
پس از بیش از یک سال مذاکره میان فعالان فضاهای کار اشتراکی و معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، مسیر تازهای برای بهرسمیتشناختن این فضاها بهعنوان «ارائهدهنده خدمات نوآوری» در حال شکلگیری است؛ مسیری که با تعریف شاخصهای دانشبنیانی، میتواند جایگاه فضاهای کار اشتراکی را از یک خدمت اداری ساده، به یکی از ارکان زنجیره نوآوری کشور ارتقا دهد.
فضاهای کار اشتراکی؛ نقطه اتصال اکوسیستم نوآوری و اقتصاد فریلنسری
فضاهای کار اشتراکی در سالهای اخیر به یکی از متنوعترین لایههای اکوسیستم نوآوری ایران تبدیل شدهاند؛ فضاهایی که نهتنها میزبان استارتاپها، بلکه محل فعالیت گسترده فریلنسرها، تیمهای کوچک و حتی کسبوکارهایی هستند که لزوماً در چارچوب اقتصاد دیجیتال ایران تعریف نمیشوند.
مشکات اسدی، مدیرعامل گروه کسبوکارهای نوین «آن»، در تشریح این جایگاه میگوید: «واقعیت این است که فضاهای کار اشتراکی در خط مقدم ارتباط افراد با بدنه اکوسیستم نوآوری قرار دارند. ما سر زنجیره هستیم؛ جایی که فریلنسرها، تیمهای کوچک و فعالان اکوسیستمهای مختلف اقتصادی به هم میرسند.»
به گفته اسدی، تنوع کاربران و سیالبودن این فضاها، مهمترین ویژگی آنهاست؛ ویژگیای که باعث میشود فضاهای کار اشتراکی صرفاً به یک اکوسیستم خاص محدود نشوند و میزبان طیفی گسترده از فعالیتهای اقتصادی باشند.
چالش رگولاتوری؛ وقتی فضای کار اشتراکی «هتلینگ» تلقی میشود
با وجود این نقش کلیدی، فضاهای کار اشتراکی سالها با یک چالش جدی مواجه بودهاند: نبود تعریف رسمی در نظام رگولاتوری.
در بسیاری از تعاملات با نهادهایی مانند بیمه و مالیات، این فضاها ذیل خدماتی مانند هتلینگ یا اجاره دفتر طبقهبندی شدهاند؛ تعریفی که به گفته فعالان این حوزه، با ماهیت واقعی آنها همخوانی ندارد.
اسدی در اینباره تأکید میکند: «فضای کار اشتراکی ارائهدهنده خدمات نوآوری است، نه خدمات هتلینگ. برای حل این مسئله، لازم است نهادهایی مثل معاونت علمی یا وزارت ارتباطات این خدمت را به رسمیت بشناسند، برای آن KPI تعریف کنند و بر اساس آن، تسهیلات ارائه دهند.»
چرا دانشبنیان شدن اهمیت دارد؟
بر اساس سازوکارهای فعلی، بهرهمندی از تسهیلات معاونت علمی و صندوق نوآوری و شکوفایی، منوط به دانشبنیان بودن است. همین موضوع باعث شد تعریف «دانشبنیانی فضاهای کار اشتراکی» به یک مطالبه جدی تبدیل شود؛ مطالبهای که به گفته اسدی، مسیر سادهای نداشته است.
او میگوید: «تعریف دانشبنیان بودن فضاهای کار اشتراکی، با وجود اینکه میزبان انواع دانش هستند، کار سختی بود. حدود یک سال و نیم مذاکره انجام شد تا در نهایت به یک پیشنویس برسیم که حالا قرار است از دهم دیماه، ارزیابی مجدد فضاهای کار اشتراکی بر اساس آن آغاز شود.»
به باور فعالان این حوزه، این بازتعریف میتواند زمینهساز رشد پایدارتر فضاهای کار اشتراکی و اتصال مؤثرتر آنها به سایر اجزای اکوسیستم نوآوری، از شتابدهندهها تا سرمایهگذاران خطرپذیر، باشد.
ورود صنعت به اکوسیستم نوآوری؛ تغییر کارکرد فضاهای کار اشتراکی
در کنار موضوع دانشبنیانی، یکی دیگر از محورهای مهم مطرحشده در نشست اخیر با معاونت علمی، روند روبهرشد ورود بازیگران اقتصاد سنتی و صنعتی به اکوسیستم نوآوری بود؛ روندی که حالا در قالب CVCها، شتابدهندههای تخصصی و مراکز نوآوری صنعتی دیده میشود.
اسدی با اشاره به این تغییر میگوید: «وقتی صنعت وارد اکوسیستم نوآوری میشود، انتظار دارد از کل زنجیره خدمات استفاده کند. همین موضوع باعث میشود کارکرد فضاهای کار اشتراکی، مراکز نوآوری و شتابدهندهها متنوعتر و جدیتر شود.»
فضای کار اشتراکی در جوار صنعت؛ پیشنهادی برای آینده
یکی از ایدههای کلیدی مطرحشده در این نشست، توسعه فضاهای کار اشتراکی در جوار شهرکهای صنعتی بود؛ مدلی که بهجای کشاندن صنعت به دل پارکهای فناوری شهری، فعالان نوآوری را به بطن صنعت نزدیک میکند.
به گفته اسدی: «صنعت واقعی ما عمدتاً خارج از شهرهاست. صرف داشتن یک دفتر صنعتی در کنار دانشگاه، الزاماً ارتباط صنعت و دانشگاه را شکل نمیدهد. گاهی لازم است تیمهای جوان و فعالان فناوری، نزدیک صنعت باشند تا مسائل واقعی را ببینند و برای آنها راهحل ارائه دهند.»
این پیشنهاد با استقبال معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری نیز همراه شده و میتواند زمینهساز شکلگیری نسل جدیدی از فضاهای کار اشتراکی تخصصی در سالهای آینده باشد.
از خدمات روزمره تا تولید دانش
پیام اصلی این تحولات برای مدیران فضاهای کار اشتراکی روشن است: عبور از ارائه خدمات صرفاً روزمره و حرکت به سمت شاخصهای قابل سنجش نوآوری و تولید دانش.
اسدی در پایان تأکید میکند: «فضاهای کار اشتراکی باید در کنار خدمات روتین، به KPIهایی توجه کنند که نشاندهنده نوآوری واقعی باشد. امیدواریم با تعریف این شاخصها، مسیر جدیدی برای رشد اکوسیستم نوآوری کشور باز شود.»
به نظر میرسد دانشبنیان شدن فضاهای کار اشتراکی، اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند یکی از حلقههای مفقوده زنجیره نوآوری ایران را ترمیم کند؛ حلقهای که سالها میان فریلنسرها، صنعت و سیاستگذار معلق مانده بود.



