
سمانه عابدی، مدیر روابط عمومی تپسیفود
در روز جهانی روابط عمومی، شاید بیش از هر زمان دیگری نیاز باشد نه از آنچه روابط عمومی بوده، بلکه از آنچه باید باشد، سخن بگوییم.
اکوسیستم نوآوری ایران در سالهای اخیر، مجال رهایی از یک بحران را پیدا نکرده، که درگیر بحرانی بزرگتر شده است. هنوز زخمهای رکود اقتصادی و نااطمینانیهای ژئوپلتیک التیام نیافته بود که موج تازهای از تهدیدهای امنیتی، سایبری و رسانهای، بنیاد اعتماد عمومی و ساختار ارتباطی برندها را دچار تزلزل کرد.
جنگ ۱۲ روزه اخیر، تنها یک درگیری نظامی نبود؛ در سطح روانی، رسانهای و اجتماعی، باری سنگین بر دوش مردم، سازمانها و فضای عمومی گذاشت. از سوی دیگر، حملات سایبری به زیرساختهایی مانند صرافیها، اپلیکیشنهای خدماتی و سیستمهای مالی، نگرانی مضاعفی درباره امنیت دادهها، شفافیت عملکرد و مسئولیتپذیری پدید آورد. در چنین شرایطی، روابط عمومی دیگر نمیتواند تنها یک ابزار انتشار بیانیه یا مدیریت واکنش باشد.
آنچه امروز در روز جهانی روابط عمومی اهمیت دارد، گذار از نقشهای اجرایی به جایگاههای راهبردی این حوزه است. دیگر نمیتوان روابط عمومی را فقط در قالب تهیه محتوا، تنظیم مصاحبه یا مدیریت بحران دید. ما با وضعیتی روبرو هستیم که «عدم قطعیت» در آن، نه استثنا بلکه قاعده شده است؛ در چنین زیستجهانی، تنها ابزارهای سنتی کافی نیستند.
روابط عمومی در این شرایط، باید مسئول بازسازی اعتماد عمومی باشد. نه صرفاً در سطح پیام، بلکه در لایههای عمیقتری همچون گفتوگو، شفافیت، همدلی و پاسخگویی واقعی. این مسئولیت از مسیر بازتعریف جایگاه PR در ساختار سازمانی میگذرد؛ جایی که روابط عمومی در کنار استراتژی، منابع انسانی، تجربه مشتری و توسعه محصول، نقشی هموزن و در بسیاری موارد پیشبرنده دارد.
بحرانهای اخیر نشان دادهاند که افکار عمومی، بیش از آنکه منتظر پاسخهای سریع باشند، تشنه پاسخهای صادقانهاند. روابط عمومیای که صدای درونی سازمان باشد، نه بلندگوی تبلیغاتی آن؛ پل ارتباطی میان اضطرابهای جامعه و ظرفیت سازمان برای معنا دادن به این ابهام.
در روز جهانی روابط عمومی، بیایید به جای تکرار تعریفهای گذشته، به آیندهای فکر کنیم که در آن روابط عمومی نه ابزار تزئینی برندها، بلکه ستون فقرات بازسازی اجتماعی و سرمایه انسانی در دل سازمانها باشد. اکنون، نه زمان گزارش عملکرد، بلکه زمان تغییر نقش است؛ از «درست گفتن» به «درست شنیدن» و از «دیده شدن» به «درک شدن».


