
رئیس پژوهشگاه فضای مجازی میگوید کمبود دادههای قابل اتکا، تحلیل مهاجرت متخصصان فناوری را دشوار کرده است؛ این پژوهشگاه اکنون با دادهکاوی لینکدین، مهاجرت افراد و خروج شرکتهای فناور از ایران را بررسی میکند.
نبود دادههای شفاف و مقاومت دستگاهها در برابر اشتراکگذاری اطلاعات، سیاستگذاری درباره مهاجرت متخصصان فناوری را با چالشی جدی روبهرو کرده است. پژوهشگاه فضای مجازی برای عبور از این محدودیت، به تحلیل دادههای لینکدین روی آورده و قصد دارد در گام بعدی، پدیده «مهاجرت شرکتی» و خروج استارتاپها از زنجیره ارزش اقتصاد ایران را بررسی کند.
میثم غلامی، رئیس پژوهشگاه فضای مجازی در گفتگو با فارس سرمایه انسانی را هسته مولد اقتصاد دیجیتال میداند و معتقد است تداوم فعالیت اکوسیستم نوآوری، بدون حفظ و تقویت نیروهای متخصص امکانپذیر نیست. به گفته او، همین مسئله زمینه تشکیل «میز سرمایه انسانی دیجیتال» را در اسفند ۱۴۰۳ فراهم کرد.
غلامی درباره هدف راهاندازی این میز گفت:
قصد داشتیم از نگاههای کلیشهای، توصیفی و گاه شعاری به مهاجرت فاصله بگیریم و بهسمت سیاستگذاری مبتنی بر شواهد حرکت کنیم. پایداری اکوسیستم نوآوری کشور مستقیماً به سرمایه انسانی وابسته است و نمیتوان نسبت به تحولات آن بیتفاوت بود.
وقتی دادهها در سازمانها محبوس میمانند
رئیس پژوهشگاه فضای مجازی، دسترسی محدود به دادههای معتبر را مهمترین مانع تحلیل مهاجرت متخصصان میداند؛ مانعی که از آن با عنوان «چسبندگی دادهها» یاد میکند.
به گفته غلامی، دادههای مرتبط با مهاجرت در اختیار سازمانها و نهادهای مختلف قرار دارند، اما این نهادها معمولاً تمایل چندانی به اشتراکگذاری اطلاعات خود نشان نمیدهند. نتیجه این وضعیت، دشوارشدن بررسی روندهای مهاجرت در دورههای زمانی مختلف و افزایش اتکای تحلیلها به برآوردهای ذهنی است.
او هشدار میدهد که نبود داده فقط فعالیت پژوهشگران را محدود نمیکند، بلکه میتواند سیاستگذاری را نیز از واقعیتهای موجود دور کند:
وقتی دادهای در دسترس نباشد، تحلیلها بهسمت برداشتهای ذهنی میروند و سیاستگذاری مبتنی بر تحلیل ذهنی نیز ممکن است به بیراهه برسد.
لینکدین چگونه به منبع رصد مهاجرت متخصصان تبدیل شد؟
پژوهشگاه فضای مجازی برای جبران کمبود دادههای رسمی، سراغ دادهکاوی شبکه اجتماعی تخصصی لینکدین رفته است. میز سرمایه انسانی دیجیتال با بررسی دادهها و سوابق حرفهای هزاران متخصص ایرانی، گزارشی از وضعیت مهاجرت نیروهای فناوری در سال ۱۴۰۳ تهیه کرده است.
براساس توضیحات غلامی، در این مطالعه تلاش شده است تصویری از مقصد مهاجرت متخصصان ایرانی، شرکتهای محل فعالیت آنها و جایگاههای فنی یا مدیریتیشان ترسیم شود. ترکیب تخصصی این افراد، از توسعهدهندگان نرمافزار گرفته تا متخصصان هوش مصنوعی، شبکه و زیرساخت، بخش دیگری از این بررسی بوده است.
البته دادههای لینکدین نیز محدودیتهای خود را دارند؛ زیرا همه متخصصان در این شبکه حضور ندارند و اطلاعات پروفایلها نیز الزاماً کامل یا بهروز نیست. بااینحال، رئیس پژوهشگاه فضای مجازی این گزارش را یکی از واقعبینانهترین اسناد آماری موجود درباره مهاجرت نیروهای فناوری در ایران توصیف میکند.
از کاهش مهاجرت تا استفاده از ظرفیت متخصصان خارج از کشور
راهبرد پیشنهادی پژوهشگاه فضای مجازی برای مواجهه با مهاجرت نخبگان فناوری، دو بخش دارد: کاهش عوامل محرک مهاجرت و حفظ ارتباط حرفهای با متخصصانی که از کشور خارج شدهاند.
در بخش نخست، غلامی بر بهبود شرایط کارآفرینی و طراحی مشوقهایی تأکید میکند که بتوانند سرعت مهاجرت نیروهای متخصص را کاهش دهند. بخش دوم نیز به مدیریت ارتباط با جامعه متخصصان ایرانی خارج از کشور اختصاص دارد.
او معتقد است قطع ارتباط با نیروهای مهاجر، رویکرد مؤثری نیست و باید سازوکاری برای مشارکت آنها در اقتصاد و زیستبوم فناوری کشور طراحی شود. این مشارکت میتواند در قالب سرمایهگذاری، مشاوره، منتورینگ و انتقال دانش و فناوری شکل بگیرد.
غلامی از الگوی «مرغان دریایی» چین بهعنوان نمونهای برای این رویکرد نام میبرد؛ الگویی که در آن متخصصان مهاجر، حتی بدون بازگشت دائمی، ارتباط حرفهای و اقتصادی خود را با کشور مبدأ حفظ میکنند.
مهاجرت شرکتی؛ مسئله بعدی اکوسیستم فناوری ایران
برنامه بعدی پژوهشگاه فضای مجازی، عبور از بررسی مهاجرت افراد و تمرکز بر «مهاجرت شرکتی» است؛ پدیدهای که با انتقال استارتاپها و شرکتهای فناور به خارج از کشور، میتواند بخشی از سرمایه، دانش و ارزش اقتصادی ایجادشده در داخل را از زنجیره اقتصاد ایران خارج کند.
براساس توضیحات رئیس پژوهشگاه فضای مجازی، قرار است ابعاد خروج شرکتهای فناور از زنجیره ارزش داخلی بررسی شود. هدف نهایی این برنامه، توسعه مجموعهای از خدمات، تسهیلات و حمایتهای قانونی و رگولاتوری عنوان شده است تا هزینه و ریسک فعالیت شرکتهای فناوری در ایران کاهش پیدا کند.
غلامی میگوید شرایط باید بهگونهای تغییر کند که متخصصان و شرکتهای فناوری، مهاجرت را تنها مسیر پیشروی خود ندانند و بازار ایران را بستری امن و پربازده برای خلق ارزش اقتصادی و توسعه فناوری ارزیابی کنند. تحقق چنین هدفی، بیش از آنکه به تدوین گزارشهای تازه وابسته باشد، به دسترسی آزادتر به دادهها، اصلاح محیط کسبوکار و اجرای سیاستهای قابل سنجش نیاز خواهد داشت.



