ارز دیجیتالبلاک چینفین تکمقالات ارز دیجیتالمقالات تحلیلی بلاک چین

آژانس اقتصاد دیجیتال ضرورتی برای نجات آینده فناوری ایران

یادداشت مسیح علوی، دبیر کارگروه استخراج رمزارز انجمن بلاکچین

مسیح علوی، دبیر کارگروه استخراج رمزارز انجمن بلاکچین، در یادداشتی برای «اکوموتیو» با نگاهی انتقادی به وضعیت فعلی اکوسیستم رمزارز و اقتصاد دیجیتال ایران، از خلأ یک مرجع واحد، مستقل و پاسخ‌گو سخن می‌گوید؛ خلأیی که به باور او، به آشفتگی نهادی، تضعیف بخش خصوصی و تکرار بحران‌هایی منجر شده که آینده فناوری کشور را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.

انتشار فهرست‌های متناقض از سوی انجمن بلاکچین، انجمن فین‌تک، سازمان نصر و دیگر تشکل‌های پراکنده حوزه فناوری نشان می‌دهد که اکوسیستم رمزارز و به‌طور کلی اقتصاد دیجیتال ایران در نبود یک مرجع واحد و مطمئن، دچار آشفتگی ساختاری شده است. این تعدد مراکز تصمیم‌گیری نه‌تنها کمکی به سامان‌دهی بازار نکرده، بلکه سردرگمی، بی‌اعتمادی و فقدان پاسخگویی در مواقع بحرانی راتشدید کرده است؛ نمونه روشن آن بحران‌هایی است که برای چند صرافی درماه‌های اخیر رخ داد، اما هیچ‌یک از این نهادهای صنفی مسئولیت روشنی در قبال آن نپذیرفتند. کشور ما امروز بیش از هر زمان دیگری به یک آژانس اقتصاددیجیتال مستقل و متعلق به بخش خصوصی واقعی نیاز دارد؛ نهادی واحد که تمام تشکل‌ها و انجمن‌ها ذیل آن فعالیت کنند و مسئولیت استانداردگذاری، نظارت، هشداردهی امنیتی و یکپارچه‌سازی تعامل با حاکمیت را بر عهده گیرد. این آژانس باید مرکز ثقل بخش خصوصی باشد تا بتواند صدایی واحد، مؤثر و قابل اتکا دربرابر تصمیم‌سازان کشور ایجاد کند.

این نیاز تنها به فهرست‌های متناقض، گواهی‌ها، حق عضویت‌ها محدودنمی‌شود. رشد بی‌ضابطه و موازی‌کارانه انجمن‌هایی مانند انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی، انجمن فناوران رایانه‌ای، انجمن تجارت الکترونیک، سازمان نصر، اتحادیه کسب‌وکارهای فضای مجازی، انجمن فناوری اطلاعات و ارتباطات، انجمن بلاکچین ایران، انجمن فین‌تک و ده‌ها تشکل کوچک‌تر، حاصل یک مشکل ریشه‌ای است، عدم انعطاف‌پذیری سازمان‌های بزرگ، بروکراتیک شدن ساختارها، ضعف خودتنظیم‌گری درونی و حتی فسادهای مزمن داخلی. بسیاری از این تشکل‌ها دردوره‌های قدیمی و پیش از ورود فناوری‌های جدید شکل گرفتند و با وجود گذشت سال‌ها، نتوانستند خود را با موج‌های نوینی مانند رمزارز، هوش مصنوعی، فین‌تک، Web3 و اقتصاد غیرمتمرکز و حتی آینده کوانتومی یا نورومورفیک و غیره تطبیق دهند. نتیجه این فاصله، تولد انجمن‌های جدیدی بود که هرکدام ادعا می‌کردند خلأ موجود را جبران می‌کنند، اما خود نیز به‌مرور در همان چرخه گرفتار شدند و امروز شاهد چندگانگی و تکرار نقش‌ها هستیم.

به‌همین دلیل، تأکید بر ایجاد آژانس اقتصاد دیجیتال تنها زمانی معنا دارد که این نهاد تمام نقاط ضعف نسل پیشین تشکل‌های صنفی را مطالعه و آسیب‌شناسی کند. اگر این آژانس بدون اصلاح بنیان‌های فکری، ساختاری و سیستمی تشکیل شود، به‌سرعت خود نیز به یک سازمان عریض و طویل کند، غیرمنعطف و بی‌خاصیت تبدیل می‌شود، همان اتفاقی که برای بسیاری از نهادهای قبلی افتاد. این آژانس باید درک عمیقی از دلایل ناکارآمدی گذشته داشته باشد، عدم شفافیت، فقدان پاسخگویی، مقاومت در برابر تغییر، انحصارطلبی، فساد داخلی و دور شدناز نیازهای نسل جدید. تنها با شناخت این نقاط ضعف است که می‌توان از تکرار تاریخ جلوگیری کرد.

برای فهم بیشتری از اهمیت این تغییر ساختاری، کافی است تجربه کشورهای پیشرو در اقتصاد دیجیتال را بررسی کنیم. سنگاپور با ایجاد MAS، بریتانیا بامدل مشترک FCA و CryptoUK، ژاپن با JVCEA و اتحادیه اروپا با چارچوبMiCA، همگی یک اصل مشترک دارند: یک مرجع واحد، مستقل، آینده‌نگر و مسلط به فناوری. این کشورها به‌خوبی آموختند که با وجود سرعت رشد فناوری، عدم یکپارچگی در تصمیم‌گیری بزرگ‌ترین تهدید یک کشور است. همین الگو باید به‌عنوان نقطه راهنما برای ایران مورد استفاده قرار گیرد.

اما در ایران، دشمنان اقتصاد دیجیتال، چه به‌صورت آگاهانه و چه از روی ناآگاهی، از همین پراکندگی نهادی بیشترین بهره را برده‌اند. بزرگ‌ترین قربانی این وضعیت، صنعت استخراج رمزارز بود؛ صنعتی که می‌توانست میلیاردها دلار ارزش‌افزوده ایجاد کند، اما بر اثر آمارسازی، تصمیمات هیجانی و رویکرد غیرکارشناسی وزارتخانه‌هایی مانند نیرو نفت، بانک مرکزی و منفعل بودن وزارت صمت عملاً به ورطه نابودی کشیده شد. این تجربه تلخ باید به‌عنوان یک هشدار راهبردی تلقی شود، اگر برای حفاظت از اقتصاد دیجیتال یک ساختار متحد، شفاف و مستقل نسازیم، سایر بخش‌های این حوزه نیز با همان سرنوشت مواجه خواهند شد.

نگاه سیستمی به این وضعیت نشان می‌دهد که عملکرد جزیره‌ای نهادهای فعلی، خود «ریشه بحران» است. سیستم‌هایی بدون هماهنگی درونی، مرکز کنترل مشترک و معماری یکپارچه، به‌جای تولید نظم، به تولید اختلال می‌انجامند؛ درست همان وضعیتی که اکنون با آن روبه‌رو هستیم. در نظریه سیستم‌ها این وضعیت«چرخه تخریب خودکار» نام دارد، چرخه‌ای که اگر سد نشود، به فروپاشی تدریجی ساختار منجر می‌شود.

آژانس اقتصاد دیجیتال باید نقطه کانونی بازآرایی این سیستم باشد. این آژانس باید مسئول رصد و هشداردهی درباره ریسک‌های کلان جهانی، از احتمال مسدودشدن استیبل‌کوین‌هایی مانند تتر تا تهدیدهای سایبری و تحولات ژئوپلیتیک، باشد و تحلیل‌های دقیق و قابل اتکا ارائه دهد. چنین نهادی می‌تواند با بهره‌گیری ازمتخصصان آینده‌نگر و نگاه چندلایه به فناوری، مسیری پایدار برای اقتصاددیجیتال ایران ترسیم کند و مانع از تکرار فجایعی مانند نابودی صنعت ماینینگ شود.

اگر امروز بخش خصوصی واقعی متحد نشود و این آژانس مستقل، قدرتمند و آینده‌نگر تشکیل نگردد، فردا نه‌تنها اقتصاد دیجیتال ایران شکل نخواهد گرفت، بلکه همین فرصت‌های اندک نیز از بین خواهد رفت. در آن زمان، ما باید پاسخگوی آیندگان باشیم، اگر اصلاً آینده دیجیتالی برای ایران باقی مانده باشد. آینده‌ای که اگر به‌جای اقدام، فقط رؤیاپردازی کنیم، در حد یک خیال باقی خواهد ماند.

لحظه تصمیم‌گیری اکنون است. یا آژانسی ، مستقل و توانمند برای نجات اقتصاددیجیتال ایران ایجاد می‌کنیم، یا باید بپذیریم که با دستان خود، آینده فناوری کشوررا به قتلگاه برده‌ایم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *