
بازار کار فناوری در ایران وارد مرحلهای پرهزینه و فرسایشی شده است. تازهترین دادههای منتشرشده توسط خبرآنلاین به نقل از گزارش «کندو» نشان میدهد استخدام یک توسعهدهنده نرمافزار حالا در دسته فرایندهای «خیلی دشوار» قرار گرفته؛ فرایندی که بهطور میانگین ۴۶ روز زمان میبرد و حدود ۹۸ میلیون تومان برای هر موقعیت شغلی هزینه دارد. این عدد فقط شامل هزینههای مستقیم جذب نیست، بلکه زمان از دسترفته تیمها، فرایندهای مصاحبه، آزمونهای فنی و ریسک انتخاب اشتباه را هم در بر میگیرد.
در چنین شرایطی، رقابت برای جذب نیرو شدیدتر از همیشه شده است. شرکتها نهتنها باید پیشنهاد مالی رقابتی ارائه دهند، بلکه ناچارند برند کارفرمایی، مزایای جانبی و مسیر رشد شغلی مشخصی هم تعریف کنند. با این حال، حتی این اقدامات هم تضمینی برای ماندگاری نیروها ایجاد نکرده است.
از سوی دیگر، مسیرهای جذب نیرو نیز تغییر کردهاند. اکنون ۶۶ درصد استخدامهای موفق از طریق پلتفرمهای آنلاین کاریابی انجام میشود؛ نشانهای از افول روشهای سنتی. شبکه اجتماعی LinkedIn نیز با سهم ۴ درصدی بیشتر به ابزار «شکار مستقیم استعداد» توسط مدیران تبدیل شده است. این تغییر رفتار نشان میدهد بازار کار آیتی بیش از گذشته دیجیتالی و رقابتی شده و دسترسی سریع به نیروهای متخصص به یک مزیت کلیدی بدل شده است.
اما مهمترین و نگرانکنندهترین شاخص، نرخ خروج ۳۱ درصدی کارکنان در ایران است؛ عددی که ۵۵ درصد بالاتر از میانگین جهانی اعلام شده است. این یعنی تقریباً از هر سه نیروی متخصص، یک نفر در بازهای کوتاه سازمان خود را ترک میکند. چنین نرخی، هزینههای پنهان سنگینی برای شرکتها به همراه دارد؛ از کاهش بهرهوری و فشار مضاعف بر تیمها گرفته تا تأخیر در پروژهها و از دست رفتن دانش سازمانی.
دلایل استعفا نیز چندبعدی است. اگرچه ۸۵ درصد نیروها «حقوق نامناسب» را عامل اصلی عنوان کردهاند، اما ۷۶ درصد نبود فرصت ارتقا و بیش از ۵۰ درصد نبود تعادل کار و زندگی و کمبود آموزش را دلیل خروج خود دانستهاند. این آمارها نشان میدهد مسئله فقط پول نیست؛ بلکه «تجربه کاری» و «چشمانداز رشد» به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند.
گزارش تأکید میکند در صورت تداوم این روند، شرکتهای فناور با چرخهای معیوب مواجه میشوند: جذب پرهزینه، ماندگاری کوتاهمدت و تکرار دوباره همان فرایند. خسارت یک استخدام ناموفق نیز در برخی برآوردها تا معادل ۵ سال حقوق آن جایگاه شغلی تخمین زده شده است. در چنین فضایی، سرمایه انسانی به شکنندهترین دارایی شرکتهای فناوری تبدیل شده؛ داراییای که حفظ آن، مهمتر و دشوارتر از جذب آن شده است.



