
در رویداد هزارتوی پادشکنندگی که در روز پنجشنبه در تاریخ ۱۶ مرداد در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، فضایی برای هماندیشی و شنیدن تجربیات افرادی که از دل بحرانها عبور کرده بودند فراهم شد تا از تجارب فعالین اکوسیستم استارتاپی الهام بگیریم و مسیرهای هوشمندانهتری برای آینده طراحی کنیم.
در یکی از پنلهای کلیدی رویداد «هزارتوی پادشکنندگی»، سه تن از مدیران عامل شناختهشده، از تجربههای زیسته خود در مواجهه با بحرانهای اخیر گفتند: حامد ولیپوری (ازکی)، صادق محسننیا (اسمارتک) و بابک سهرابی (جاجیگا).
از مسئولیتپذیری در بحران تا بازتعریف استراتژی سرمایهگذاری
ولیپوری، مدیرعامل ازکی، صحبتهایش را با مرور اولین واکنشها به بحران آغاز کرد:
«برای ما قطعی اینترنت یا رخدادهایی مثل کرونا، تجربههای تازهای نبودند. چیزی ما را سورپرایز نکرد. آنچه باید حفظ میکردیم، تصویر مسئولیتپذیریمان در ذهن تیم بود. تلاش کردیم سریع به تیم بفهمانیم که امنیت انسانی اولویت مطلق است و بعد، سراغ پایدارسازی مالی رفتیم.»
او تأکید کرد تصمیمگیریها در ازکی بر اساس سه لایه اصلی صورت گرفت: انتظارات سهامدار، تحلیل رفتار کاربران، و سناریوهای ژئوپلیتیکی. ولیپوری از این گفت که سازمان، حتی در روزهای بمباران، استخدام را متوقف نکرد:
«پیام روشنی به سازمان دادیم: این بحران پایانی برای ما نیست. حتی وقتی آینده کوتاهتر از گذشته دیده میشود، همچنان سرمایهگذاری میکنیم، چون باور داریم ایران در بلندمدت روی خوشش را نشان خواهد داد.»
دو درس از ناکامیها؛ ضعف زیرساخت و کمتنوعی درآمد
مدیرعامل اسمارتک بحران را فرصتی برای بازنگری در کاستیها دانست. محسننیا صریح بود:
«با اینکه ما هم سریع جلسات آنلاین گذاشتیم و تلاش کردیم فضا را آرام کنیم، ولی دو حوزه آسیب جدی دید: زیرساختها و تنوع درآمد. سرورهایی که به خارج متصل بودند قطع شدند، و وابستگی به یک مدل کسبوکار آسیبپذیری را بالا برد.»
او از فقدان زیرساختهای دورکاری و نداشتن سناریوی جایگزین گفت، و اینکه امروز اولویتشان کاهش وابستگی به خارج و افزایش کانالهای درآمدی متنوعتر است:
«از اشتباهاتمان درس گرفتیم. مثلاً سلرهایی که تبلیغات میکردند سریع عقب نشستند، حالا در حال بازگشتند ولی با احتیاط. ما هم داریم روی دستهای از پلتفرمهایی تمرکز میکنیم که درآمد سریعتر میدهند. رمز عبور به آینده، تنوع است.»
راهبرد در سرزمین ریسک؛ انتخابهایی برای بقا
سهرابی، مؤسس و مدیرعامل جاجیگا، حرفهایش را نه از جنس عملیات، بلکه از زاویه راهبردی آغاز کرد:
«برای کسی مثل من که متولد ۵۷ است، بحران جدید نیست. ما سالهاست با ریسک زندگی میکنیم. اینجا کشوری با ساختار ناکارآمد و تحریم داخلی و خارجی است. کسی که در چنین فضایی تصمیم به ساخت بیزینس گرفته، باید از ابتدا انتخابهایش برای این سرزمین تنظیم شده باشد.»
او تأکید کرد که انتخاب جاجیگا از ابتدا مبتنی بر بیزینس مدل اشتراکی بود، نه سرمایهمحور:
«نرفتیم هتل بسازیم. انتخاب کردیم در اقتصاد اشتراکی بمانیم؛ مدلی که در بحران نه تنها فرو نمیپاشد، بلکه ظرفیت انعطاف و بقا دارد.»
سهرابی از اهمیت اعتمادسازی با ذینفعان گفت. از نگاه او، تمام تلاشهای گذشته در روز بحران بازدهی خود را نشان میدهد:
«در بزنگاه، آنچه شما را نگه میدارد اعتماد است. اعتماد مهمان، میزبان، و همکار. ما ۹ سال است انتخاب کردهایم کار سخت را انجام بدهیم و در همه حال شفاف، دقیق و بهموقع باشیم.»
او حتی از تصمیم به استقرار جاجیگا در شمال کشور بهعنوان یک تصمیم استراتژیک یاد کرد:
«شاید تهران فرصتهای بیشتری داشته باشد، ولی بحرانزاتر است. انتخاب کردیم از تمرکز تهران خارج شویم تا تابآوریمان بیشتر شود. شاید تبلیغات بیلبوردی نکردیم، ولی مدل راندمان بالای تیم کوچک را حفظ کردیم. ما اینجا هستیم چون میدانیم جایی که چیزی برای از دست دادن ندارد، قویتر است.»
چشمانداز آینده: سرمایهگذاری، احتیاط و خوشبینی فعال
هم ولیپوری و هم محسننیا با وجود تفاوت لحن، بر یک نکته همنظر بودند: آینده ایران مبهم است، اما فعالان باید آماده باشند. ولیپوری تأکید کرد:
«سرمایهگذاری یعنی موکولکردن مصرف امروز به امید آینده. اگر این آینده تیره شود، کل مفهوم سرمایهگذاری زیر سؤال میرود. برای همین است که ما در ازکی استراتژیها را براساس تحلیل سناریوها مرتب بازنگری میکنیم. ساختار ما طوری است که میتوانیم در صورت نیاز هر شب تصمیم جدید بگیریم.»
محسننیا هم گفت:
«نگاه ما به آینده با احتیاط است. شاید جنگ تمام شده باشد، اما عدم قطعیت ادامه دارد. باید تنوع ایجاد کنیم، تخممرغها را از یک سبد درآوریم، به بیزینسهایی نزدیک شویم که جریان نقدی سریعتری دارند و بتوانند زودتر بهرهبرداری شوند.»
کارآفرین ایرانی، میان بحران و واقعبینی
در این پنل، نه صرفاً راهحلهای اجرایی، بلکه شیوههای اندیشیدن در دل بحران روایت شد. از بازتعریف مسئولیتها و حفظ اعتماد گرفته تا اصلاح ساختارها و بازتنظیم ذهنیتها نسبت به آینده.
اگر یک پیام مشترک میان این سه مدیر وجود داشت، آن بود که در جغرافیای نامطمئن امروز، مسیر بقا نه از مسیر پیشبینیپذیری، بلکه از مسیر تطبیقپذیری و انتخابهای آگاهانه میگذرد. جایی که دیدگاههای راهبردی، مهمتر از واکنشهای صرفاً عملیاتیاند.
ارتباط در شرایط سخت
در پنل دیگر این رویداد با نام «ارتباط در شرایط سخت»، سه فعال رسانه و ارتباطات سازمانی از تجربههای زیسته خود در مواجهه با شرایط بحرانی گفتند؛ از اصابت موشک در نزدیکی دفتر، تا تعطیلی زیرساختها و تصمیمگیریهای لحظهای برای حفظ اعتماد کاربران.
در این پنل، مانی قاسمی (موسس دیجیاتو)، صدرا محقق (مدیر روابط عمومی دیوار) و حدیث خسروی (مدیر ارتباطات نوبیتکس) حضور داشتند. هرکدام از منظری متفاوت اما با دغدغهای مشترک: چگونه در دل بحران، روایت بمانیم، اعتماد بسازیم و فرو نپاشیم؟
تصمیم در تاریکی: تجربه دیجیاتو
مانی قاسمی با بازگویی لحظه اصابت موشک در نزدیکی دفتر دیجیاتو گفت:
«تنها چند صد متر با انفجار فاصله داشتیم. سریعا تصمیم گرفتیم دورکار شویم. تجربههای قبلی مثل کرونا و اعتراضات کمک کرده بود تا آمادهتر باشیم.»
او بزرگترین چالش را نبود قطعیت عنوان کرد:
«نمیدانستیم بحران تا کی ادامه دارد. انرژی تیم تحلیل میرود، امید کم میشود. اما مسئولیت رهبر سازمان، حفظ انگیزه و چشمانداز است؛ حتی اگر هیچچیز معلوم نباشد.»
دیوار، پناهگاه دیجیتال در دل بحران
صدرا محقق از تجربه دیوار در همان روزهای نخست جنگ گفت:
«میزان مراجعه کاربران بهطور معناداری افزایش یافت. مردم بهدنبال فروش، خرید، اسکان یا حتی یافتن وسیلهای ضروری بودند. بهسرعت دستهبندیهای جدیدی اضافه کردیم. فقط در چند روز، ۶۰ هزار آگهی در این دستهها ثبت شد.»
او به تجربه لغو ناگهانی جلسه ورود به بورس نیز اشاره کرد:
«تمام مقدمات فراهم شده بود. اما شب قبل جلسه، با یک نامه رسمی همهچیز متوقف شد. اینجا متوجه شدیم که همیشه تصمیم نهایی دست ما نیست.»
نوبیتکس زیر ضربه؛ فقط ارتباط ماند
حدیث خسروی روایت خود را با تصویری احساسی آغاز کرد:
«بامداد روز انفجار، یکی از رویدادهای ورزشیمان در جریان بود. بچهها با تیشرتهای نوبیتکس پناه گرفته بودند. ساعت ۷ صبح جلسه بحران برگزار کردیم.»
نوبیتکس تصمیم گرفت تا جای ممکن، خدمات را باز نگه دارد:
«حتی وقتی بانکها و بورس تعطیل شده بودند، ما برداشت را فعال گذاشتیم. اما حمله سایبری به ما ضربه زد. تقریباً همهچیز از کار افتاد؛ فقط رسانه و شبکههای اجتماعی باقی ماند.»
او واکنش کاربران را فراتر از انتظار دانست:
«کسی فحاشی نمیکرد. همه همراه بودند. شاید چون درد مشترکی وجود داشت.»
روایت، ابزار بقا در بیثباتی
اگرچه این سه روایت از سه دنیای متفاوت میآیند – رسانه، پلتفرم و بازار مالی – اما پیام مشترکی دارند:
در روزهایی که آینده مبهم، تصمیمگیری سخت و اعتماد شکننده است، ارتباط انسانی، صداقت و روایتگری، مهمترین سلاح سازمانهاست.
رویداد هزارتوی پادشکنندگی با تمرکز بر مفاهیم تابآوری، زیست در بحران و بازتعریف سازمانها در شرایط ناپایدار برگزار شد. پنل «ارتباط در شرایط سخت» یکی از بخشهای این رویداد بود که تجربههای عینی در دل میدان را به اشتراک گذاشت.



