق بسنده کنند تا بتوانند نیروی مورد نیاز خود را تأمین کنند. این فرآیند زمان‌بر و پرهزینه است و ریسک‌های فراوانی دارد، اما در شرایط فعلی چاره‌ای جز این وجود ندارد.

در کنار مسائل نیروی انسانی، مشکلات زیرساختی نیز گریبانگیر این صنعت است؛ از کمبود تجهیزات مدرن تولید، نبود شبکه پشتیبان فنی و حتی ضعف در سیستم‌های رندر و تولید گرفته تا دشواری‌های تأمین سرمایه. تأمین مالی پروژه‌های انیمیشن، مخصوصاً آثار بلند و سینمایی، به‌دلیل هزینه‌های سنگین و نبود سرمایه‌گذار خصوصی یا حمایت هدفمند دولتی، بسیار دشوار است. بسیاری از نهادهای دولتی نه تنها حمایت موثری نمی‌کنند، بلکه با ورود مستقیم به بازار و رقابت نابرابر با بخش خصوصی، فضا را برای رشد استودیوهای مستقل تنگ‌تر می‌کنند. این در حالی است که قوانین حمایتی مانند معافیت مالیاتی یا تسهیلات بانکی، یا خیلی دیر به اجرا می‌رسد یا اساساً ناکافی و پر از تبصره‌های دست‌وپاگیر است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های تولید انیمیشن در ایران، نداشتن تجربه و کانال‌های بازاریابی بین‌المللی است. بیشتر تولیدکنندگان ایرانی، حتی وقتی اثری با کیفیت و استاندارد جهانی تولید می‌کنند، نمی‌دانند چگونه و به چه بازار یا پلتفرمی اثر خود را عرضه کنند. دسترسی به بازارهای جهانی، نیازمند شناخت دقیق ذائقه مخاطب، زبان روایت جهانی، شبکه‌سازی با پخش‌کنندگان حرفه‌ای و حضور در بازارهای تخصصی است؛ اموری که به سرمایه، تجربه و ارتباطات گسترده نیاز دارد. در مقابل، بسیاری از آثار ایرانی فقط به جشنواره‌ها بسنده می‌کنند و موفقیت تجاری را تجربه نمی‌کنند. برای مقابله با این چالش، ما در آریا انیمیشن سعی کردیم ضمن بهره‌گیری از مشاوران خارجی، روایت و طنز آثار را بین‌المللی کنیم، با کودکان و مشاوران خارجی تعامل داشته باشیم و با بازنویسی چندباره فیلمنامه، اثر نهایی را تا حد امکان به استانداردهای بازار جهانی نزدیک کنیم. اما این مسیر، همچنان دشوار و پر از موانع است و نیاز به کار تیمی، آموزش مستمر و شبکه‌سازی گسترده دارد.

اگر قرار باشد یک تغییر اساسی در اکوسیستم انیمیشن ایران ایجاد کنید، آن چیست؟

دولت باید از تصدی‌گری دست بردارد و فقط نقش حمایتی داشته باشد.

چه توصیه‌هایی برای نسل جدید انیمیشن‌سازان و فعالان اکوسیستم دارید؟

به یادگیری مستمر، کار تیمی و نوآوری اهمیت بدهند و به جای رؤیاپردازی مهاجرت، به تولید بومی و بازار جهانی فکر کنند. موفقیت با پشتکار، یادگیری و خلاقیت به دست می‌آید.

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. با سلام و احترام
    ضمن آرزوی موفقیت و سربلندی برای برادران عزیز و خانواده محترم دالوند، سلامتی، تندرستی و شادکامی برای ایشان و خانواده بزرگ آریا انیمیشن از خداوند منان مسئلت می نمایم. امیدوارم در مسیر شکوفایی و سربلندی صنعت انیمیشن کشور عزیزمان ایران و خدمت به جامعه ایرانی هر آنچه که در دل دارند دست یابند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *