
بررسی رفتار مصرفکنندگان و بازار کالاهای مصرفی در دورههای مختلف بحران نشان میدهد با وجود افزایش قابلتوجه قیمتها، حجم خرید مردم تغییر محسوسی نداشته است. محمد موسوی، مدیرعامل گروه ارتباط تصویر و عضو هیاتمدیره گروه DNAunion، با اشاره به دادههای بازار گفت: «ما الان ۸۰ همت از خرید مردم را به کالابرگ اختصاص دادیم؛ معنایش این نیست که حجم خرید از ۵۰۰ به ۵۸۰ رسیده است.» به گفته او، کالابرگی که در اختیار مردم قرار گرفته، عملاً جایگزین بخشی از هزینهای شده که مردم پیش از این نیز برای خرید کالا انجام میدادند و در افزایش حجم خرید تأثیر نداشته است.
دادههای ارائهشده از سوی کامیار امامی، مدیرعامل شرکت EMRC، نیز نشان میدهد اندازه بازار کالاهای مصرفی در دورههای پیش از بحران، زمان جنگ و پس از آن، از نظر حجم تغییر چشمگیری نداشته، اما از نظر ارزش ریالی به دلیل تورم بزرگتر شده است.
تورم؛ عامل اصلی رشد ارزش بازار
امامی با اشاره به دادههای پنل EMRC که حدود ۱۵ سال است بهصورت ماهانه از هزاران خردهفروشی در ایران جمعآوری میشود، گفت بازار در سه دوره زمانی مورد بررسی قرار گرفته است. به گفته او، در دورههای مورد بررسی بازار با نوسانهایی همراه بوده، اما در مجموع در اسفند و فروردین توانسته خود را بازیابی کند.
بررسی این دادهها نشان میدهد ترکیب بازار از نظر گروههای کالایی تغییر اساسی نکرده، اما افزایش قیمت باعث شده اندازه ریالی بازار بزرگتر شود. در میان گروههای مختلف، مواد غذایی بیشترین میزان رشد قیمتی را داشتهاند و تورم این گروه در دوره مورد بررسی به حدود ۵۰ درصد رسیده است.
امامی همچنین درباره رفتار خردهفروشیها گفت در نظرسنجی انجامشده از فروشگاهها، حدود ۸۰ درصد آنها لبنیات را از جمله گروههایی دانستهاند که بیشترین بیثباتی را داشتهاند. در مقابل، محصولاتی مانند تخممرغ و روغن با وجود افزایش قیمت، تغییر قابلتوجهی در حجم فروش نداشتهاند.
در برخی گروهها نیز افزایش قیمت باعث رشد ارزش ریالی فروش شده است. برای نمونه، در گروه روغن، با وجود کاهش حجم فروش، ارزش ریالی فروش رشد قابلتوجهی داشته است؛ موضوعی که نشان میدهد رشد فروش ریالی لزوماً به معنای افزایش مصرف نیست.
در گروه محصولات بهداشتی نیز با وجود افزایش قیمت، کالاهای ضروری همچنان سهم قابلتوجهی از فروش حجمی را حفظ کردهاند. امامی تأکید کرد که تغییر رتبه محصولات در فروش ریالی و حجمی، تا حد زیادی ناشی از تغییر قیمتها و تغییر ترکیب خرید مصرفکنندگان بوده است.
جنگ و تغییر رفتار بازار و تبلیغات
ناصر پاشاپور نیکو، مدیرعامل گروه DNAunion و رئیس هیاتمدیره این گروه، نیز با اشاره به شرایط پس از جنگ گفت اختلال جدی و گستردهای در تأمین کالاهای مصرفی در فروشگاهها ایجاد نشده، اما افزایش هزینههای زنجیره تأمین، حملونقل و مشکلات مربوط به بنادر و مواد اولیه، فشار قیمتی ایجاد کرده است.
او تأکید کرد در شرایطی که قیمتها افزایش یافته، ثابت ماندن حجم مصرف خود بهتنهایی قابلتوجه است. با این حال، در برخی گروهها مانند نوشیدنیها کاهش مصرف مشاهده شده که میتواند ناشی از تغییر رفتار مردم در واکنش به شرایط جنگی باشد.
پاشاپور نیکو همچنین به تغییر رفتار شرکتها در حوزه بازاریابی در دورههای مختلف بحران اشاره کرد. به گفته او، در بحران دیماه، بسیاری از شرکتها تمایل چندانی به تبلیغات تلویزیونی و محیطی نداشتند و فعالیتهای تبلیغاتی در محل فروش رونق بیشتری گرفت. در دوره جنگ نیز با قطعی اینترنت، فعالیت تبلیغاتی دیجیتال بهشدت محدود شد.
پس از پایان جنگ، با بازگشت تدریجی شرایط عادی، فعالیتهای تبلیغاتی نیز افزایش یافت و از نیمه خرداد، تبلیغات تلویزیونی و محیطی رونق بیشتری گرفت. پاشاپور نیکو گفت در دورههای بحران، برخی شرکتها به جای تمرکز بر تبلیغات، به سمت تنوع محصول و جایگزینی محصولات حرکت کردند.
موسوی نیز با اشاره به همین روند گفت رشد فروش شرکتهای مواد غذایی عمدتاً ناشی از افزایش قیمتها بوده است، نه افزایش مصرف. به گفته او، در حالی که حجم خرید تنها حدود ۰.۲ درصد افزایش داشته، قیمت برخی محصولات مانند روغن تا ۱۲۶ درصد و برخی کالاها نیز بین ۵۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته است. در نتیجه، افزایش قیمتها ارزش فروش را بالا برده، بدون اینکه حجم مصرف به همان نسبت افزایش پیدا کند.
برآیند دادههای ارائهشده نشان میدهد کالابرگ و حمایتهای مشابه، اگرچه بخشی از فشار هزینهای خانوار را پوشش دادهاند، اما به افزایش معنادار حجم خرید منجر نشدهاند؛ بهطوری که به گفته موسوی، حدود ۴۰ درصد از اثر مورد انتظار کالابرگ در افزایش خرید محقق نشده است. در واقع، بخش مهمی از رشد ارزش بازار کالاهای مصرفی در ماههای اخیر، نه از افزایش مصرف، بلکه از افزایش قیمتها ناشی شده است.



