
رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) از نتایج یک پیمایش تازه درباره میزان سواد هوش مصنوعی شهروندان تهرانی پرده برداشت؛ نتایجی که از وجود شکافی معنادار میان «تصور افراد از دانش خود» و «دانش واقعی آنها» حکایت دارد.
محمدحسنزاده با اشاره به اجرای مطالعه «سنجش میزان سواد هوش مصنوعی شهروندان شهر تهران با تأکید بر تفاوتهای نسلی» اعلام کرد این پژوهش با سفارش و حمایت ایرانداک انجام شده و گزارش تفصیلی آن بهزودی منتشر میشود. بهگفته او، با نفوذ روزافزون فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزههایی مانند آموزش، صنعت، پزشکی، رسانه و سرگرمی، برخورداری از سواد هوش مصنوعی دیگر یک مهارت تخصصی محسوب نمیشود؛ بلکه به ضرورتی عمومی برای شهروندان تبدیل شده است.
دو شاخص برای سنجش یک مهارت نوظهور
این پژوهش در ۸ منطقه شهر تهران و با استفاده از دو پرسشنامه مجزا انجام شده است؛ یکی برای سنجش «سواد ذهنی» (برداشت و ارزیابی فرد از میزان دانش خود) و دیگری برای سنجش «سواد عینی» (دانش واقعی مبتنی بر پاسخهای درست به پرسشهای تخصصی). هر دو ابزار اندازهگیری متناسب با شرایط ایران بومیسازی و از نظر علمی اعتبارسنجی شدهاند تا تصویری دقیقتر از وضعیت واقعی جامعه ارائه دهند.
بر اساس یافتهها، میانگین سواد ذهنی هوش مصنوعی در دو گروه «نسل زد ـ آلفا» و «نسل وای و پیش از آن» به ۱۴.۲۵ از ۲۰ رسیده است. نسل زد و آلفا بهطور متوسط ۱.۸ نمره خودادراکی بالاتری نسبت به نسلهای پیشین ثبت کردهاند؛ به بیان سادهتر، این نسل بیش از دیگران تصور میکند دانش بالاتری در زمینه هوش مصنوعی دارد.
وقتی پای دانش واقعی به میان میآید
اما تصویر در شاخص «سواد عینی» متفاوت است. زمانی که دانش واقعی شرکتکنندگان از طریق پرسشهای دانشی سنجیده شد، میانگین نمرات به ۵.۸ از ۲۰ کاهش یافت؛ عددی که نشان میدهد فاصله محسوسی میان اعتمادبهنفس دیجیتال و مهارت واقعی وجود دارد. جالب آنکه در این شاخص، نسل وای و پیش از آن حدود ۰.۵ نمره عملکرد بهتری نسبت به نسل زد و آلفا داشتهاند.
یافتههای دیگر پژوهش نشان میدهد جنسیت در سواد ذهنی تفاوت معناداری ایجاد نمیکند، اما در سواد عینی، مردان اندکی عملکرد بهتری داشتهاند. همچنین افرادی که تحصیلات رسمی در حوزه علوم کامپیوتر و فناوری اطلاعات دارند یا دورههای غیررسمی مرتبط با هوش مصنوعی را گذراندهاند، امتیاز بالاتری کسب کردهاند.
نقش چتباتها در افزایش سواد عینی
بهگفته رئیس ایرانداک، استفاده از چتباتهای مبتنی بر هوش مصنوعی یکی از عوامل اثرگذار بر بهبود برخی مؤلفههای سواد عینی بوده است. کاربرانی که تجربه کار با این ابزارها را دارند، در برخی شاخصها عملکرد بهتری نشان دادهاند؛ هرچند نسل زد و آلفا بیش از سایر گروههای سنی از این ابزارها استفاده میکنند.
از سوی دیگر، بررسیها نشان میدهد وضعیت سواد هوش مصنوعی در مناطق مختلف تهران تفاوت معناداری با یکدیگر ندارد؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده توزیع نسبتاً یکنواخت دسترسی به ابزارهای دیجیتال در سطح شهر باشد.
ضرورت سیاستگذاری آموزشی هدفمند
نتایج این پیمایش یک پیام روشن دارد: اعتمادبهنفس بالا در استفاده از فناوریهای نوین لزوماً به معنای دانش عمیق نیست. حسنزاده تأکید میکند برای کاهش فاصله میان تصور ذهنی و دانش واقعی شهروندان، تدوین سیاستهای آموزشی و شهری دقیق، مستمر و هدفمند در حوزه سواد هوش مصنوعی ضروری است؛ اقدامی که به مشارکت هماهنگ نهادهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی نیاز دارد.
در شرایطی که هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال بازتعریف مهارتهای فردی و حرفهای است، بهنظر میرسد چالش اصلی نه دسترسی به ابزارها، بلکه ارتقای درک عمیق و کاربردی از آنها باشد؛ چالشی که اگر جدی گرفته نشود، میتواند شکاف میان «کاربر بودن» و «بلد بودن» را عمیقتر کند.



