انیمیشنمصاحبه های رسانه

فرصت و تهدید تولید انیمیشن بین‌المللی در ایران: مصاحبه با حمیدرضا قوچانی

با وجود بازار در حال رشد انیمیشن در ایران، بازار کشور همچنان امکان درآمد محدودی برای تولید کنندگان انیمیشن ایجاد می‌کند. به همین دلیل بسیاری از تولید کنندگان انیمیشن بلند، به دنبال فروش محصولات خود در بازارهای جهانی هستند. یکی از استودیوهای فعال در این حوزه، استودیو بنار است. با مصاحبه‌ی اکوموتیو با حمیدرضا قوچانی مدیرعامل استودیو بنار همراه باشید:

سپاسگزاریم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. دلیل حضور ما در این فضا آن است که کمی بیشتر درباره‌ی شما بدانیم. لطفاً درباره‌ی روزهای پرچالشی که پشت سر گذاشته‌اید توضیح دهید و بفرمایید این روزها چه می‌گذرد و به طور کلی مشغول چه کاری هستید؟

روزهای سخت و شیرینی هم‌زمان برای استودیو بنار به شمار می‌رود. ما بیش از شش سال درگیر تولید آخرین پروژه‌مان بودیم و  بنا به برنامه‏ ریزی فروش و تقویم مارکتینگ پروژه ما می‏بایست به رویداد کن می‌رسید. بنابراین فشار بر روی تیم ما در این مقطع بسیار زیاد بود. طراحی کمپینی برای حضور در کن که بتواند اهداف مورد نظر را تأمین کند، هم‌زمان با پایان دادن به پروژه و مواجهه با مشکلات جدی در یک‌سوم پایانی تولید، روزهای بسیار دشواری را برای ما رقم زد.

ما تمام توان خود را به کار گرفتیم تا بهترین نتیجه را به دست آوریم. این فشار و استرس به وضوح در فضای کار احساس می‌شد، اما شیرینی این تجربه از آن جهت است که هر کاری، به‌ویژه انیمیشن که فرآیندی بسیار زمان‌بر دارد، وقتی به نقطه پایانی می‌رسد، احساس می‌کنی به قله‌ای رسیده‌ای که هرگز تصور رسیدن به آن را نداشتی و تنها آرزوی آن را داشتی. این حس خرسندی پس از سال‌ها تلاش و زحمت جمعی، برای تیم ارزشمند و لذت‌بخش بود. در این راستا روزهای پرفشاری را پشت سر گذاشتیم و در عین حال روزهای بسیار شیرینی را نیز تجربه نمودیم. احساس می‌کنیم که این پروژه می‌تواند نشان‌دهنده پتانسیل تولید انیمیشن در ایران باشد و یک تلاش جدی برای تولید اثری در استاندار جهانی برای مخاطب بین المللی.

فرصت و تهدید تولید انیمیشن بین‌المللی در ایران: مصاحبه با حمیدرضا قوچانی

لطفاً راجع ‌به فرآیند تولید این کار، معرفی مجموعه و فعالیت خودتون بیشتر توضیح بفرمایید.

استودیوبنار به‌طور خاص با هدف ساخت فیلم‌های انیمیشن سینمایی بلند تأسیس شد. حدود شش سال گذشته، پروژه‌ای را تحت عنوان «اسکاتی» «Scotty» دنبال کرده‌ایم. این پروژه، به لحاظ فرآیند تولید، پیچیده، زمان‌بر و به شدت گران بوده و و با چالش‌های بسیاری روبه‌رو بودیم. ما با چالش‌هایی مانند کمبود منابع انسانی و در ابتدای کار مسائل مربوط به تجهیز استودیو مواجه بودیم که بر روی زمان پروژه تأثیر مستقیم گذاشته بود.

انیمیشن به طور کلی فرآیند تولید طولانی و مستمری دارد و بازگشت سرمایه آن بسیار طولانی است. در ایران، به دلیل محدودیت‌هایی مثل محدودیت دسترسی به بازار نیروی کار جهانی و محدودیت نقل و انقال مالی و بستر بی‏کیفیت اینترنت و تعاملات محدود با ارکان سینمای جهان، این فرایند معمولاً چالش‏های مضاعفی مواجه است. با این حال، ما موفق شده‌ایم پس از نزدیک به شش سال به این پروژه پایان دهیم و اکنون درگیر مراحل پس‌تولید آن هستیم.

این فیلم با کیفیتی بسیار بالا و با استانداردهای بین‌المللی و برای بازار جهانی طراحی شده است. از مرحله سناریو تا لوک‌دیزاین و ابعاد کیفی، با تیمی بسیار حرفه‌ای کار کرده‌ایم که ترکیبی از نیروی داخلی و متخصص خارجی بوده است. یکی از مزیت‌های این فیلم این است که نخستین فیلم 4k ساخته شده در ایران محسوب می‌شود و به لحاظ سطح فنی، کیفیت انیمیت و سایر المان‏های کیفی، فاصله معناداری با تولیدات مشابه دارد.

نخستین اکران فیلم در رویداد کن خوشبختانه با تحسین و استقبال امیدوارکننده منتقدین و حاضرین همراه بود. احتمالاً در سال جاری درگیر فروش بین‌المللی این اثر خواهیم بود و همچنین برنامه‌های توسعه‌ای جدی در این زمینه داریم که به‌طور مستمر پیگیری خواهیم کرد. به عنوان اولین اثر، ما امیدواریم تجربه اکران بین‏المللی موفقی داشته باشد و به دستاوردی شاخص برای جامعه انیمیشن ایران تبدیل شود.

اینطور که من متوجه شدم، شما در داخل کشور انیمیشن را تولید می‌کنید برای هدف بازارهای بین‌المللی. ما در ایران برای این کار، مزیتی داریم؟ یا برای اینکه اهل این کشور هستید، این کار را انجام می‌دهید؟

به هر حال، برخی صنایع در ایران دارای مزیت‌هایی هستند که این مزیت‌ها لزوماً به مزیت دستمزد نیروی انسانی محدود نمی‌شود. ما در ایران، هرچند به صورت محدود، به نیروی انسانی بسیار با کیفیت چندتخصصی و راندمان بسیار بالا دسترستی داریم. همین امر باعث شده که تیم تولید در یک انیمیشن سینمایی ایران بسیار کوچکتر از تیم تولید پروژه مشابه در انیمیشن جهان باشد. در برخی از آثار پیکسار یا دیزنی تیم تولید متشکل از ۸۰۰ نفر است، در حالیکه این تیم در ایران به زحمت به ۲۰۰ نفر می‏رسد. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که برخلاف دیگر صنایع، اگرچه سطح دستمزد متخصص ایرانی انیمیشن در قیاس با معادل جهانی آن اختلاف دارد، اما این اختلاف در سطح فردی به شدت سایر عناوین شغلی معنادار نیست.

برای اینکه بتوانیم از این مزیت‌ها استفاده کنیم و بازار را گسترش دهیم، نیاز داریم که بر روی توسعه کمی نیروهای آموزش‏دیده و رشد مهارت‌های نیروی متخصص شاغل داخلی تمرکز کنیم. اگر بازار بخواهد رونق پیدا کند، یکی از جدی‌ترین موانع، دسترسی محدود به منابع انسانی ماهر خواهد بود. اکنون بیش از سه تا چهار فیلم انیمیشن در طول سه تا چهار سال تولید نمی‌شود و تقریباً هر سال یک فیلم، اکران داخلی را تأمین می‌کند.

بی‌تردید اکران و نمایش اثر، فرصت‌های بالقوه‌‌ای در اختیار هر سازنده‌ای قرار می‌دهد و دارای تأثیرات قابل‌توجهی خواهد بود. مایلم در این خصوص به گفت‌وگو بپردازیم که شما با چشم‌پوشی از این موضوع، چه مزیت‌هایی را در مسیر شکل‌گیری این اثر کسب نموده‌اید.

آنچه ما فدا کردیم، توجه به مخاطب ایرانی بوده است. هنگامی که با مخاطب ایرانی در تعامل هستید، قاعدتاً می‌بایست بر همذات‌پنداری با این مخاطب در فیلمنامه‌تان تأکید جدی داشته باشید. اما اثر حاضر به‌دلیل طراحی برای بازار بین‌المللی تلاش نموده تا اثری باشد که نمایندگی فرهنگی صریحی نداشته باشد. از این‌رو، سرمایه‌گذاری حداکثری برای جذب مخاطب داخلی را مدنظر قرار نداده‌ایم.

در این عرصه، فرمول‌های مشخصی برای جذب مخاطب ایرانی در حوزه‌های گوناگون هنرهای نمایشی و سینما وجود دارد که ما به‌منظور دستیابی به مخاطبی گسترده‌تر، از آن شیوه‌ها چشم‌پوشی کرده‌ایم. همچنین با توجه به اینکه ما در پی تولید اثری با استانداردهای جهانی بودیم و تولید انیمیشنی بر اساس این استانداردها مستلزم صرف هزینه‏ بیش از سه میلیون دلاری بوده، ظرفیت درامدی اکران سینمایی در ایران کفایت تأمین این هزینه را نمی کند و – حتی با خوشبینانه‌ترین فرضیات – کمتر از ده درصد کل هزینه تولید را پوشش می‌دهد.

بنابراین، نمی‌توان فیلمی با استانداردهای بین‌المللی و کیفیت مطلوب تولید کرد که همزمان بر بازار ایران متمرکز باشد. این وضعیت بر اساس الزامات موجود در صنعت انیمیشن، ناگزیر به این نتیجه می‌رسد که باید بیشتر بر بازارهای خارجی تمرکز کنیم.

پوستر انیمیشن اسکاتی

من علاقه‌مندم در مورد الگوهای مورد نظر مخاطب در این فیلم بیشتر بدانم. با توجه به هدف‌گذاری بین‌المللی که دارید، احتمالاً یک کشف نیازمندی شکل گرفته است و این کشف نیازمندی نیز منطقاً باید در اثر شما نمود پیدا کرده باشد. می‌خواهیم بدانیم که آیا چنین الگوهای مشخصی وجود دارد؟، مثلاً کار بر روی حیوانات یا موارد دیگر؟

بله، در زمان پیش‏تولید اسکاتی، ما مطالعات مفصلی بر روی گونه‏شناسی مخاطب‌ انجام دادیم. بررسی‌های ما نشان داد که مضامین سناریو تناسب زیادی با ذهنیت عمومی از رفتارشناسی گربه دارد و کاراکترها در شمایل گربه می‌توانند بستر صمیمی‌ و آشنایی برای انتقال مفاهیم محوری فیلم به مخاطب باشند. بنابراین علیرغم پیچیدگی‏های فنی جدی که کاراکتر چهارپا مخصوصا در بخش انیمیت به پروژه تحمیل می‏کرد، به دلیل ارزش افزوده و امکاناتی که این موضوع برای پروژه به همراه داشت، ما را به انتخاب این الگو ترغیب کرد و در نهایت ما را به انتخاب جهان گربه‏ها به عنوان بستر روایت سوق داد.

همچنین این تصمیم به ما کمک کرد که به دور از محدودیت‌های فرهنگی، فیلم را برای مخاطبان جهانی ملموس‏تر کنیم. همانطور که گفتم، تلاش ما این بود که فیلم هیچ نمایندگی فرهنگی شاخصی نداشته باشد و در عین حال، قوی‌ترین ابعاد انسانی را که می‌تواند موضوعاتی مانند اعتماد و دوستی و تأکید بر ارزش‏های زیست جمعی را مورد توجه قرار دهد، به تصویر کشیده باشیم. این انتخاب سبب می‌شود که فیلم قابل اکران در جغرافیای وسیع‏تری باشد و همان‌طور که اشاره کردم، از نزدیک شدن به مرزهای حساسیت‌ فرهنگی پرهیز کنیم.

باید به‌این نکته نیز اشاره کرد که انیمیشن یکی از معدود فرم‌های هنری است که می‌تواند برای بیان ایده‌ها و مفاهیم عمیق از سمبل‌ها و استعاره‌ها و عناصر خیال بهره ببرد. بر خلاف سینمای لایو اکشن که استفاده زیاد از نماد و استعاره مخاطب عام را سردرگم و درگیر کشف معنا می‏کند، سینمای انیمیشن می‏تواند به همان میزان و بیشتر بر عناصر خیال تأکید کند و همچنان صمیمی و همه‏فهم باقی بماند.

به‌نظرتان تا چه حد به این اهداف دست پیدا کرده‌اید؟ با توجه به اینکه الان یک محک نسبتاً قابل توجه در دست دارید، ارزیابی شما چیست؟

ببینید، برای خلق یک اثر بین‌المللی، باید ذهنیت بین‌المللی داشته باشید. طبیعتاً نویسنده هر چقدر هم بخواهد از مختصات خود فراتر برود، به هر حال یک تاریخ را با خود حمل می‌کند که بر اساس آن می‌نویسد. این تاریخ شامل جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند در تعامل با مخاطب فراگیر چالش‌آفرین باشد. تنها زمانی که یک اثر در معرض دید و نظر مخاطب بین‌المللی قرار می‌گیرد، می‌توان نقاط و لحظات حساسیت‌برانگیز آن را  بررسی کرد. چرا که مضامین واحد در جغرافیای متفاوت می‏تواند معانی متفاوت و بعضاً متناقضی را تداعی کند.

به عنوان مثال، نسخه اولیه اسکاتی در صحنه‏ای مرگ مادر را به نمایش می‏گذاشت که برای بسیاری از ما از شدت تکرار در کارتون‌های دوران کودکی‌مان، طبیعی به نظر می‌رسید. اما به محض اینکه این صحنه در معرض دید توزیع‏کنندگان و عاملان فروش جهانی قرار گرفت، این صحنه به «شدت دلخراش» و در مواردی «هولناک» تشخیص داده شد که می‏تواند برای مخاطب جهانی بسیار ناخوشایند باشد. از همین جهت ما مجبور به حذف تعدادی از پلان‏های آن صحنه و تولید چند پلان جدید شدیم.

الان که به صورت جدی‏تر درگیر فرایند فروش فیلم هستیم، ضرورت تعامل گسترده با عوامل توزیع و فروش جهانی از نقطه صفر پیش‏تولید بیشتر از گذشته برای ما روشن شده، اما اگر بخواهیم واقع‏بین باشیم باید اعتراف کنیم که در شرایط انزوا و مقررات سخت‏گیرانه صدور ویزا، گسترش این تعاملات با محدودیت‏های ساختاری مواجه است.

در نسخه اولیه، مرگ مادر برای ما طبیعی بود، اما برای مخاطب جهانی ‘دلخراش’ و ‘هولناک’ توصیف شد؛ ناچار به حذف شدیم.

با توجه به اینکه اشاره کردید که افرادی از خارج از کشور نیز در این پروژه همکاری می‌کنند، برایم جالب است بدانم این افراد چگونه به شما کمک می‌کنند؟

ممکن است شعارزده به نظر بیاید، ولی اسکاتی با سرمایه متعهد به توسعه ایران ساخته شده است. ما فقط در موارد محدود عدم دسترسی به نیروی انسانی با کیفیت یا بعضاً به اقتضای جبران انحراف از برنامه زمانبندی با افراد خارجی همکاری داشتیم. یکی از همکاری‌هایی که با خارج از ایران داشتیم، در حوزه دوبله بوده است. اسکاتی به زبان انگلیسی است و ما در یکی از معتبرترین استودیوهای بریتانیا ضبط صدا داشتیم. همچنین برای ارتقاء کیفیت اثر و نزدیکتر شدن به استانداردهای جهانی یک کارگردان خلاق و باتجربه آلمانی به نام یولین بندیکت را به تیم اضافه کردیم که تجربه کار با او برای استودیو بنار بسیار ارزشمند و برای اسکاتی فوق‏العاده مؤثر بود. در مقطعی که فرایند انیمیت، به واسطه پیچیدگی‏های فنی انیمیت کاراکتر چهارپا و عدم دسترسی کافی به انیماتور ماهر، تبدیل به گلوگاه پروژه شده بود تعدادی انیماتور خارجی به تیم تولید اضافه شد. ضبط ارکسترال موسیقی فیلم  هم توسط ارکستر بوداپست انجام شد.

در تجربه ساخت اسکاتی از ظرفیت همکاری با دیاسپورای ایرانی نیز استفاده شد، موسیقی فیلم توسط رامین کوشا ساخته شد که از آهنگسازان برجسته‌ و بین‏المللی است. همکاری با جمعیت مهاجرین ایرانی هم اکنون در حوزه مارکتینگ، فروش و حوزه‏های حقوقی و اسنادی مربوط به فیلم در جریان است و در ادامه‏ فعالیت‏های استودیو بنار نیز توسعه خواهد یافت.

به‌نظرتان چگونه این تجربه‌های به‌دست‌آمده و سختی‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا مسیر روشن‌تری برای پروژه‌های بعدی داشته باشید؟ آیا تجربیات مثبتی داشتید که آنها را به کار بگیرید؟

شروع استودیو بنار با فیلم سینمایی اسکاتی بوده.  ما به واسطه ضرورت‏های این تجربه تازه، استودیو را با زیرساخت بسیار با کیفیت و یک رندر فارم بی‏مانند تجهیز کردیم. به یک پایپ لاین بهینه برای تولید فیلم سینمایی رسیده ایم و مهم‏تر از همه ترکیبی از یک تیم سوپروایزری و کارگردانی متخصص، جاه طلب و همدل را در کنار خود داریم. خروجی همه این‏ها یک فیلم سینمایی انیمیشنی بلند استاندارد و آبرومند است که به گواه عده قابل توجهی از منتقدین و توزیع‏کنندگان در رویداد کن، می‏توان به تجربه موفقی از اکران آن امیدوار بود.

اعتبار کسب شده از تولید اسکاتی به همراه تجهیزات و نیروی انسانی با کیفیت بزرگترین سرمایه استودیو بنار برای ادامه مسیری است که شش سال پیش آن را آغاز کرده و چشم‏انداز تداوم و توسعه آن را دارد. در حال حاضر با تجربه‏ای که در فرایند فروش فیلم در حال کسب آن هستیم و بر مبنای شبکه روابطی که در سطح جهانی شکل داده‏ایم، می‏توانیم امیدوار باشیم که بالغانه در برابر چشم‏انداز امیدوارکننده‏ای که پیش رویمان ترسیم شده، قرار بگیریم.

به نظر شما آیا دستیابی به استانداردهای جهانی، حتماً به مدل‌های خاصی از برندینگ وابسته است؟ چگونه می‌توان از این منظر فعالیت داشت؟

بله، قطعاً. وقتی در مورد انیمیشن ایرانی صحبت می‌کنیم، باید به مزیت‏ها و کاستی‏هایی که این صنعت در مختصات فعلی خود دارد بیشتر تمرکز کنیم. در این عرصه، الزامات و فرایندهایی برای رسیدن به استانداردهای جهانی وجود دارد. از جمله این استانداردها، نیاز به زیرساخت‌های آموزشی و توسعه نیروی انسانی و توجه به بهبود مستمر زیرساخت تکنولوژیک و سازماندهی آن‏ها ذیل یک مفهوم فرادست به نام انیمیشن ایرانی است، که یک ذایقه انیمیشنی متمایز را نمایندگی می‏کند، ما با توجه به محدودیت‏های ساختاری که پیش‏تر به برخی از آن‏ها اشاره کردم، نمی‌توانیم به یک‌باره برند انیمیشن ایرانی را به مرحله بلوغ برسانیم، اما می‌توانیم به صورت تدریجی پیشرفت کنیم و روی نقاط تمایز و مزیت‏هایمان تمرکز کنیم.

صنعت انیمیشن ایران اگر طی پویش تاریخی خود موفق به شکل دادن برند انیمیشن ایرانی شده بود، اکنون با تکیه بر ذائقه‏ای که در مخاطبین انیمیشن ساخته بود، سهم محفوظی از این بازار چندین میلیارد دلاری داشت.

برداشت من از صحبت‌های شما این بود که مهم‌ترین خلأ در این سیستم، موضوع برند یا برندینگ انیمیشن ایرانی است. آیا می‌توانید بیشتر توضیح دهید که چرا این موضوع اینقدر مهم است و چگونه می‌توان آن را بهبود بخشید؟

ببینید، مادامی که برند «انیمیشن ایرانی» در بازار جهانی خلق نشده باشد، تمامی آثار انیمیشنی داخلی، باید منفرداً برای موفقیت خود تلاش کنند. اما روزی که این برند ساخته و شناخته شود، پیشاپیش یک گروه مخاطب در سرتاسر جهان به صورت بالقوه برا آن اثر وجود دارد و دغدغه صاحب اثر جلب رضایت حداکثری این گروه و توسعه کمی آن است.

بنابراین مسیر موفقیت این صنعت تنها از رهگذر ساخت و تثبیت و توسعه برند انیمیشن ایرانی می گذرد و به باور من هیچ میان‏بری در این مسیر وجود ندارد. برای تحقق آن هم ما ناگزیریم با واقعیت مواجه شویم و چاره‏ای حاکمیتی برای تعدیل محدودیت‏های ساختاری بیابیم. تعدیل این محدودیت‏ها به معنای رفع تأمین مالی خارجی، اتصال شبکه بانکی به شبکه جهانی، توسعه اینترنت باکیفیت و رایزنی برای تسهیل مقررات صدور ویزاست. آن موقع می‏شود انتظار داشت که کمپانی‏ها و استودیوهای انیمیشنی در کنار یکدیگر در تعامل با بازار جهانی انیمیشن قراربگیرند.

در ایران، محدودیت‌هایی مانند تعامل محدود با سینمای جهان، نیروی کار محدود، و اینترنت بی‌کیفیت، تولید انیمیشن را به کاری چند برابر دشوارتر تبدیل کرده است.

اگر بخواهید یک تغییر جزئی در این فضا ایجاد کنید که با تغییراتی کوچک از نظر زمانی و امکاناتی همراه باشد و بتواند به بهبود اکوسیستم انیمیشن کمک کند، آن تغییر جزئی از نظر شما چه می‌تواند باشد؟

ایجاد یک آموزشگاه تخصصی انیمیشن می‌تواند تغییر مهمی باشد. آموزش نیروی کار جوان و تازه‌نفس می‌تواند به کیفیت کار در این صنعت کمک شایانی کند. به‌طور خاص، در سال‌های اخیر برخی از رویدادها و کارگاه‌ها در حوزه انیمیشن برگزار شده است و استقبال خوبی از آنها صورت گرفته است. این رویدادها نه تنها به هدایت افراد علاقمند جدید کمک می‌کنند، بلکه همچنین باعث می‌شوند که تجربه‌های مثبتی از قبل به اشتراک گذاشته شود و انتقال دانش به کسانی که در حال ورود به این حوزه هستند، صوت بپذیرد.

این آموزشگاه‌ها می‌توانند فرصت‌های منحصر به فردی برای یادگیری نرم‌افزارهای تخصصی، توسعه خلاقیت و حتی بهبود نمونه کارها ایجاد کنند. یک برنامه جامع آموزشی که شامل نظریه، تمرین و پروژه‌های گروهی باشد، به تربیت نیروی انسانی با مهارت بالا کمک می‌کند. به همین ترتیب، اگر بتوانیم مدلی از مشاوره و شبکه‌سازی ایجاد کنیم که دانش‌آموختگان را به صنعت مرتبط کند، بدون شک می‌تواند مزیت قابل توجهی در اکوسیستم انیمیشن ایران ایجاد کند.

اگر یک تغییر اساسی در این حوزه ایجاد شود که باعث بهبود فضای اکوسیستم و بهبود شرایطی که شما در آن تربیت می‌کنید، شود، آن تغییر چه می‌تواند باشد؟

اکوسیستم انیمیشن یک دسته مسائل عام دارد و یک سری مسائل خاص. به مسائل خاص صنعت انیمیشن که پیش‏تر اشاره شد. اما در بحث مسائل عام، انیمیشن تاقته جدا بافته نیست و اکوسیستم صنعت انیمیشن از اکوسیستم صنایع داخلی متمایز نیست و مسائل آن عیناً همان مسائل عمومی صنعت در ایران است که عمدتاً مسائلی است که در حوزه اقتصاد کلان و تصمیمات ساختاری حاکمیتی تعریف می‏شوند. تعدیل و رفع تحریم‏ها با اثرات مؤثری که بر ادغام اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی دارد، می‏تواند به ارتقاء جذابیت صنعت ایران برای سرمایه‏گذاری خارجی در کشور منجر شود. جذب سرمایه خارجی، با توجه به مزیت‏هایی که تولید انیمیشن در ایران دارد، هم به رشد کمی عناوین تولیدی می‏انجامد و هم با ارتقاء زیرساخت تکنولوژیک استودیوها، می‏تواند به رشد سطح کیفی آثار منجر شود.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *