انیمیشنمصاحبه های رسانه

صنعت انیمیشن ایران در آستانه جهش جهانی: مصاحبه با محمد سرشار، بنیان گذار شرکت پویانمایی شمس

به دنبال مصاحبه‌هایی که در اکوسیستم انیمیشن ایران انجام دادیم، این بار به سراغ آقای محمد سرشار، بنیان گذارشرکت پویانمایی شمس رفتیم. این شرکت هم اکنون در حال تولید و بازاریابی سریال انیمیشینی لئونا برای بازار داخلی و خارجی است. با این مصاحبه جذاب در مورد تجربه ایشان برای ساخت یک انیمیشن، بنیان گذاری و مدیریت یک استودیو انمیشینی در ایران همراه باشید.

۱) لطفا خودتون و مجموعه و فعالیت‌های اخیرتون را معرفی کنید.

اینجا شرکت دانش بنیان پویانمایی شمس است. ما از خرداد ۱۴۰۱ کارمان را شروع کردیم و به زودی به ۳ سالگی می‌رسیم. اکنون مهمترین پروژه‌ای که درگیرش هستیم، سریال پویانمایی “لئونا” است که طراحی ما این بوده که در ۲۰۸ قسمت ۷ دقیقه‌ای تولید بشود. تا به حال تولید ۷۸ قسمتش تمام شده و پخشش هم در واقع از اولین پلتفرم شروع شده است. در کنارش، محصولات جانبی و بازارپردازی‌اش را شروع کرده‌ایم. دوبله به زبان‌های دیگر و همینطور فرآیند پیش‌تولید فصل‌های جدید را در دست داریم و امیدواریم تا پایان سال به ۲۰۸ قسمت برسیم. این پروژه به ما این امکان را داده که توانمندی‌های خود را در حوزه تولید و بازاریابی به نمایش بگذاریم و به دنبال گسترش دامنه فعالیت‌هایمان هستیم.

۲) چرخه مالی مجموعه به چه صورت تامین می‌شود؟ و برای آثار متفاوت، این مسئله چگونه است؟

طبیعتاً هر ایده جدیدی که آغاز می‌شود، نیازمند سرمایه‌گذاری اولیه است. در آغاز فعالیت‌های خود، ما از حمایت سرمایه‌گذاران و سهامداران اصلی برخوردار بودیم که مبلغی اولیه را تأمین کردند. این سرمایه به ما امکان داد تا دفتر خود را رهن کنیم، تجهیزات اداری و رایانه‌ای لازم را تهیه نماییم و همچنین مبلغی اندک برای سرمایه‌گذاری بر روی دارایی‌های معنوی و توسعه ایده‌ها در نظر بگیریم. با توجه به تجربیاتی که پیش از تأسیس شرکت در زمینه مدیریت رسانه و تولید پویانمایی کسب کرده بودم، در ابتدا به سمت تولید یک پروژه بزرگ نرفتیم. به‌جای آن، بر اساس مطالعات بازاری که انجام داده بودیم، ایده‌های مختلفی را به سمت نسخه اولیه پیش بردیم؛ نسخه‌ای که در دیگر صنایع نیز مرسوم است.

در حوزه پویانمایی، به این نسخه اولیه «تریلر» می‌گوییم. تریلر اولین چیزی است که از اثر آماده می‌شود و در حدود شصت ثانیه، فضای تصویری اثر را به مشتریان ارائه می‌دهد. پس از تولید تریلر، نسخه آزمایشی که همان نسخه پایلوت است، تولید می‌شود. این مرحله در دیگر صنایع نیز وجود دارد و پس از تولید قسمت آزمایشی، می‌توانیم محصول‌مان را پیش‌فروش کنیم. ما این فرآیند را در خصوص نخستین سرمایه‌گذاری خود، یعنی پروژه «لئونا»، به کار گرفتیم. ابتدا ایده را توسعه دادیم، سپس نسخه آزمایشی آن را ساختیم و در نهایت توانستیم نخستین قرارداد پیش‌فروش‌مان را با فیلیمو منعقد کنیم. حق پخش را به آن‌ها پیش‌فروش کردیم و با این سرمایه، توانستیم وارد مراحل تولید شویم و کار را ادامه دهیم.

بدیهی است که سرمایه‌گذاری‌ها، به‌ویژه در حوزه پویانمایی، دیربازده هستند؛ به‌طوری که حداقل یک سال تا یک سال و نیم طول می‌کشد تا یک ایده به خروجی قابل فروش برسد. در کنار این، ما از پروژه‌های سفارشی که جنبه‌های تبلیغاتی و آموزشی از شرکت‌های خصوصی یا بخش دولتی داشتند نیز استفاده می‌کردیم. این فعالیت‌ها به ما کمک می‌کرد تا چرخه شرکت را به حرکت درآوریم. این دایره وسیع شامل ساخت آگهی‌های تبلیغاتی، گزارش‌های مستند تبلیغاتی، تولید انیمیشن‌های صنعتی و حتی پروژه‌هایی مانند «بهلول» بود که برای هر قسمت آن حامی مالی پیدا می‌کردیم و کار به پیش می‌رفت.

۳) شما به طور کلی انیمیشن ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چه مسیری را طی کرده است؟ الان در چه مرحله‌ است؟ احتمالا در آینده به چه سمتی برود؟

در حوزه دغدغه تاریخ فناوری‌ها و هنرها و غیره، بعضی وقت‌ها فرصت‌های تاریخی ایجاد می‌شود. مثلاً یک‌دفعه یک جهش فناورانه اتفاق می‌افتد و صنعت چاپ کتاب از صنعت چاپ دستی به چاپ با تعداد بالاتر دستگاه‌های چاپ تبدیل می‌شود. این تغییر در فناوری باعث می‌شود که کسانی که قبل از آن کتاب می‌نوشتند و تعدادشان محدود بود، درآمد بیشتری داشته باشند و افراد جدید نیز به عنوان تولیدکننده محتوا به این جمع اضافه شوند. ما در حوزه پویانمایی در یک چنین شرایطی هستیم. یعنی در کشور ما سال‌ها رشته‌های هنری آموزش داده شده و از مرحله هنرستان، دانش‌آموزان به عرصه پویانمایی سوق داده شده‌اند و در دانشگاه‌ها نیز تدریس شده‌اند.

اکنون در واقع دوره‌ای است که این درخت می‌تواند میوه بدهد. محدودیتی وجود داشت و تنها خریدار این میوه، سازمان صدا و سیما بود. این محدودیت شکسته شده است، بنابراین اکنون در واقع دوره‌ای است که این درخت می‌تواند بسیار پرثمر باشد، زیرا مصرف بیشتری برای میوه‌هایش وجود دارد و بازار بزرگ‌تری برای آن ایجاد شده است.

ما اکنون در دوره‌ای هستیم که درخت پویانمایی ایران می‌تواند میوه بدهد؛ چرا که محدودیت خریدار شکسته شده و بازار بزرگ‌تری شکل گرفته است.

یعنی موجی که برای مهاجرت نخبگان این عرصه وجود داشت، اکنون در واقع کنترل و بهینه می‌شود. مهاجرت به چه دلیلی اتفاق می‌افتاد؟ شما استعدادهایی را داخل کشور داشتید که می‌توانستند در تراز جهانی فعالیت کنند. اکنون یک انرژی در اینجا وجود دارد، این انرژی می‌تواند مانند یک رودی که مستقیم به دریا می‌ریزد، به دریا بریزد. شما می‌توانید این انرژی را مهار کنید. به جای اینکه خدمات این انرژی فروخته شود، خدمات این استعدادها به‌طور مستقیم فروخته شود. این افراد را می‌توان تبدیل به دارایی معنوی کرد، به فیلم سینمایی یا سریال تبدیل کرد، که در این صورت ارزش افزوده مضاعف ایجاد می‌شود و درآمد بیشتری برای کشور به ارمغان می‌آورد.

یک اتفاق مهمی که افتاده این است که آن استعدادی که می‌خواست در تراز جهانی فعالیت کند، اکنون در تراز جهانی فعالیت می‌کند و درآمد ارزی دارد، ولی با هزینه‌های ریالی زندگی می‌کند؛ یعنی بهترین حالتی که ممکن است برای یک فرد اتفاق بیفتد. اکنون ما در این مرحله هستیم که صنعت پویانمایی یک ضربه را از مهاجرت استعدادها خورده است و بچه‌های خوب ما رفته‌اند. اما بعد یاد گرفته‌ایم که می‌توان این انرژی را کنترل و مصرف آن را بهینه کرد. اکنون من مجموعه‌های مختلفی را می‌بینم که در حال سرمایه‌گذاری در تولید IP هستند. این اتفاق بسیار مهم است؛ یعنی ما در واقع ارزش افزوده‌ای برای آن خام‌فروشی ایجاد می‌کنیم و اگر این فرآیند کامل شود و تعدادی از این شرکت‌ها بتوانند به دیوار فروش بین‌الملل دست بزنند و بگویند ما به اینجا رسیدیم و بر این قله قرار گرفتیم، عملاً این زیست‌بوم و اکوسیستم شکل گرفته و مدلی ایجاد شده است که بقیه کسانی که علاقه‌مند هستند از دیگر عرصه‌ها ممکن است مهاجرت کنند و به این حوزه بپیوندند.

۴) آیا اکوسیستم انیمیشن ایران شباهتی به اکوسیستم استارتاپی کشور دارد؟ به بیان دیگر، آیا نهادهایی مانند سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر (VC)، شتاب‌دهنده‌ها، سرمایه‌گذاران فرشته (Angel) و شرکت‌های متنوع دیگر در این حوزه فعال هستند؟ همچنین، آیا شرکت‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، ابعاد مختلفی از جمله آموزش، سرمایه‌گذاری و سایر موارد را در بر می‌گیرند؟

کلاً، حوزه پویانمایی ما به شدت وابسته به حاکمیت بوده است؛ به‌طوری‌که آثار به‌طور عمده بر اساس سفارش‌های سازمان صدا و سیما یا دیگر مجموعه‌های حاکمیتی تولید می‌شد. تا مدت‌ها، بسیاری از مجموعه‌ها و فعالان این حوزه به دنبال سرمایه‌گذاری نبودند، زیرا فضایی وجود داشت که می‌توانستند با آن قرارداد ببندند و محصول خود را به فروش برسانند. در دهه اخیر، سرمایه‌گذاری در حوزه پویانمایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا مشتریان جدیدی در این بازار ظهور کرده‌اند. به‌خصوص پلتفرم‌های جدید مانند آپارات و یوتیوب، که به تولیدکنندگان محتوا فرصت‌های جدیدی برای درآمدزایی می‌دهند. در این راستا، باید به این نکته نیز اشاره کرد که برخی از مجموعه‌ها شروع به راه‌اندازی صندوق‌های اختصاصی برای پویانمایی کرده‌اند که این روند به آرامی در حال توسعه است.

با این حال، به اندازه‌ای که این مدل در سایر حوزه‌های کارآفرینی و استارتاپی به بلوغ رسیده و ما شاهد ظهور ابرشرکت‌ها در این زمینه هستیم، هنوز پویانمایی به نسبت یک طفل نوپا به شمار می‌آید.

صنعت انیمیشن ایران در آستانه جهش جهانی: مصاحبه با محمد سرشار، مدیرعامل شرکت پویانمایی شمس

۵) ما در گذشته تجربه نه چندان موفق حاکمیت را در فضای استارتاپی داشته‌ایم. به همین دلیل، می‌خواهم بدانم که آیا در یک فضای شبیه‌سازی‌شده، در آینده نیز می‌توانیم شاهد وقوع اتفاقاتی مشابه با حضور حاکمیت در صنعت انیمیشن باشیم؟ نظر شما در این زمینه چیست؟

ببینید، ما آن دوره را تقریباً طی کرده‌ایم، به خاطر اینکه حوزه پویانمایی در واقع برادرخوانده حوزه سینمای رئال و سریال‌های رئال است. حاکمیت ورود خود را در این زمینه قبل از این انجام داده است، مثلاً با تأسیس ساترا و دیگر اتفاقاتی که افتاده است. یعنی جنگ بزرگ پیش از این شروع شده است بین پلتفرم‌ها و حاکمیت و ما در حال حاضر مرحله به مرحله در جریان هستیم که چه اتفاقی در حال وقوع است. در اینجا عملاً پویانمایی نیازی به آغاز جنگ جدیدی ندارد؛ بلکه منتظر می‌ماند تا ببیند در واقع چه رخدادی در آنجا اتفاق می‌افتد و سپس تبعات آن دامن‌گیر حوزه پویانمایی خواهد شد.

حتی وقتی به ورود حاکمیت به این عرصه نگاه می‌کنید، این ورود هم از جنبه سلبی و محدودیت‌هایی که در ساترا قرار بوده اتفاق بیفتد نیست. مصوب شده که تعداد ساعت زیادی پویانمایی تولید شود و برای این امر یک بنیاد تأسیس شده و اکنون درگیر راه‌اندازی آن هستند. بنابراین، برخلاف تجربه قبلی که یک سازمان برای رگولاتوری رسانه‌های فراگیر راه‌اندازی شده بود، اینجا اعلام کرده‌اند که ما بنیادی برای حمایت از تولید راه بیندازیم. به همین دلیل، ورود حاکمیت ما را چندان نمی‌ترساند. می‌خواهم بیان کنم که چون ما در زیر سایه تولیدات رئال هستیم، سریال‌سازان و سینماگران آنقدر ماجراهای آن‌ها زیاد است که ما در برابر این درگیری بزرگ، چندان به حساب نمی‌آییم.

ثانیاً، محتوایی که ما تولید می‌کنیم، عمدتاً برای رده سنی خردسال، کودک و نوجوان است و به این ترتیب حساسیت‌های حوزه بزرگسال را کمتر داریم. خود این موضوع باعث می‌شود که حاکمیت توجه چندانی به کار ما نداشته باشد. نکته سومی که وجود دارد این است که بازار حوزه پویانمایی به نسبت بازار تولیدات رئال در ایران هنوز کوچک است. اگر این بازار بزرگ‌تر شود، ممکن است که تصمیمات دیگری اتخاذ شود.

یک نکته چهارمی هم وجود دارد: پویانمایی به شدت قابلیت صادرات دارد، در حالی که آثار رئال با ضعف بیشتری فروخته می‌شوند؛ هم به خاطر مسائل پوشش و هم به خاطر موقعیت‌ها، فیلمنامه‌ها و قصه‌ها. یعنی اگر بررسی کنید، عملاً اصل درآمد سینما و سریال‌سازی ما از داخل ایران است، در حالی که ما در حوزه پویانمایی به دنبال این هستیم که اصل درآمد ما از خارج از ایران باشد.

چیزی که حاکمیت می‌تواند به ما کمک کند و ورود مثبت داشته باشد، مسئله حق مؤلف است. عدم رعایت حق مؤلف در ایران ما را به شدت عقب نگه داشته است. اولاً، تعاملات ما در عرصه بین‌الملل را کاهش داده است، زیرا ما به کشوری تبدیل شده‌ایم که در واقع یک جعبه سیاه برای بقیه کشورهاست. ناگهان بیدار می‌شوند و می‌بینند که محتوایشان روی پلتفرم‌ها در حال پخش است، بدون اینکه از آن‌ها حق پخش خریداری شده باشد. همین استفاده رایگان و در واقع سرقت محتواهای خارجی باعث شده است که صاحبان پلتفرم‌ها چندان تمایلی به خرید حق پخش از تولیدکنندگان ایرانی نداشته باشند.

اگر حاکمیت می‌خواهد ورود مثبتی داشته باشد، اول باید مسئله حق مؤلف را حل کند؛ ما صادرکننده‌ایم، ولی هنوز از حمایت‌های صادراتی محروم مانده‌ایم.

یعنی حاکمیت باید از مؤلف حمایت کند تا این اتفاق شکل بگیرد. خیلی جالب است که شما مثلاً در بازار اگر بروید و به شما خبر دهند که در سه‌راه امین‌حضور می‌خواهید یخچال خرید کنید، به شما می‌گویند که فلان مغازه یخچال‌ها را از «همه جا ارزان‌تر می‌دهد چون دزدیده». خب، اول اینجا خود صنف برخورد می‌کند، دوم نیروی انتظامی با او برخورد می‌کند که چرا باید جنس دزدی را بفروشی. ولی ما رسماً در پلتفرم‌ها این کار را انجام می‌دهیم و هیچ‌کس هم با آن برخورد نمی‌کند. این مسئله باعث شده که من، که در آن سه‌راه امین‌حضور محصول تولید می‌کنم، مجبورم به قیمت تمام‌شده بفروشم و عقب بمانم. این اولین درخواست ماست. یعنی اگر حاکمیت می‌خواهد ورود مثبتی به این موضوع داشته باشد، مسئله حق مؤلف را حل کند.

درخواست دوم ما این است که در حوزه صادرات، خدمات به‌روز شوند. ما در کشورمان برای حوزه صادرات محصولات قوانین خوبی داریم که مثلاً به شما مشوق‌های صادراتی ارائه می‌شود، ضمانت صادرات صندوقی وجود دارد و غیره. اما وقتی به سراغ خدمات می‌روید، دچار مشکل می‌شوید. بدتر از آن، وقتی به سراغ صادرات محصولات مجازی (معنوی، آی‌پی‌ها) می‌روید که در شرایط تحریم به فروش می‌رسند، سیستم به شدت گیر می‌کند و نمی‌داند چه کار باید بکند. مثلاً ما می‌گوییم که سریالی را ساخته‌ایم و حالا داریم به فلان شبکه تلویزیونی یا پلتفرم اینترنتی آمریکایی می‌فروشیم. این‌ها در مخیله هم نمی‌گنجید که بتوانند محصول بفروشند، اما ما این کار را انجام می‌دهیم! خب، آن‌ها نمی‌توانند پول را مستقیماً به ما بدهند، پس باید شرکت‌های واسط وجود داشته باشند که قرارداد را با آن‌ها منعقد کنند و پول را به داخل ایران منتقل کنند.

حالا چطور می‌خواهید به حاکمیت بفهمانید که آقا، من این محصول را یک میلیون دلار فروختم؟ می‌گوید که اسناد معامله را بیاور، گواهی بانک را بیاور. شما به او می‌گویید که اصلاً من به این مشتری با رمز ارز فروختم. مگر شما می‌توانید دلار را منتقل کنید تا بالای ده هزار دلار؟ اگر ما جابه‌جا کنیم، دچار مشکل می‌شویم. ما اصلاً به سیستم رمز ارزها روی آورده‌ایم یا از تراستی‌ها و غیره استفاده کرده‌ایم تا این کار را انجام دهیم. این دیگر قابلیت مستندسازی ندارد. در اینجا حاکمیت قفل می‌کند. برای همین، شما ممکن است صادرکننده بزرگی در حوزه پویانمایی باشید، ولی آن کسی که سیب‌زمینی دارد و اکنون به خارج از ایران صادر می‌کند و حاکمیت به عنوان صادرکننده به او کمک می‌کند، مشوق‌های لازم را دریافت می‌کند، ولی برای شمایی که دارید یک اثر هنری صادر می‌کنید، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این هم مسئله دوم است. یعنی اگر ما به بازار جهانی در حوزه رسانه متصل نشویم، درجا خواهیم زد.

۶) مزیت رقابتی مجموعه‌های عال در حوزه انیمیشن در ایران نسبت به رقبای خارجی چیست؟ عدم وجود لایسنس و آموزش راحت افراد را می‌توان مزیت رقابتی دانست؟

هزینه لایسنس‌های نرم‌افزاری که ما پرداخت می‌کنیم به نسبت هزینه پروژه عدد بالایی نیست؛ یعنی کمتر از ۵ درصد. تازه، همه لایسنس‌ها از ویندوزی که شما دارید استفاده می‌کنید تا اگر احیاناً بخواهید از مثلاً ورد برای فیلم‌نامه استفاده کنید و بعد به فتوشاپ مراجعه کنید، این هزینه‌ها چندان زیاد نیست. اما از آن طرف، عدم وجود لایسنس مشکل ایجاد کرده است. ببینید، اولین نکته‌ای که اتفاق افتاده این است که یک تنوع‌طلبی افزارگسیخته‌ای در کشور ایجاد شده است. وقتی شما مجبورید چیزی را حقش را بخرید، دیگر به سراغ ۱۰۰ تا از آن نمی‌روید و تنها از تعداد محدودی استفاده می‌کنید. حال، اتفاقی که برای کشور ما افتاده این است که هر چیزی که در دنیا منتشر می‌شود، یک نفر قفلش را می‌شکند و سپس قابل استفاده می‌شود.
این مشکل باعث می‌شود که نیروی کاری که می‌توانست روی چند نرم‌افزار که لایسنس دارند متمرکز شود، حالا تقسیم شده و در نرم‌افزارهای مختلف پراکنده شود. این عدم رعایت کپی‌رایت از این نظر ضربه می‌زند. لذا من فکر می‌کنم که کفه به نفع رعایت سنگین‌تر است. یعنی هم برای مصرف‌کننده و هم برای تولیدکننده شرایط حرفه‌ای‌تری را ایجاد می‌کند.

۷) پس از منظر شما، مزیتی که این اکوسیستم دارد، نسبت به جاهای دیگر دنیا و نسبت به آثار دیگر دنیا، چیست؟

ما چهار مزیت داریم. اولین مزیت این است که در دنیا، موج محتوای ال‌جی‌بی‌تی ایجاد شده و شبیه یک کتاب مقدس دستور داده می‌شود که در واقع محتواهای رسانه‌ای گنجانده شود. یعنی الان آمریکای شمالی و اروپای غربی به جایی رسیده‌اند که اگر این محتوا را پدر و مادر بچه با آن مخالفت کنند، انگار که با کتاب مقدس مخالفت کرده‌اند. این مسئله حبس و درگیری به دنبال دارد و حتی ممکن است که حضانت پدر و مادر را از آنان بگیرند. این یک رفتار خیلی عجیبی است. به طور طبیعی، شما این را در سبک زندگی‌مان نمی‌دیدید، ولی انگار برای آنان تبدیل شده است به یک پروژه خیلی ویژه که باید به زور این را تحمیل کنند. از سوی دیگر، ما شاهد یک موج مقاومتی در مقابل محتوای ال‌جی‌بی‌تی هستیم. یعنی در کشورهایی مانند چین، روسیه، بیشتر کشورهای آسیایی، اروپای شرقی و غیره و حتی در واقع در محیط‌های رسانه‌ای خود اروپای غربی و آمریکای شمالی نیز این موج مقاومت در مقابل آن محتوا وجود دارد.

نکته دومی که وجود دارد، در واقع سرمایه هنری کشور است. ما از نظر ذوق هنری از بسیاری از کشورها جلوتر هستیم. این امر از بچگی درون ما نهادینه شده است. یعنی چشم‌هایمان به کاشی‌کاری‌های مساجد و حرم‌ها و آینه‌کاری‌ها عادت دارد و در گوش‌هایمان به شعر عادت کرده‌ایم. تصاویر را که نگاه می‌کنید، چه مینیاتور و چه طراحی لباس، این‌ها یک اتفاق تاریخی در این کشور بوده است. هنرستان‌ها، دانشگاه‌ها و غیره به شکل آکادمیک و کلاسیک تدریس شده‌اند. لذا شما وقتی که یک نفر ایرانی دست به قلم می‌برد تا نقاشی بکشد، کاراکتر طراحی کند، بک‌گراند طراحی کند و غیره، از بسیاری از کشورهای دیگر جلوتر است. نشانه‌هایش را نیز می‌توانید ببینید.

انیمیشن شیرین، استودیو پویانمایی شمس

مزیت سوم هزینه طبیعی است. زیرا هزینه‌های زندگی در ایران به نسبت این کشورها کمتر است. پول آب، برق، غذا و مسکن که می‌خواهیم پرداخت کنیم، به طور کلی از بقیه این کشورها ارزان‌تر می‌شود. طبیعتاً با دستمزد کمتری نیز می‌توان نیروها را به کار گرفت. این نیز قیمت تولید را در واقع پایین می‌آورد.

نکته چهارم جمعیت است. تعداد هنرمندانی که می‌توانند این کار را انجام دهند در ایران زیاد است. یعنی مثلاً ما کشوری مانند قطر نیستیم که جمعیت کم باشد و هنرمندانش نیز کم باشند. این هم باز به ما یک ظرفیت می‌دهد. این چهار ویژگی در واقع مزیت رقابتی ما می‌شود: محتوای سالم، کیفیت هنری بالا، هزینه تولید پایین و تعداد نیروی زیاد.

به نظر من، پویانمایی و بازی‌های رایانه‌ای می‌توانند نقش اساسی در ارتقاء فرهنگ و هنر ایران ایفا کنند. این دو حوزه، به‌ویژه در دنیای امروز، به‌خوبی با فناوری‌های نوین و بسترهای آنلاین همگام شده‌اند و می‌توانند به راحتی به بازارهای بین‌المللی راه پیدا کنند. با توجه به جذابیت و تنوع محتوایی که می‌توانند ارائه دهند، این دو صنعت در واقع می‌توانند نه تنها خودشان را به عنوان برندهای بین‌المللی معرفی کنند، بلکه می‌توانند دیگر صنایع فرهنگی مانند کتاب و پوشاک را نیز تحت تأثیر قرار دهند.

۸) آیا ما ظرفیت بالا بردن تولید را داریم؟

بله، ما قطعاً این ظرفیت را داریم. در حال حاضر نیروی انسانی ماهر و توانمندی در کشور وجود دارد که در زمینه پویانمایی فعالیت می‌کنند. در دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها، آموزش‌های متنوعی در این زمینه ارائه می‌شود و بنابراین می‌توانیم به‌راحتی نیروی کار جدیدی را تربیت کنیم. اگر به تولیدات جهانی و موفق نگاه کنیم، می‌بینیم که تنها با یک برنامه‌ریزی درست و بهینه می‌توانیم به ظرفیت‌های بالایی دست پیدا کنیم.

۹) با توجه به نظر شما که ما نیروی انسانی کافی در این زمینه داریم ، اکنون در زمینه تولید، مشکلی که شما هم بیشتر با آن مواجهید، چیست؟

بله، با اینکه ممکن است ما در برخی مهارت‌های خاص با کمبود مواجه باشیم، اما در کل، نیروی انسانی کافی و بااستعدادی داریم. البته، باید توجه کرد که این افراد باید تجربه و آموزش لازم را نیز داشته باشند. در واقع، ما در یک دوره گذار قرار داریم و اگر بتوانیم برنامه‌های آموزشی و کارآموزی مناسبی ایجاد کنیم، می‌توانیم به سرعت این کمبودها را جبران کنیم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *