
سومین رویداد «نکستشیفت» با حضور مدیران ارشد فناوری، بنیانگذاران استارتاپی و متخصصان داده برگزار شد؛ رویدادی که امسال بیش از آنکه ویترین دستاوردهای تکنولوژیک باشد، آینهای از یک شکاف نگرانکننده بود: شکاف میان شتاب پیشرفت هوش مصنوعی و مقاومت ساختار مدیریتی کسبوکارهای ایرانی.
هوش مصنوعی سه چیز را تغییر داده: کار کردن، یاد گرفتن و برنده شدن
کیوان محیطمافی، مدیرعامل دیجینکست، با نگاهی کلان به اثرات هوش مصنوعی، این فناوری را تغییردهندهی سه چیز دانست: شیوه کار کردن، شیوه یاد گرفتن و شیوه برنده شدن. او تأکید کرد که هوش مصنوعی ما را مجبور کرده درباره معنای کار دوباره فکر کنیم و حتی روند یادگیری را دگرگون کرده است؛ بهگونهای که بیاعتنایی به آن فقط «توهم دانایی» بهجا میگذارد. محیطمافی با اشاره به تجربه گوگل گفت شرکتی که استعداد، داده و زیرساخت را همزمان در اختیار داشت، بهدلیل تعلل در تصمیمگیری، زیر موج رقبای تازهنفس ماند و همین مثال نشان میدهد موج هوش مصنوعی هیچکس را منتظر نمیگذارد. از نگاه او، آینده شرکتها نه به اندازه سازمان و نه به تعداد نیروی انسانی، بلکه به میزان سرمایهگذاری امروز آنها در هوش مصنوعی وابسته است.
هادی مرادی، معاون پژوهشی دانشگاه تهران، تصویر متوازنتری از ظرفیت و محدودیتهای این فناوری ارائه کرد. او گفت هوش مصنوعی در تشخیص الگو، شخصیسازی خدمات، اتوماسیون و سرعتبخشی به تحقیقات نقشی تعیینکننده دارد، اما همچنان در درک واقعیت، تحلیل اخلاقی و تصمیمگیری در شرایط پیچیده ضعف جدی دارد و بدون نظارت انسانی و تیمهای متخصص میتواند خروجیهای گمراهکننده تولید کند. مرادی با اشاره به پیشبینی ایلان ماسک یادآور شد که طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، «کار کردن» بیشتر به یک انتخاب تبدیل میشود و تنها کسانی میتوانند کار را کنار بگذارند که به ابزارهای هوش مصنوعی دسترسی مؤثر دارند. او نتیجه گرفت اگر امروز در داخل سازمانها مدل و تیم نسازیم، فردا ناچار خواهیم شد برای بقا به سرویسهای خارجی تکیه کنیم.

نیروی انسانی مهمترین لایه موفقیت در هوش مصنوعی است
حمیدرضا سلیمانی، معاون تکنولوژی و محصول تپسی، در ادامه بر این نکته تأکید کرد که نیروی انسانی عمیقترین لایه موفقیت در هوش مصنوعی است. او هشدار داد تمرکز روی «تعدیل نیرو» در مواجهه با موج هوش مصنوعی خطای راهبردی است، چراکه برای طراحی مدلها، ساخت دیتاسنتر، راهاندازی سیستمهای پیشنهاددهی و پردازش حجم عظیم داده به تعداد زیادی متخصص فنی و داده نیاز است. سلیمانی توضیح داد تنها داشتن کوهی از داده کافی نیست؛ پاکسازی، ارزشافزایی و نگهداشت داده اهمیت بیشتری دارد. او با اشاره به ۹ سال سرمایهگذاری تپسی روی دیتاسنترها و راهاندازی «تپسیکلاد» گفت اگر سازمانی توان فراهمکردن زیرساخت ذخیرهسازی، پردازش، CPU و GPU را ندارد، بهتر است از سرویسهای ابری استفاده کند تا اساساً امکان ورود به فضای هوش مصنوعی را از دست ندهد.
صادق سپندارند، مدیرکل بانکداری خرد و کسبوکارهای کوچک بانک ملی، جمعبندی مدیریتیتری ارائه کرد و گفت هوش مصنوعی بهخودیخود «خطرناک» نیست؛ مسئله، چگونگی استفاده از آن است. او سه پیشنیاز ورود حرفهای سازمانها به این حوزه را چنین برشمرد: پایه فرهنگی مستحکم که فناوری در آن نقش شتابدهنده داشته باشد، شکلگیری فرهنگ دادهمحور، و سرمایهگذاری مرحلهبهمرحله بهجای حرکتهای نمایشی و مقطعی. سپندارند یادآور شد استراتژی خوب فقط فهرست کارهایی نیست که باید انجام شوند، بلکه به همان اندازه به کارهایی مربوط است که نباید انجام شوند. او با تأکید بر اینکه هوش مصنوعی تضمینکننده «آب و نان» هیچکس نیست، گفت احتمالاً در آینده اقتصادی، برای کسانی که زودتر و هوشمندانهتر وارد این حوزه میشوند، جایگاه تازهای خواهد ساخت و بسیاری از استراتژیهای موفق از دل آزمون و خطا بیرون میآیند نه از محافظهکاری.

هوش مصنوعی از دست مدیران خارج شد؛ وارد دست مردم شد
در بخش دیگری از رویداد، نیما نامداری، مدیرعامل کارنامه، به یک جابهجایی مهم اشاره کرد: هوش مصنوعی دیگر ابزار مدیران نیست، بلکه ابتدا در دست کاربران عادی قرار گرفته است. او گفت سرویسهای هوش مصنوعی از یک محصول B2B به سرویسهایی کاملاً B2C تبدیل شدهاند و حالا انتظارات کاربران بدون هیچ واسطهای به کسبوکارها منتقل میشود. به باور نامداری، بزرگترین مانع تحول در داخل سازمانهاست؛ نسلی از مدیران میانی و ارشد که با فناوریهای جدید راحت نیستند و همین مقاومت، پاشنهآشیل تحول هوش مصنوعی در کسبوکارهای ایرانی شده است. او تأکید کرد موج واقعی ارزشآفرینی هوش مصنوعی در صنایعی شکل میگیرد که هنوز دیجیتالی نشدهاند؛ صنایعی سنتی که تشنه داده و اتوماسیوناند و اندازه بازار آنها چندین برابر بزرگتر از بازار فناوری مصرفی است.
حمید محمودزاده، مدیرعامل دیدار، با تمرکز بر پیوند هوش مصنوعی و نیروی انسانی، «داده تمیز» را اکسیژن پروژههای هوش مصنوعی توصیف کرد و گفت کوچکترین پروژه در این حوزه بدون داده سالم محکوم به شکست است. او توضیح داد این شرکت با ساخت ربات «آیدا» وارد فضای هوش مصنوعی شده؛ رباتی که قرار است بخشی از نقشهای تکراری و کمارزش در سازمان را با هزینه کمتر و کارایی بیشتر بر عهده بگیرد. محمودزاده هشدار داد موج اتوماسیون دیر یا زود در ایران فراگیر میشود و سازمانهایی که امروز برای زیرساخت دادهای خود فکری نکنند، فردا عملاً امکان بهرهبرداری واقعی از هوش مصنوعی را نخواهند داشت.
بهاره شریفیون، مدیرعامل هلدینگ سپاس، تجربه سهساله این مجموعه در استفاده از هوش مصنوعی را در دو مسیر روایت کرد: حل مسائل داخلی و ساخت کسبوکارهای جدید. او گفت مهمترین درس این سالها آن بوده که اگر مسأله درست تعریف نشود، خروجی هوش مصنوعی «هیچ» است. به گفته او، بسیاری از سازمانها صرفاً برای نمایش و ادعای تحول سراغ هوش مصنوعی میروند و بودجه را صرف پروژههایی میکنند که مسئلهای واقعی را حل نمیکند. شریفیون نمونهای از یک کاربرد واقعی را معرفی کرد: «drill.ai»؛ محصولی مبتنی بر هوش مصنوعی برای بهینهسازی حفاری در صنعت نفت و گاز، جایی که کوچکترین خطا میتواند میلیونها تومان هزینه تحمیل کند. او همچنین یادآور شد که کسبوکارهای کوچک به دلیل چابکی، شانس بیشتری برای سازگاری سریع با این پارادایم جدید دارند، در حالی که هرچه سازمان بزرگتر میشود، سرعت تغییر کمتر میشود.
در مجموع، نکستشیفت امسال تصویری روشن از آینده کسبوکارهای ایرانی ارائه کرد: آیندهای که در آن گفتگو با هوش مصنوعی جای جستجوهای سنتی را میگیرد، مدیران برای عقب نماندن باید از ترس عبور کنند، رباتها وارد سازمانها میشوند، داده تمیز سرنوشت پروژهها را تعیین میکند و نیروی انسانیِ توانمند مهمترین لایه موفقیت است.
فرصت بزرگ، پشت درِ سازمانهاست؛
سؤال این است: چه کسی جرأت میکند زودتر از بقیه در را باز کند؟



