
اختلال گسترده اینترنت بار دیگر نشان داد که در اکوسیستم دیجیتال ایران، آنلاینشاپها در خط مقدم آسیب قرار دارند. کسبوکارهایی که تمام چرخه فروش، ارتباط با مشتری و دریافت پول آنها به اینترنت وابسته است، با هر موج محدودیت، عملاً از نفس میافتند؛ بدون آنکه سازوکار مشخصی برای جبران خسارت یا حتی پیشبینیپذیری شرایط وجود داشته باشد.
قطع اینترنت؛ تصمیمی که «رویه» شده است
بهگفته فعالان این حوزه، مسیر حاکمیت در مواجهه با بحرانها حالا قابل پیشبینیتر از گذشته است: قطع کامل اینترنت، حتی در وقایعی کوچکتر از بحرانهای فراگیر. مسیری که از نگاه تصمیمگیران «کارآمد» بوده و حالا تمرکز بر رفع باگهای اجرایی آن است تا در دفعات بعدی، با هزینه و اصطکاک کمتری اجرا شود اما برای آنلاینشاپها، این رویکرد بهمعنای یک برزخ دائمی و بی معنی شدن برنامهریزی است.
چه فروشگاههایی زنده ماندند؟
بررسی وضعیت ۱۱۸ فروشگاه اینترنتی فعال در حوزههای مشاوره، نرمافزار و مارکتینگ نشان میدهد تنها گروهی که توانستند افت فروش خود را تا حدی کنترل کنند، فروشگاههایی بودند که حضور فعالی در مارکتپلیسها و پلتفرمهای واسط داشتند.
فروش در بسترهایی مانند دیجیکالا، ترب و شاپینو یا استفاده از ابزارهایی مثل اسنپپی، برای این فروشگاهها نقش ضربهگیر را ایفا کرد؛ امکانی که بسیاری از فروشگاههای مبتنی بر اینستاگرام از آن بیبهره بودند.
یکی از مدیران این فروشگاههای آنلاین در گفتوگو با اکوموتیو میگوید:
«با قطع اینستاگرام، فروش ما عملاً به صفر رسید. نه سفارش داشتیم و نه حتی امکان پاسخگویی به مشتری. تنها فروشگاههایی که روی مارکتپلیسها فعال بودند، هنوز جریان حداقلی فروش را حفظ کردند.»
آیا زمان بازگشت به فروش است؟
برای بسیاری از آنلاینشاپها، پرسش اصلی این است که آیا باید فعالیت خود را از سر بگیرند یا نه. اینستاگرام صرفاً یک ابزار فروش نیست؛ یک شبکه اجتماعی است که ذات آن با تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی گره خورده.
همانطور که در روزهای عادی یک محتوای شاد میتواند ترند شود، در روزهای بحران، غم جمعی به فضای غالب کاربران تبدیل میشود. در چنین شرایطی، بازگشت فوری به تبلیغ و فروش، نهتنها اثربخش نیست، بلکه میتواند واکنش منفی مخاطبان را بهدنبال داشته باشد.
«عادیشدن» از نگاه جامعه چه زمانی اتفاق میافتد؟
تجربه سال ۱۴۰۱ نشان میدهد که ازسرگیری فعالیت فروشگاهها و بلاگرها، زمانی برای جامعه قابل پذیرش میشود که نوعی احساس «دستاورد» یا پایان نمادین بحران شکل بگیرد؛ نشانهای که القا کند وضعیت به مرحلهای تازه وارد شده است.
در شرایط فعلی، بهگفته فعالان این حوزه، چنین احساسی وجود ندارد؛ آنچه غالب است، غم، بلاتکلیفی و تعلیق تصمیمگیری است.
اختلال اینترنت در ایران یک رخداد مقطعی نیست، بلکه ریسکی ساختاری برای اقتصاد دیجیتال بهشمار میرود. آنلاینشاپها، بهویژه کسبوکارهای کوچک و اینستاگرامی، هر بار هزینه تصمیمهایی را میپردازند که در شکلگیری آن نقشی ندارند و تا زمانی که اینترنت ابزاری قابل قطع در هر بحران تلقی شود، فروش آنلاین بیش از آنکه یک مدل پایدار اقتصادی باشد، یک قمار دائمی خواهد بود.


