انیمیشنمصاحبه های رسانه

مصاحبه با مجیدرضا عیوضی: سرمایه‌گذاری در انیمیشن کوتاه؛ از بحران بودجه تا فرصت جهانی

تا کنون در مجموعه مصاحبه‌هایی که درباره اکوسیستم انیمیشن انجام داده‌ایم، پای صحبت مدیران استودیوها، کارگردانان آثار بلند و سازندگان محتوای تبلیغاتی نشسته‌ایم. اما بخش مهمی از این اکوسیستم، جهان خلاق و کمتر دیده‌شده‌ی انیمیشن کوتاه است.

در این گفت‌وگو با مجیدرضا عیوضی، هنرمند و کارگردان انیمیشن، درباره مسیر هنری‌اش، تجربه ساخت آثاری چون بهشت و نیمه تاریک، نقش ترکیب هنر و تکنولوژی، چالش‌های سرمایه‌گذاری، و نگاهی مولفانه به داستان‌گویی در انیمیشن کوتاه صحبت کرده‌ایم.

لطفا معرفی از خودتون داشته باشید و در باب آثارتون توضیح بفرمایید.

سلام و ممنون از اینکه این فرصت را برای گفتگو فراهم کردید. من مجیدرضا عیوضی هستم، هنرمند و انیمیشن‌ساز. سال‌هاست که در این حوزه فعالیت می‌کنم. من انیمیشن را انتخاب کردم زیرا انیمیشن یک رسانه‌ای است که ترکیبی از همه رشته های هنری را در خود دارد. اگر شما بخواهید در زمینه انیمیشن و کارگردانی فعالیت کنید، باید در ابتدا به این نکته توجه داشته باشید که باید عکاسی را بشناسید، ترکیب‌بندی را درک کنید، و نقاشی را فرا گیرید. شما باید تصویر را به‌طور کامل احاطه داشته باشید و با موسیقی آشنا باشید و دریابید که چگونه ساخته می شود. این موضوع برای من بسیار جذاب بود، زیرا بسیاری از اوقات کودکان علاقه مند به هنر می‌خواهند وارد این حرفه شوند؛ مثلاً فردی می‌گوید: “من می‌خواهم به عکاسی بروم، موسیقی را نیز دوست دارم و به هنر دیگری هم علاقه دارم.” واقعاً این‌گونه است که ناگهان فردی نقاشی می‌کند و به رشته دیگری، مثلاً مجسمه‌سازی، علاقه‌مند می‌شود. من مطمئن هستم که بیشتر جوانانی که عاشق هنر هستند، در ابتدا می‌خواهند این رشته را مطالعه کنند و با این مشکل مواجه‌اند. انیمیشن چیزی است که این مشکل را حل می‌کند، زیرا همه هنرها در آن وجود دارد.

انیمیشن رسانه‌ای است که همه‌ی رشته‌های هنری را در خود دارد؛ از عکاسی و نقاشی گرفته تا موسیقی و مجسمه‌سازی.

من به حوزه انیمیشن ورود پیدا کردم و تحصیلات خود را نیز در همین زمینه در دانشگاه تربیت مدرس گذراندم. خودم نیز بیشتر به کار بر روی فیلم‌های کوتاه علاقه‌مند هستم، زیرا به نظر من بسیار جذاب است که شما می‌توانید در عرض چند دقیقه دنیایی را بسازید و داستانی را به اشتراک بگذارید که تا مدت ها در ذهن بیننده بماند. این واقعاً برای من جذاب است.

کارهای اخیر من شامل “نیمه تاریک”، که هنوز پخش نشده و تولید آن نیز به پایان نرسیده است. این پروژه برای من بسیار جذاب است، زیرا ژانر آن (SCI-FI)علمی و تخیلی است که فضا و فضانوردی ایرانی را به تصویر می‌کشد. پیش‌تر نیز فیلم دیگری را کار کرده بودم که به آن اشاره کردید که بهشت نام داشت. این فیلم نیز حالتی بیشتر شبیه به تصویرسازی دارد و بیشتر به بحث نابودگری انسان مرتبط می‌شود. این موضوع به این معناست که وقتی انسان‌ها به‌طور مفرط از منابع طبیعی استفاده می‌کنند، خود و طبیعت را به نابودی می‌کشانند.

نزدیکی شما به انیمیشن از وجوه هنری اتفاق افتاد یا از وجوه فنی و کامپیوتری؟ تفاوت نگاهی از در این دو جنبه وجود دارد؟

من از وجه هنری به انیمیشن نزدیک شدم. خدمت شما عرض می‌کنم که در حال حاضر، اگر شما در حال کار بر روی انیمیشن یا هر پروژه دیگری هستید، به نظر من نیاز است که به کیفیت کار خود توجه ویژه‌ای داشته باشید. در واقع، به‌گونه‌ای شده است که نمی‌توانید از آن جدا شوید. به‌عنوان مثال، اگر شما قصد دارید کاری را به جایی ارسال کنید، باید به کیفیت آن توجه کنید و بررسی نمایید که چگونه می‌توانید به سطح مطلوب دست یابید.

اگر شما مشغول فیلم‌برداری هستید و می‌گویید که به یک دوربین خاص نیاز دارید، باید اطمینان حاصل کنید که آن دوربین کیفیت لازم را دارد. کیفیت کار چه از نظر بصری، فرم و شیوه روایت ودیزاین و طراحی ها، کیفیت انیمیت، نورپردازی، موزیک و در کل دنیای داستان باید هم دارای کیفیت هنری خلاقیت و نوآوری باشد وهم از نظر وجوه فنی از پتانسیل تکنیک ها, تکنولوژی و ابزار به درستی استفاده شود. در واقع تکنولوژی در خدمت هنر و ایده های هنرمند قرار می گیرند و این ساختاربا تم وقلب داستان و ساختارهای استوری و زیبایی شناسی دنیای داستان در ارتباط  مستقیم است و همچنین برای اجرای خلاقیت محدودیتی وجود ندارد. شما باید به‌گونه‌ای تجهیزات را فراهم کنید که با تکنیک مورد نظر شما همخوانی داشته باشد. به‌خصوص در جشنواره‌هایی که حالت ترادیشنال دارند، معمولاً سطح معینی از کیفیت مورد انتظار است.

در گذشته این‌گونه نبود. اگر به فیلم‌های قدیمی و انیمیشن‌ها نگاه کنید، متوجه می‌شوید که کیفیت آنها بسیار پایین بود و با دوربین‌های ساده‌ای تهیه می‌شدند و تکنیک های روایت و فرم هم محدودتر بودند. اما اکنون واقعاً نیاز به کیفیت بیشتری احساس می‌شود. به یاد دارید که در گذشته، در برخی از فیلم‌ها، خطوطی به‌صورت آنالوگ ایجاد می‌شد و لکه‌ها و کثیفی‌هایی وجود داشت که به نوعی جزئی از هویت آن کار محسوب می‌شد و به زیبایی‌شناسی آن اضافه می‌کرد. اما اکنون تکنولوژی به ما کمک می‌کند تا کارها را به‌بهترین شکل ممکن به انجام برسانیم. و همچنین امکانات بی انتهایی برای روایت داستان وساختن دنیاهایی نو در اختیار کارگردانان وسازندگان انیمیشن قرار می دهد.

با توجه به اینکه شما نگاه هنری در انیمیشن‌های کوتاه را به نگاه تکنیکی تقدم دادید، این سوال مطرح می‌شود که آیا این رویکرد الزاماً به استقبال عمومی منجر می‌شود؟

دوگانه‌ای که اکنون شما اشاره می‌کنید، به شدت وجود دارد و نه تنها در کارهای ایرانی، بلکه در کارهای خارجی نیز مشهود است. با این حال، آنها سعی می‌کنند بالانسی ایجاد کنند. برخی آثار واقعاً موفق نیستند، اما کارهایی که موفق هستند، واقعاً این دو عنصر را به خوبی با هم دارند.

من از بحث آرت و استوری صحبت می‌کنم که بسیار قوی است و بیننده را همراه می سازد و همچنین دنیای داستان را خاص و اصیل می سازد.در کنار آرت و استوری جنبه تکنیکی نیز مهم است. به نوعی، جمع‌آوری افراد مناسب نیز در اینجا اهمیت دارد. انیمیشن، کاری است که نیاز به کار تیمی دارد. شما تصور کنید چند نفر دور هم جمع می‌شوند؛ یکی تکنیکالیست قوی، یکی آرتیست ماهر، و یکی هم کسی که به خوبی می‌تواند داستان تعریف کند. نتیجه‌اش قاعدتاً یک کار خوب خواهد بود.

یک انیمیشن خوب زمانی شکل می‌گیرد که آرتیست، تکنیکالیست و قصه‌گو کنار هم کار کنند.

اما اگر شما یک گروه از افراد تکنیکالیست دور هم جمع کنید و بخواهید کار بسازید، در این صورت، شخصی که نمی‌تواند داستان ( استوری)تعریف کند، کار را با مشکل مواجه می‌سازد. از نظر من، تیم باید به‌خوبی دور هم جمع شود، به‌خصوص برای کارهایی که نیاز به جنبه‌های بیزینسی و گیشه‌ای دارند.

تفاوت دیدگاه‌های کارگردانان، به ویژه در پروژه‌های مشترک، چگونه بر کیفیت اثر تأثیر می‌گذارد؟ آیا رقابت تکنیکی با آثار خارجی، ملاک اعتبار هنری یک انیمیشن است؟

در حال حاضر، وقتی به تکنولوژی، گیشه و فروش فکر می‌کنم، تجربیات خودم را مرور می‌کنم. به عنوان مثال، هر بار که انیمیشن جدیدی منتشر می‌شود، من به تماشای آن می‌پردازم و همچنین به گیم و فیلم‌ها نیز توجه می‌کنم. واقعاً می‌دانم که در دو یا سه سال آینده چه آثار جدیدی قرار است وارد بازار شوند. یکی از انیمیشن‌هایی که هنوز در ذهنم مانده، انیمیشن “رته تویی” (Ratatouille) است که فکر می‌کنم در سال ۲۰۰۷ تولید شد. این اثر به خاطر داستان و هنر قوی‌اش، و همچنین تکنولوژی بالایش، تأثیر زیادی بر من گذاشت.

به نظرم، این دو جنبه – تکنولوژی و هنر – هیچ‌کدام نافی یکدیگر نیستند. نمی‌توان گفت که اگر کسی بخواهد کارش را به گیشه بیاورد، باید از داستان‌گویی بی‌خبر باشد. در واقع، به نظر من مهم است که کار، آرتیستیک باشد. این نکته نیز مهم است که ارائه کار در کجا انجام می‌شود. کار کوتاه به دلیل زمان محدودش، می‌تواند خلاقیت بیشتری را به نمایش بگذارد. مدیوم‌های مختلف، از جمله گیشه، به شما این امکان را می‌دهند که داستان را به شکلی خلاقانه تغییر دهید و از زوایای مختلف به آن نگاه کنید.

در واقع، مدیوم‌های آرتیستی‌تر نوآوری بیشتری را در بر دارند و اغلب از آثار آرتیستی موفق، در پروژه‌های دیگر نیز استفاده می‌شود. به عنوان مثال، کارگردانی به نام آقای دودوک یک کارگردان انیمیشن کوتاه، چند سال پیش یک کار کوتاه موفق داشت و بعد از آن، انیمیشن بلندی به نام “رد ترتل” (Red Turtle) را ساخت که آن هم اثر بسیار خوبی بود. این نشان می‌دهد که این دو جنبه – تکنیکی و هنری – لزوماً در دو جهت مخالف نیستند و می‌توانند به خوبی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

شما در انیمیشن‌سازی به سن مخاطب هم اهمیت می‌دهید؟

زمانی که به ژانرها فکر می‌کنم، متوجه می‌شوم که سن مخاطب تأثیر زیادی بر آن دارد. سن نه تنها بر نحوه تعریف داستان تأثیر می‌گذارد، بلکه قوانین خاصی نیز برای هر گروه سنی وجود دارد. به عنوان مثال، برای کودکان، معمولاً نباید خون را نشان داد یا داستان‌ها نباید بسیار خشن باشند. این موارد همگی بر نحوه ارائه داستان تأثیرگذار هستند و مشخص می‌کنند که پلات چگونه باید طراحی شود.

متأسفانه، در ایران هنوز به این موضوعات به‌طور جدی پرداخته نشده است. وقتی می‌خواهید برای کودکان داستانی تعریف کنید، به سختی می‌توانم به آثار برجسته‌ای اشاره کنم که در این زمینه ساخته شده باشند. تنها چند اثر قدیمی به یاد دارم که به نوعی موفق عمل کرده‌اند. این کمبود باعث می‌شود که در این حوزه، نیاز به نوآوری و توجه بیشتری احساس شود.

در تولیدات ایرانی، مثلاً اگر شما برای صداوسیما بخواهید یک انیمیشنی را بسازید، مثلاً برای گروه سنی الف، از این دست پروتکل یا قواعد وجود دارد؟ مثلا همین خون یا …

بله، در کارهای ایرانی نیز آثار متنوعی وجود دارد، اما متأسفانه برخورد حرفه‌ای و جدی با نیازهای سنی مختلف به‌ویژه در حوزه کودک، هنوز به شکل مطلوبی انجام نشده است. بسیاری از کارها برای کودکان تقریباً شبیه به هم هستند و اغلب یک موج تکراری را دنبال می‌کنند. این فانتزی‌ها معمولاً تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.

در مورد نوجوانان نیز، به عنوان مثال، انیمیشن‌هایی وجود دارد که می‌تواند مخاطب را جلب کند، اما کمتر کاری در حال حاضر تولید شده که واقعاً برجسته و متمایز باشد. نوجوانان امروزی با علم روز آشنا هستند و به راحتی می‌توانند متوجه کمبود کیفیت و تنوع در محتوای ارائه‌شده شوند.

متأسفانه، در ایران دیتای منسجمی برای تولید محتوای جذاب و متناسب با سلیقه‌های مختلف وجود ندارد. نیاز به ژانرهای متنوع، از فانتزی تا ورزشی، احساس می‌شود، اما این تنوع در تولیدات داخلی کمتر دیده می‌شود. به عبارت دیگر، هنوز دیتایی شکل نگرفته است که بر اساس آن بتوان محتوا را تحلیل کرد، ایده‌های جدید استخراج کرد و تولیدات متنوع‌تری داشت. این کمبود باعث می‌شود که فرصت‌های زیادی برای نوآوری و ارتقاء کیفیت آثار از دست برود.

مصاحبه با مجیدرضا عیوضی: سرمایه‌گذاری در انیمیشن کوتاه؛ از بحران بودجه تا فرصت جهانی

شما بر اساس سلیقه‌ی جشنواره‌پسند انیمیشن تولید نمی‌کنید؟

من با این دیدگاه که باید صرفاً بر اساس سلیقه جشنواره‌ها اثر تولید کرد، موافق نیستم. درست است که جشنواره‌ها دسته‌بندی‌های مختلفی دارند، از حقوق حیوانات گرفته تا مسائل اجتماعی، و به فیلم‌هایی با ویژگی‌های خاص جایزه می‌دهند. برخی هنرمندان نیز برای کسب جوایز، فیلم‌هایی با موضوعات مورد پسند جشنواره‌ها می‌سازند. اما به نظر من، هنرمندی که صاحب سبک است و دنیای خود را دارد، باید چیزی را بسازد که به آن علاقه دارد و آن را به جشنواره‌ها ارسال کند. جایزه دادن یا ندادن، تصمیم آن‌هاست.

برای من، هنرمندی که به عنوان یک هنرمند مولف کار می‌کند و اثری خلق می‌کند که بیانگر دیدگاه شخصی اوست، ارزش بیشتری دارد. هنرمندان ایرانی که در این فضا بزرگ شده‌اند، دیدگاه متفاوتی نسبت به هنرمندان خارجی دارند. پس چرا باید حرف خودمان را نزنیم؟ چرا باید برای جلب نظر جشنواره‌ها فیلم بسازیم؟ این‌گونه ما هم بخشی از همان جریان می‌شویم و دیگر هنرمند مولف نخواهیم بود. من ترجیح می‌دهم به موضوع به شکل هنری‌تری نگاه شود و دنیای خودمان را بسازیم.

در حالت کلی، چرخه مالی انیمیشن کوتاه به چه صورتی است؟

در حال حاضر، سرمایه‌گذاری در انیمیشن کوتاه بیشتر به صورت شخصی انجام می‌شود. سرمایه‌گذاری کلانی در این حوزه وجود ندارد و عمدتاً سرمایه‌گذاران، افراد مستقل هستند. برخی نهادها مانند مرکز مستند تجربی و پویانمایی کمک‌های محدودی ارائه می‌دهند که این حمایت‌ها بسیار ارزشمند است؛ اما متأسفانه این حمایت‌ها کافی نیستند و نمی‌توانند تمام هزینه‌ها را پوشش دهند. اگر حمایت‌ها و ارزش‌گذاری‌ها افزایش یابد، قطعاً اتفاقات بهتری در این زمینه رقم خواهد خورد. مخاطبان در سراسر جهان تمایل دارند داستان‌های ایرانی را بشنوند و این می‌تواند فرصتی برای رشد و توسعه انیمیشن ایرانی باشد.

آیا فردی وجود دارد که به شما بگوید: شما فیلم را بسازید و هزینه‌های آن فیلم را ما می‌دهیم و هر جایزه‌ای که به دست آوردید را نصف نصف، تقسیم می‌کنیم؟

این همان نقش تهیه‌کننده است. تهیه‌کننده هزینه‌ها را تقبل می‌کند و از کارگردان می‌خواهد فیلم را بسازد. متأسفانه، تهیه‌کننده‌های قوی در زمینه فیلم کوتاه کم داریم. نهادهایی مانند مستند تجربی این کار را انجام می‌دهند؛ اما بودجه آن‌ها نیز روز به روز کمتر می‌شود و این موضوع کار را سخت‌تر می‌کند.

به نظر من، جایزه باید متعلق به هنرمند باشد. در مورد کپی‌رایت نیز می‌توان صحبت کرد. مثلاً تهیه‌کننده می‌تواند بگوید که می‌خواهد فیلم را برای بازاریابی به جاهای مختلف ببرد یا آن را پرزنت کند تا توانایی تولید آثار مشابه، از جمله سریال و فیلم بلند، را نشان دهد. با این کار، می‌توان با تهیه‌کننده‌های بزرگ‌تر برای تولید آثار بلندتر وارد مذاکره شد.

بیایید درباره جشنواره‌ها صحبت کنیم. داستان جشنواره‌ها چیست؟ چرا این همه جشنواره وجود دارد؟ چگونه صاحب اثر با جشنواره آشنا می‌شود؟ آیا فراخوان‌ها به صورت گسترده منتشر می‌شوند یا توصیه می‌شود که به جشنواره خاصی مراجعه شود؟

تعداد جشنواره‌ها هر روز در حال افزایش است. برای بررسی جشنواره‌ها، می‌توان آن‌ها را بر اساس سال تأسیس و اعتبارشان طبقه‌بندی کرد. با بررسی دوره‌های قبلی جشنواره‌ها و کیفیت فیلم‌های برنده، می‌توان ارزیابی دقیقی از اعتبار آن‌ها به دست آورد.

برخی از جشنواره‌ها بسیار معتبر و مشهور هستند، جشنواره‌های “کوالیفای”، مثلاً جشنواره‌های کوالیفای اسکار.  برای شرکت در برخی از این جشنواره‌ها، باید در جشنواره‌های کوالیفای نیز شرکت کرده و در بخش انتخاب شده‌ها قرار گرفته باشید. هر جشنواره‌ای رویکرد خاص خود را دارد، برخی بر جنبه‌های اجتماعی، محیط زیستی یا خلاقیت تمرکز دارند. باید بررسی شود که مثلاً اگر بخواهیم در جشنواره‌ی اسپسیفیک شرکت کنیم، باید چه کارهایی را قبل از آن انجام بدهیم. هنرمندان باید با بررسی رویکردها و دیدگاه‌های مختلف جشنواره‌ها، فیلم خود را به جشنواره‌ای ارسال کنند که با دیدگاه آن‌ها همخوانی داشته باشد.

مصاحبه با مجیدرضا عیوضی: سرمایه‌گذاری در انیمیشن کوتاه؛ از بحران بودجه تا فرصت جهانی

به طور کلی، هزینه ساخت یک فیلم چقدر است؟ سرمایه‌گذاری در این حوزه به چه شکل است؟

هزینه ساخت فیلم بسیار متغیر است و بستگی به نوع فیلم، کیفیت و تکنیک‌های استفاده شده دارد. متأسفانه، بودجه فیلمسازی در ایران بسیار پایین است. رقمی که در ایران است، واقعاً فاجعه است. اگر سرمایه‌گذاری در این زمینه افزایش یابد، می‌توان به صنعت فیلمسازی حرفه‌ای‌تر نگاه کرد. سرمایه‌گذاری در این حوزه برای سرمایه‌گذاران نیز سودآور خواهد بود، زیرا بازار خوبی شکل خواهد گرفت. مخاطب به دنبال دیدن کارهای باکیفیت است، چه ایرانی و چه خارجی. هنر زبانی جهانی است و شما می‌توانید از طریق تصویر با مخاطبان در سراسر جهان ارتباط برقرار کنید و آن‌ها حتی حاضرند برای دیدن کار شما پول پرداخت کنند. خب، برای آن تهیه‌کننده که سرمایه‌گذاری می‌کند، هم خوب است. تهیه کننده به‌جای اینکه مثلاً بیاید بگوید من جایزه برده‌ام، باید بگویند در ازای بالا بردن فروش این‌قدر برمی‌دارم. البته فقط فروش نیست، کسی نمیگوید تو استوری را ساختی، استوری ماندگار است. شما یک استوری را یک‌دفعه می‌سازی و شاید بتوانی دویست سال هم از آن استوری پول در بیاوری. مثلاً فیگور و اکشن فیگور و مجسمه‌اش و کیفش و دفترش و همه‌ را می‌شود ساخت. این‌ها با آن شمایل کاراکتر است. کاراکتری که شناخته نمی‌شود، وسایل جانبی پرطرفدار نیز ندارد ولی یک استوری وقتی پشتش است، شما یک شخصیت را دوست داری، چرا دوست داری؟ چون استوری‌اش را دوست داری، چون مثلاً باهاش هم‌ذات‌پنداری کردی و حس خوبی داشتی، وقتی مجسمه‌اش را ببینی می‌خری و برایش پول خرج می‌کنی.

آیا در جشنواره‌های خارجی، شاهد چالش‌های مشابه با ایران بوده‌اید؟ آیا این چالش‌ها جهانی هستند؟ مثلاً هنرمندی که در فرانسه اثر تولید می‌کند هم ممکن است چنین مشکلاتی را داشته باشد؟

من در جشنواره‌ها و با افرادی که بودم بیشتر به صورت آنلاین صحبت کرده‌ام. کارم را که در دوره کرونا پخش می‌کردم، به همین شکل بود و امکان رفت و آمد وجود نداشت. بعد از پایان کرونا هم به خاطر درگیری با کارهای دیگر، بیشتر آنلاین با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کردم. در بحث این که آیا آن‌ها هم با این مشکلات مواجه هستند یا نه، می‌توان گفت که در نهایت کسی که کار هنری می‌سازد، باید از جایی هزینه‌ها را تأمین کند.

شاید، مثلاً، فردی کار هنری ساخته و سرمایه‌گذار ندارد و به تنهایی این کار را انجام داده است. این موضوع می‌تواند در خارج از ایران هم رخ دهد. اما بچه‌هایی که در خارج ازاینجا آرتیست هستند، در بعضی موارد واقعاً می‌توانند سرمایه‌های خوبی دریافت کنند. خارجی‌ها می‌توانند کار کنند و از منابع مالی خوبی بهره‌مند شوند. صرف‌نظر از این که ممکن است کسی مشغول فرهنگ‌سازی باشد، شرایط آن‌ها به نظر من بهتر از وضعیت ما است. زیرا استودیوهای آنجا حرفه‌ای‌تر و منسجم‌تر کار می‌کنند.

خارج از ایران هم ممکن است هنرمند سرمایه‌گذار نداشته باشد، اما آنجا استودیوها حرفه‌ای‌تر و منابع مالی در دسترس‌تر هستند.

اگر به یک استودیو منسجم فکر کنید، در این صورت می‌توانید به راحتی کار خود را بسازید. همچنین بچه‌های آرتیست دیگری وجود دارند که وضعیت دیتای بهتری دارند و می‌توانید هزینه‌ای که برای فیلمتان لازم دارید را از جای دیگری تأمین کنید. در بعضی جاها این امکان وجود دارد.

 

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *