
یکی از مهمترین اجزای هر اکوسیستم، مراکز آموزشی آن هستند. اکوسیستم انیمیشن و تولید محتوا نیز از این قاعده مستثنا نیست. دانشگاهها و مراکز آموزشی حضوری و غیر حضوری متعددی برای آموزش مهارتهای مورد نیاز برای این حوزه در کشور فعال هستند. یکی از مهمترین این مراکز، دانشگاه سوره است.
در این مصاحبه، با آقای دکتر کاظم نظری، رئیس دانشکده هنر سوره و مدیر کل اسبق مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مصاحبهای به عمل آوردیم. ایشان در این مصاحبه از تجربههای خود در آموزش نیروی انسانی مورد نیاز اکوسیستم هنر، مدیریت فضای هنری از سوی دولت و ضرافتهای برقراری ارتباط میان دولت و جامعه هنری صحبت میکند:
نوع نگاه و برداشت شما از اکوسیستم انیمیشن ایران چگونه است؟
این محیط، اکوسیستم، یک مجموعه را معرفی میکند، به تصویر میکشد و گاهی به آن جان میبخشد که در کنار این جان بخشیدن و به نمایش گذاشتن، اهمیت و ارزش آن را نیز برای مخاطبی که در مواجهه با داستان یا مسألهی سینما و انیمیشن قرار دارد، روشن میسازد و یادآور میشود که این عناصر به یکدیگر وابستهاند؛ زیرا هر یک از آنها معنایی به اکوسیستم و حیات جاری در فضای محیط نمایشی میبخشند. در سراسر جهان نیز به این موضوع توجه شده و در حوزههای مختلفی چون مستندسازی که جایگاه و روش خاص خود را دارد.
یک مقدار راجعبه خود دانشگاه سوره و فعالیتهایی که اینجا در رابطه با انیمیشن اتفاق میافتد توضیح مختصری بفرمایید.
دانشگاه سوره، به مدت حدود ده سال است که در حوزه انیمیشن، گروه تخصصی دارد و در زمینه تولید انیمیشن آموزش میدهد. افراد بزرگی نیز در اینجا حضور دارند. به عبارت دیگر، تمام کسانی که در عرصه تولید و مدیریت این حوزه فعالیت میکنند، در اینجا تدریس مینمایند. دانشگاه سوره تفاوتی با دانشگاههای دیگر دارد: این است که تعداد اساتید مدعو و استادکارهای آن بسیار زیاد است. در دانشگاههای دیگر مانند تربیت مدرس یا دانشگاه هنر، اعضای هیئت علمی معمولاً محدود به تعداد مشخصی هستند، مثلاً ده نفر، و تمام کلاسها بین این تعداد تقسیم میشود. اما در اینجا، میتوانم بگویم حدود چهل نفر، از جمله آقای همدانی و دیگران که در حوزه تولید انیمیشن فعالیت دارند، به تدریس میپردازند یا دورههای آموزشی کوتاهمدت را به دانشجویان ما آموزش میدهند. معمولاً دانشجویان ما در این حوزه تربیت میشوند و برخی از آنها موفق به کسب جوایز بینالمللی گردیدهاند. همچنین، در اینجا جشنواره تئاتر و جشنواره فیلم و انیمیشن برگزار میشود که جشنوارهای معتبر است و کسانی که علاقهمند به تولید انیمیشن هستند میتوانند در این جشنواره شرکت کنند.
ما اکنون به دنبال راهاندازی مقطع لیسانس انیمیشن هستیم که همان هنرهای دیجیتال است و به هر حال دانشجویان در مقطع لیسانس میتوانند از دورههای آموزشی ما بهرهمند شوند. ما امکانات فنی کافی داریم، از جمله دوربین و استودیو، و همچنین گاهی استودیوهای بیرونی را اجاره میکنیم. دانشجویان ما در فضای حرفهای، در پرده سبز و مسائل دیگر، دورههای آموزشی را میگذرانند و آموزش میبینند تا بتوانند مهارتهای خود را برای تولید آثار فاخر تقویت کنند.
بعضاً مشاهده کردهایم که دانشجویان شما جوایزی را هم دریافت کردهاند اما اثر بلند از این دانشجویان در دانشگاه تولید شده است؟
خیر، اینجا، همانطور که میدانید، دانشگاه است. دانشگاه فقط به دانشجویان تکنیکهای لازم را آموزش میدهد و تجربیات کوتاهی را به آنها منتقل میکند، زیرا ما باید به استارتاپهایی که شما دارید و دارای بودجه هستند، مراجعه کنیم تا بتوانیم از آنها بودجه بگیریم و دانشجویان خود را به آنجا بفرستیم تا کار حرفهای انجام دهند. ما در اینجا به صورت نیمهحرفهای و آماتوری به آنها آموزش میدهیم، زیرا سیستم آموزشی ما سیستم تولید نیست. به همین دلیل، باید فیلمهای کوتاه بسازیم و شما نیز میدانید که تولید یک فیلم بلند انیمیشن هم سخت است و هم زمانبر. این فرآیند زمانبر اجازه نمیدهد که دانشجو به کلاسهایش برسد، به دفاعش بپردازد و به پروژههای بعدیاش برسد. بنابراین، او مجبور است که کارهای کوتاه انجام دهد.
بسیاری از افرادی که در این حوزه فعال بودند، از جمله مدیران تولید و صاحبان صنایع، یک مسئله را بهطور مکرر مطرح میکردند که کمبود نیروی انسانی است. آنها معتقد بودند که فضای زیادی برای تولید انیمیشن وجود دارد، اما افرادی که بتوانند در این حوزه فعالیت کنند، کمیاب هستند. حال با توجه به اینکه شما در مرکز رفت و آمد نیروی انسانی هستید، میخواهیم یک ارزیابی از این زمینه داشته باشیم و ببینیم که چرا وضعیت اینگونه است. چرا افراد در این حوزه کم هستند؟
این رشته، رشتهی بسیار خاصی است، بهویژه در حوزه تولید انیمیشن؛ و از آنجایی که زمانبر هم هست، نسل امروز، بهخصوص نسل زد، تمایل دارد که سریع به نتیجه برسد. این نسل که به دنبال نتیجه فوری است، در حالی که انیمیشن نیاز به صبر و حوصله دارد، یعنی یک هنر فکری است که به پشتوانه و تحقیقات زیادی نیاز دارد. این نسل به دلیل این ویژگیها، در این حوزه کمرنگ است؛ زیرا صبر و حوصله لازم برای پژوهش و تجربه را ندارد و میخواهد به سرعت به نتیجه برسد. اما این نتیجه بهسرعت به دست نمیآید و نیاز به زمان و حال خاصی دارد. این حال خاص، خلاقیت و تفکر عمیق میطلبد و همچنین نیاز به تمرین و تجربههای متعدد دارد.
نسل امروز به دنبال نتیجه فوری است، در حالی که انیمیشن نیاز به صبر، حوصله، خلاقیت و تمرینهای متعدد دارد.
شما باید شکستهای زیادی را تجربه کنید تا از آنها درس بگیرید و کار بعدیتان بهتر شود. بهطور مثال، مانند کسی که ده ساز میسازد، از آن ده ساز فقط یکی ممکن است بهعنوان ساز اصلی مورد استفاده قرار گیرد. بقیه برای تمرین و تسلط بر مهارتها هستند. اما در نهایت، آن چیزی که باید به دست آید، بهخوبی شکل نمیگیرد.
بنابراین، نیروی انسانی در این زمینه کم است و از طرفی، متأسفانه، در هنر ما، جوانی که مثلاً بیست ساله شده، ذهنش پر از صداها و اطلاعاتی است که شاید هیچکدام به کارش نیاید. در این بیست سال، ما او را با اطلاعات بیفایده پر کردهایم و حالا از او میخواهیم که یک نقاش یا انیماتور شود. اما او در این مدت، در فضای دیگری بوده و آن دانش لازم را به دست نیاورده است.
در کشورهای توسعهیافته، بچهها از دو سالگی شناسایی میشوند و استعدادهایشان مورد توجه قرار میگیرد. آنها در سنین پایین، برنامهریزی شده و استعدادشان را پرورش میدهند، تا در نهایت یک طراح زبردست از آنها بسازند. در حالی که در کشور ما، بچههای با استعداد در این زمینه بسیار نادرند.
مدارس ما بهدرستی این کار را نکردند. به یاد دارید که زنگ هنر در دبیرستان چگونه بود؟ زنگ هنر داشتیم، اما در واقع هیچکدام از ما واقعاً هنر را یاد نگرفتیم. در حالی که آموزش هنر و تربیت نیروی انسانی برای هنر، بهویژه انیمیشن، باید از سنین پایینتر آغاز شود و ما را با این مسأله آشنا کند. باید علاقهمند شویم و در فضای اکوسیستم که شما طراحی میکنید، زیست کنیم و نسبت به آن زیست، خودمان را پرورش دهیم، آموزش ببینیم و تربیت شویم.
بهنظر شما، دولت باید در این زمینهها دخالت بکند؟
ببینید، دولت میتواند در این زمینه دخالت نکند، اما باید سازوکارهایی را تعیین و سیاستگذاری کند. به من بگوید که من بهعنوان بخش خصوصی باید در چه زمینههایی کمک کنم و در عوض، قوانین دست و پاگیری را وضع نکند که من را زمینگیر کند. این مسئله جزو همان اکوسیستمی است که دربارهاش صحبت میکنیم و همه اجزای آن به هم وابسته هستند.
اگر من بهعنوان تولیدکننده نتوانم آثارم را بفروشم، به نظر شما میتوانم بار دیگر تولید کنم؟ سرمایهگذار و تهیهکنندهای که با من همکاری کرده، ممکن است دیگر تمایلی به سرمایهگذاری نداشته باشد، زیرا میگوید: “آقای نظری، ببخشید، آن پروژهای که با هم کار کردیم، فروش نرفت و تمام سرمایهام از بین رفت. اگر من به جای سرمایهگذاری در پروژهام، سکه خریده بودم، حالا ممکن بود ۱۰ برابر بیشتر از آنچه که در پروژهام خرج کردهام، به دست آورده بودم.”
این نشان میدهد که چرا مردم به سمت خرید سکه، زمین و موارد اینچنینی رفتهاند؛ زیرا سیاست و اقتصاد کشور به هم ریخته است. دولت باید سرمایهگذار را بهدرستی هدایت کند تا او در این اکوسیستم بداند که جایگاهش چیست و تعریفش چیست. اگر او به درستی کار کند و پروژههای موفقی را به سرانجام برساند، باید از آن امتیازاتی برخوردار شود. اما اگر دائماً این امتیازها از او سلب شود، او نیز دیگر تمایلی به حمایت از تولیدکننده نخواهد داشت.
در نتیجه، من نمیتوانم گروه تولیدیام را به درستی هدایت کنم و این باعث میشود که دفترم بسته شود و نیروهای انسانی پراکنده شوند. تولید به زمین میماند. این وضعیت زمانی تغییر میکند که دولت بهعنوان نهاد حامی، بسترها را مهیا کند و بهجای دخالت مستقیم، حمایت و بسترسازی نماید.
دولت باید در این زمینه سیاستگذاری کند و به تولیدکنندگان و سرمایهگذاران کمک کند تا بتوانند در یک فضای سالم و مناسب فعالیت کنند. اتفاقاً اگر دولت دخالت کند، اوضاع خراب میشود؛ دولت باید حمایت و بسترسازی کند.
اکوسیستم انیمیشن زمانی رشد میکند که دولت به جای دخالت مستقیم، بسترسازی و حمایت کند.
با توجه به این مورد که شما در سمت مدیر کل در ساختار اداری هنر کشور هم بودهاید، این بوروکراسی به چه گونهای مطلوب است؟
خب، ببینید، این بروکراسی را در واقع مدیران کل ایجاد میکنند. اگر این بروکراسی کمتر شود، شما راحتتر عمل میکنید و کارها تسهیل میشود. بنابراین، ما باید این بروکراسیهای اداری و دست و پاگیر را از بین ببریم تا تهیهکنندگان و تولیدکنندگان بتوانند بهراحتی کار کنند.
من واقعاً به این موضوع اهمیت میدهم و هر کسی که میآمد، میگفتم: “اجرا کن.” حتی اگر در جایی مشکلی پیش میآمد که مغایر با قوانین فرهنگی کشور بود، میگفتم: “استوپ پسرم، این قوانینه.” من نمیتوانستم فراتر از قوانین جامعهام بروم؛ زیرا باید به آنها احترام میگذاشتم. بنابراین، اگر کسی میگفت که مشکلی وجود دارد، من میگفتم: “درستش کن و برو اجرا کن.” این به حل مشکل کمک میکرد و مانع نمیشدیم؛ ما قیچی نمیکردیم، قطع نمیکردیم یا تعطیل نمیکردیم.
در دوران مسئولیت من، هیچ تئاتری تعطیل نشد. قبل و بعد از من، بسیاری از تئاترها تعطیل شدند، اما من این کار را نمیکردم. میگفتم: “باید اجرا برود.” به هر حال، یک دستگاهی نسبت به مسائل واکنش نشان میدهد و حق دارد. آنها میگویند: “این دستگاه فرهنگی من است و من در این دستگاه فرهنگی این را میخواهم.” اگر مشکلی وجود داشته باشد، میگوییم: “باشه، این رعایت نشده، اما تعطیلش نکنید. اجازه بدهید با گفتگو حلش کنیم.”
این گفتگوها به ما کمک میکرد تا به اقناع برسیم و در نتیجه کار درست شود و لطمهای به آن نخورَد. به همین دلیل، باید قوانینی در کشور طراحی شود که فضاهایی مانند استودیوهای بزرگ در حوزه انیمیشن را ایجاد کند و به تولیدکنندگان این امکان را بدهد که بدون موانع و بروکراسیهای دست و پاگیر، بتوانند به کار خود ادامه دهند.

حلقه مفقوده در این زمینه را شما در کجا میبینید؟
ببینید، ما رسالت و تعریفی داریم که بهطور خاص به آموزش مربوط میشود. آموزش چیست؟ به هر حال باید کاری یاد بگیرند که منجر به تولید شود. تولید ما حرفهای نیست؛ بلکه نیمهحرفهای و آماتوری است، زیرا بحث دانشگاهی است. حرفهای بودن بعد از این مرحله آغاز میشود. ما به دانشجویان یاد میدهیم که در این فضا میتوانند اشتباه کنند، خطا کنند و دوباره بلند شوند و یک مسئلهای را بهنوعی دیگر بسازند. اما در محیط حرفهای، در شرکتها و کمپانیها، اصلاً اجازهای برای خطا وجود ندارد. اگر هزینهای باید پرداخت شود، ما موظفیم هزینه مواد مصرفی را پرداخت کنیم و امکانات لازم را در اختیار داشته باشیم.
میخواهم به شما بگویم که جایگاه و شرایط ما مشخص است و تعریف دارد. سیستم وزارت علوم به ما گفته است که شما باید کلاس و کارگاه داشته باشید و امکانات اولیه را فراهم کنید. در این راستا دو راه وجود دارد: یا دولت باید بودجهای به ما اختصاص دهد، یا اگر غیرانتفاعی هستید، شهریهای که از دانشجویان دریافت میکنید، بخشی از آن مربوط به فعالیتهای عملی شماست. بنابراین، این پولی که از دانشجویان دریافت میکنم باید به آنها کمک کند که کار عملی در حد اندازه و مقیاس خود انجام دهند. این اتفاق برای ما مهیاست.
من فکر میکنم آن حلقهی مفقوده که اکنون در ذهن شماست، مربوط به شرایط حرفهای است. چرا؟ به این دلیل که اکنون چهار جوان که فارغالتحصیل میشوند، میخواهند یک استودیو کرایه کنند و یک کار تولید کنند، اما هزینهها آنقدر بالا است که نمیتوانند این کار را انجام دهند. همچنین، تهیهکنندگان یا افرادی که سرمایهگذار این هنر هستند، محدودند. الان برای انیمیشن، چه کسانی سرمایهگذاری میکنند؟ یکی صدا و سیماست، یکی اگر حوزه هنری ایده و طرح خوبی داشته باشد، و یکی هم برخی نهادهای کوچکی که به هر حال وجود دارند و آنها نیز کمک میکنند. همه اینها یک یا دو گروه فعال دارند و این گروه فعال اجازه نمیدهد که یک دانشجو یا گروهی که فارغالتحصیل شده یا تجربهای جدید میخواهد کسب کند، اجازه تجربیات جدید را داشته باشد. به این دلیل که آن کمپانی خود سه یا چهار گروه شاخص دارد که با آنها کار میکند و نمیتواند اینها را کنار بگذارد.
این به این معناست که فضای زیستی آنها کوچک است و جهانشان محدود است. بازارشان نیز کوچک است. ما باید بازار این افراد را افزایش دهیم. باید با دنیا ارتباط برقرار کنیم و اجازه دهیم که امکانات و منابع به سمت ما بیایند. باید اکوسیستم ما بهگونهای باشد که حیات زیستی در آن رونق پیدا کند و این اکوسیستم بتواند یکدیگر را پوشش دهد. اگر این جهان را محدود کنیم، احتمال دارد که جوانان نتوانند خلاقیت و نوآوری خود را بروز دهند. ما باید سعی کنیم جوانان را با بازارهای جهانی آشنا کنیم و آنهایی که در دنیا کار میکنند و اهمیت میدهند، آگاه کرده و ارتباط برقرار کنیم. باید پروژههایی برای آنها تعریف کنیم. متوجه هستید؟ این ارتباطات بسیار ضعیف است و به همین دلیل بسیاری از بچهها سرخورده میشوند و دیگر ادامه نمیدهند، زیرا این رشته رشته سختی است؛ هم بهلحاظ فنی و هم بهلحاظ محتوایی.
این حلقه مفقوده صرفا وابسته به شرایط است یا موارد محتوایی نیز در آن تاثیرگذار است؟
ببینید، به هر حال کسی که به عنوان انیماتور وارد حوزه انیمیشن میشود، باید با مفاهیم فیلمنامهنویسی آشنا باشد. فردی که قصد دارد فیلمنامه بنویسد، باید به ادبیات تسلط داشته باشد. کسی که میخواهد در زمینه ادبیات مهارت پیدا کند و فیلمنامه بنویسد، باید قادر باشد کاراکترها را بسازد و همچنین با جهان اجتماعی و جامعه آشنا باشد. این دانش ضروری است.
علاوه بر این، او باید در حوزه نظریهپردازی نیز آگاهی داشته باشد. به عبارت دیگر، لازم است که با فلسفه آشنا شود و همچنین دانش روانشناسی و روانکاوی را فرابگیرد تا بتواند شخصیتهای ماندگار و تأثیرگذاری خلق کند.
به عنوان مثال، به انیمیشن «حنا دختری در مزرعه» نگاه کنید. این انیمیشنها تأثیر عمیقی بر زندگی کودکان داشتند. این تأثیر به این دلیل بود که تیمی از روانشناسان و روانکاوان بر روی شخصیتها کار کرده بودند. این شخصیتها بهسادگی خلق نشدهاند؛ بلکه در زندگی این کودکان با چالشهایی مواجه میشوند. به عنوان مثال، وقتی کودک پدر و مادرش را از دست میدهد و با خانوادهای دیگر زندگی میکند، با چه مسائلی روبهرو میشود؟ این شخصیتها همچنین خیالپرداز و داستانپرداز هستند و در زندگی خود چگونه رویاها را به واقعیت تبدیل میکنند.
بنابراین، این داستانها نتیجه نظرات و تلاشهای دیگران هستند و بهسادگی شکل نگرفتهاند. موفقیت آنها ناشی از این زنجیره متصل است. اگرچه این فرآیند کار پرمشغله و سختی است، اما نتایج آن بسیار اثرگذار و زیباست و جهانی خاص خود را دارد. اساتیدی که در این زمینه فعالیت میکنند، واقعاً تعداد زیادی از آنها متخصص و با تجربه هستند.
اگر یک تغییر جزئی بخواهیم در اکوسیستم انیمیشن ایران بهوجود بیاریم، بهنظر شما، مهمترین تغییر چیست؟
به نظر من، اولین تغییر ضروری در سرفصلهای درسی باید صورت گیرد. این سرفصلها باید بهروز شوند، زیرا سرفصلهای کنونی مربوط به ۱۰ سال پیش هستند و دنیای دیجیتال هر روز در حال تغییر است. بهویژه در حوزه انیمیشن، دیجیتال، صنعت، سواد و دانش بهسرعت در حال تحول است و ما باید این سرفصلها را مطابق با تحولات روز بهروز کنیم.
این امر مستلزم تخصیص هزینه برای ارتقاء دانش است. دانش در این حوزه هم به سختافزار و هم به نرمافزار نیاز دارد و هر دو باید تقویت شوند. بنابراین، برای مواجهه با چالشهای جدید و پیشرفت در این صنعت، ضروری است که اقدامات لازم در این زمینه انجام شود.
اولین تغییر ضروری در سرفصلهای درسی باید صورت گیرد. این سرفصلها باید بهروز شوند، زیرا سرفصلهای کنونی مربوط به ۱۰ سال پیش هستند و دنیای دیجیتال هر روز در حال تغییر است.
اگر یک تغییر کلی بخواهیم در اکوسیستم انیمیشن ایران بهوجود بیاریم، بهنظر شما، مهمترین تغییر چیست؟
سعی میکنم فرهنگ را درست کنم. اگر فرهنگ را درست کنیم، اقتصاد درست میشود؛ سیاست و سایر موارد نیز درست میشود. فرهنگ در زندگی ما نقش بسیار مهمی ایفا میکند. اگر من یک گوشی موبایل به شما بدهم، پیش از آنکه از آن استفاده کنید، باید فرهنگ استفاده از این گوشی را به شما آموزش دهم. کارکرد گوشی موبایل برای اطلاعرسانی کوتاه است، اما مشاهده میشود که مردم بهطور نامناسب از آن استفاده میکنند. بهعنوان مثال، من در مسیر چهارراه ولیعصر تا میدان امام حسین، شاهد افرادی بودم که با گوشی صحبت میکردند و این نشاندهنده عدم توجه به آداب استفاده از تکنولوژی است.
متأسفانه، در کشور ما فرهنگ رانندگی به درستی آموزش داده نشده است، بهطوریکه، تلفات ناشی از تصادفات به مراتب بیشتر از تلفات جنگ است. ما در صنعت پوشاک هزینه کردهایم، اما به دلیل عدم آموزش فرهنگ مناسب در این حوزه، صنعت پوشاک به ویرانهای تبدیل شده است.
بهعنوان نمونه، در ژاپن، زمانی که از آنها درباره پارچه و پوشاک سؤال شد، بهجای واردات فاستونی و دیگر اقلام از استرالیا، تأکید کردند که به فرهنگ خود احترام بگذارند و از کیمونوهای خود استفاده کنند. این احترام به فرهنگ خود باعث شد که آنها از فرهنگ غربی نیز به درستی استفاده کنند و از هدررفت منابع جلوگیری نمایند. در نتیجه، ژاپن توانست در تمامی زمینهها از جمله آموزش، هنر و سیاست رشد کند و توسعه پیدا کند.
در کشور ما، مسائل فرهنگی به اندازه مسائل سیاسی در اخبار و رسانهها مطرح نمیشود. در روزنامهها، به ندرت دو یا سه خبر هنری دیده میشود. اگر به فرهنگ اهمیت ندهیم، مسائل دیگر نیز به درستی شکل نخواهند گرفت و رشد نخواهند کرد. حتی در حملهی نظامی نیز نیاز به فرهنگ وجود دارد.
فرهنگ تنها به رفتار محدود نمیشود، بلکه شامل گفتار و گفتگو نیز میگردد. وقتی آداب فرهنگی در گفتگو رعایت شود، احترام متقابل شکل میگیرد و از بروز خشونت و فحاشی جلوگیری میشود.



