
پس از چند سال بلاتکلیفی، پرونده دانشبنیان شدن فضاهای کار اشتراکی دوباره روی میز سیاستگذار علم و فناوری قرار گرفته است؛ مسیری که حالا قرار است با آییننامهای تازه و سازوکار ارزیابی جدید از سر گرفته شود. فرایندی که میتواند نقش فضاهای کار اشتراکی را از «محل استقرار تیمها» به یکی از بازوهای رسمی اکوسیستم دانشبنیان کشور ارتقا دهد.
فرشاد جعفرپور، دبیر انجمن فضای کار اشتراکی در گفتوگو با اکوموتیو، درباره چارچوب جدید معاونت علمی، مأموریت فضاهای کار اشتراکی دانشبنیان، مدل ارزیابی، شاخصهای سنجش عملکرد و چالشهای تبدیل افراد به تیم و شرکت توضیح داد.
ارزیابی وضعیت فضاهای کار اشتراکی در چارچوب جدید معاونت علمی
جعفرپور درباره ارزیابی وضعیت فعلی فضاهای کار اشتراکی کشور با چارچوب جدید معاونت علمی گفت: با چارچوب جدید معاونت علمی، فضاهای کار اشتراکی کشور وارد مرحلهای تازه شدهاند؛ مرحلهای که در آن تمرکز از «کمیت فضا» به «کیفیت اثرگذاری» در اکوسیستم دانشبنیان تغییر کرده است. امروز فضاهای کار اشتراکی صرفاً محل استقرار تیمها نیستند، بلکه بهعنوان یکی از حلقههای اصلی زنجیره شکلگیری تیمهای نوآور و شرکتهای دانشبنیان عمل میکنند.
او توضیح داد: چارچوب جدید این امکان را فراهم میکند که ظرفیتهای واقعی فضاهای کار اشتراکی، بهویژه در اتصال تیمها به شتابدهندهها، شبکه منتورها و مسیرهای رشد، بهصورت هدفمند فعال شود و تأکید کرد: این رویکرد به ما کمک میکند جایگاه فضاهای کار اشتراکی را نه بهعنوان یک مفهوم مقطعی، بلکه بهعنوان یک بازوی پایدار در تقویت و توسعه اکوسیستم دانشبنیان کشور بازتعریف و احیا کنیم.
مأموریت فضای کار اشتراکی در مدل جدید
دبیر انجمن فضای کار اشتراکی درباره مأموریت اصلی این فضاها در مدل جدید بیان کرد: در مدل جدید، مأموریت فضای کار اشتراکی از «ارائه تخصصی فضای کار» فراتر رفته و به تسهیلگری مسیر رشد تیمهای نوآور تبدیل شده است. فضای کار اشتراکی امروز باید جایی باشد که افراد صرفاً کنار هم کار نکنند، بلکه در معرض یادگیری، شبکهسازی و شکلگیری تیمهای مکمل قرار بگیرند.
او افزود: از نگاه من، فضای کار اشتراکی دانشبنیان مأموریت دارد بهعنوان نقطه اتصال تیمهای اولیه به شتابدهندهها، منتورها و سایر بازیگران اکوسیستم عمل کند و به تکمیل زنجیره ارزش اقتصاد دانشبنیان کمک کند.
جعفرپور تأکید کرد: این فضاها اگر درست طراحی و ارزیابی شوند، میتوانند بازوی مؤثری برای شناسایی استعدادها، کاهش ریسک شکست تیمهای نوپا و تسریع فرآیند تبدیل ایده به شرکت دانشبنیان باشند.
نگاه به بازه زمانی ارزیابی عملکرد فضاها
او درباره بازه زمانی اعلامشده برای ارزیابی عملکرد فضاهای کار اشتراکی گفت: حساسیتهای معاونت علمی در ارزیابی فضاهای کار اشتراکی دانشبنیان کاملاً قابل درک است. با این حال باید بپذیریم که در عمل، درصد بسیار محدودی از افراد میتوانند طی بازهای مانند دو سال، مسیر تبدیل یک ایده به محصول دانشبنیان را طی کنند.
جعفرپور با بیان اینکه اصل ارزیابی را ضروری میداند، توضیح داد: از نگاه ما، اصل ارزیابی درست و ضروری است و حتماً باید بهصورت مستمر انجام شود، اما درباره بازه زمانی ارزیابی، بهتر است رویکردی مبتنی بر تجربه در پیش گرفته شود.
او تأکید کرد: بهگمان من، بازه زمانی مطلوب نه با پیشفرض، بلکه با تجربه میدانی و بازخورد واقعی اکوسیستم مشخص میشود و میتوان بر اساس این تجربه، مدل ارزیابی را بهتدریج بهبود و دقیقتر کرد.
دبیر انجمن فضای کار اشتراکی در ادامه گفت: در عین حال، نکته مهم این است که نباید زمان را از دست بدهیم. شروع هرچه سریعتر این فرآیند، حتی با مدلی که در مسیر اجرا بهبود پیدا میکند، بهمراتب اثربخشتر از تعویق و انتظار برای یک مدل کاملاً بینقص است.
او افزود: حرکت، اصلاح و یادگیری همزمان، میتواند این ارزیابی را به ابزاری کارآمد برای تقویت اکوسیستم دانشبنیان کشور تبدیل کند.
شاخصهای سنجش عملکرد فضاهای کار اشتراکی
جعفرپور درباره شاخصهای سنجش عملکرد فضاهای کار اشتراکی دانشبنیان توضیح داد: جملهای که در نشست با دکتر افشین بارها بر آن تأکید شد این بود که فضاهای کار اشتراکی خط مقدم اکوسیستم نوآوری و دریچه ورود افراد به زیستبوم دانشبنیان کشور هستند.
او افزود: وقتی چنین نگاهی وجود دارد، طبیعی است که شاخصهای ارزیابی هم باید متناسب با این نقش تعریف شوند.
به گفته او، فضای کار اشتراکی بهعنوان یکی از عناصر زنجیره اکوسیستم نوآوری، وظیفه دارد زمینهای فراهم کند که افراد بتوانند در این فضا رشد کنند و در عین حال، اتصال مؤثری میان افراد، تیمها و در نهایت شرکتها شکل بگیرد.
جعفرپور بیان کرد: به بیان دیگر، فضای کار اشتراکی باید محل اتصال افراد به یکدیگر، افراد به تیمها و تیمها به مسیرهای توسعه و شکلگیری شرکتهای دانشبنیان باشد.
او تأکید کرد: بر همین اساس، شاخصهای سنجش عملکرد فضاهای کار اشتراکی دانشبنیان باید بر میزان اثرگذاری آنها در این ورودی و خروجی تمرکز داشته باشد؛ اینکه یک فضا تا چه حد توانسته است استعدادها را شناسایی کند، تعامل میان اعضا را تقویت کند، تیمهای مکمل بسازد و آنها را به سایر اجزای اکوسیستم مانند شتابدهندهها، منتورها و مسیرهای رشد متصل کند.
چالش تبدیل افراد مستقل به تیم و شرکت
دبیر انجمن فضای کار اشتراکی درباره سختیهای مسیر تبدیل افراد مستقل به تیم و شرکت گفت: تبدیل «من» به «ما» یک فرآیند است؛ فرآیندی که نیازمند شکستن مرزهای فردی و ایجاد تغییر در رویکردهاست.
او ادامه داد: در فضای کار اشتراکی، ما برنامهریزی میکنیم تا افراد بتوانند در مسیر همکاری و همافزایی قرار بگیرند، اما ذات داینامیک انسانها، شرایط اجتماعی و اقتصادی و متغیرهای فردی باعث میشود که این فرآیند همواره چالشبرانگیز باشد.
جعفرپور توضیح داد: به همین دلیل، مدلها و فرآیندهای ما در فضای کار اشتراکی همواره در حال بهبود هستند تا بتوانند مرزهای فردی را شکسته و افراد و تیمها را بر اساس نیازها و ظرفیتهایشان به یکدیگر متصل کنند.
او تأکید کرد: هدف نهایی ایجاد محیطی است که افراد، تیمها و شرکتها بتوانند بهطور مؤثر در زنجیره ارزش اکوسیستم نوآوری کشور حرکت کنند و مسیر رشد و نوآوری برای همه اعضا هموار شود.
پیام نشست برای مدیران فضاهای کار اشتراکی
او در پایان، مهمترین پیام این نشست برای مدیران فضاهای کار اشتراکی را اینطور بیان کرد: «مهمترین خروجی این نشست، اعلام آغاز فرآیند ارزیابی فضاهای کار اشتراکی دانشبنیان از تاریخ ۱۰ دیماه است.»
جعفرپور تأکید کرد: این ارزیابی، گامی کلیدی در جهت تثبیت جایگاه فضاهای کار اشتراکی بهعنوان بازوی اثرگذار در اکوسیستم نوآوری و دانشبنیان کشور محسوب میشود.



