
رویداد «ویژن ۲۰۲۶» پنجشنبه ۱۹ شهریور در تهران برگزار شد؛ رویدادی که با حضور مدیران، کارآفرینان و متخصصان اکوسیستم کسبوکارهای دیجیتال، به بررسی آینده کسبوکارها در عصر هوش مصنوعی پرداخت.
در این رویداد، وحید بهرامیان، مدیرعامل ژاکت، با تمرکز بر مفهوم «بازآفرینی کسبوکار» تأکید کرد: ورود هوش مصنوعی صرفاً به معنای استفاده از یک ابزار جدید نیست و کسبوکارها باید مدل تصمیمگیری، فرایندها و حتی مزیت رقابتی خود را بازتعریف کنند.
هوش مصنوعی فقط ابزار کاهش هزینه نیست
بهرامیان سخنان خود را با مفهوم «تغییر زاویه دید» آغاز کرد؛ همان اتفاقی که به گفته او پس از دیدن زمین از فضا برای نخستینبار رخ داد. از نگاه او، در آن لحظه فناوری یا اختراع جدیدی شکل نگرفت، بلکه نگاه انسان به جهان تغییر کرد. او این اتفاق را با ورود اینترنت و سپس هوش مصنوعی مقایسه کرد و گفت: اینترنت زمانی به یک تحول اقتصادی تبدیل شد که نگاه ما از ابزاری برای ارسال نامه به بستری برای شکلگیری بازار، توزیع و کسبوکار تغییر کرد.
به گفته مدیرعامل ژاکت، هوش مصنوعی نیز در حال طی کردن همین مسیر است و مسئله اصلی دیگر این نیست که افراد از هوش مصنوعی استفاده میکنند یا نه؛ بلکه باید مشخص شود این فناوری چه نقشی در ساختار سازمان دارد.
او با اشاره به تحقیقی از مککنزی گفت: بیش از ۹۰ درصد افراد حاضر در جامعه آماری این تحقیق از هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما تنها ۴۴ درصد توانستهاند آن را در سازمان خود اجرا کنند و ۳۷ درصد نیز اعلام کردهاند که از این فناوری خروجی قابلتوجهی برای سودآوری سازمان گرفتهاند. بااینحال، تنها ۶ درصد در دسته شرکتهایی قرار گرفتهاند که توانستهاند عملکرد سازمان خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند.
بهرامیان تفاوت این گروه را در میزان بازطراحی فرایندها دانست و توضیح داد: شرکتهای موفق حدود سهچهارم فرایندهای خود را با توجه به قابلیتهای هوش مصنوعی بازنویسی کردهاند، درحالیکه این میزان در شرکتهای دیگر حدود یکچهارم بوده است.
او همچنین به تغییر رفتار کاربران در جستوجوی اینترنتی اشاره کرد. بر اساس دادههایی که در ارائه مطرح شد، زمانی که خلاصههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در نتایج جستوجو نمایش داده میشوند، نرخ کلیک روی نتایج از حدود ۱۵ درصد به ۸ درصد کاهش پیدا میکند. به اعتقاد بهرامیان، این تغییر نشان میدهد حتی مفاهیمی مانند سئو دیگر نمیتوانند با همان تعریف گذشته ادامه پیدا کنند.
ژاکت نیز برای بررسی وضعیت بازار ایران، پرسشنامهای با مشارکت ۱۴۳ مدیر و فعال کسبوکار تهیه کرده است. ۹۶ درصد پاسخدهندگان گفتهاند از هوش مصنوعی استفاده میکنند و ۸۰ درصد نیز اعلام کردهاند که استفاده از آن بخشی منظم از فعالیتهای روزانهشان است. همچنین ۸۰ درصد گفتهاند اگر به اطلاعات یا پاسخی نیاز داشته باشند، هوش مصنوعی را بهعنوان یکی از نخستین گزینههای خود انتخاب میکنند.
در همین جامعه آماری، ۶۹ درصد مدیران انتظار داشتهاند هوش مصنوعی هزینههای کسبوکارشان را کاهش دهد و ۵۰ درصد نیز نگران بودهاند که رقبای کوچکتر با استفاده از هوش مصنوعی بتوانند جای آنها را بگیرند.
بهرامیان هشدار داد: کاهش هزینه نباید به هدف اصلی استفاده از هوش مصنوعی تبدیل شود؛ چراکه در این صورت ممکن است کسبوکارها تغییر زمین بازی را نادیده بگیرند. او تأکید کرد: «ما باید تصمیم، سیستم سنجش و مزیت رقابتیمان را با هوش مصنوعی بازتعریف کنیم.»
از نگاه او، بازآفرینی به معنای خرید ابزار جدید یا ایجاد یک واحد هوش مصنوعی در سازمان نیست، بلکه بازطراحی فرایندهای کسبوکار و تغییر نحوه تصمیمگیری در سراسر سازمان است. این بازآفرینی نیز فرایندی یکباره نیست و باید بهصورت مستمر، برای مثال در دورههای ۹۰ روزه، تکرار شود.
مدیرعامل ژاکت در ادامه گفت: کسبوکارها باید در هر دوره بررسی کنند چه چیزی در رفتار مشتری، بازار و رقبا تغییر کرده، کدام فرایند دیگر ضرورتی ندارد و چه کاری را میتوان با کمک هوش مصنوعی بازطراحی یا خودکار کرد.
او همچنین تأکید کرد: استفاده از هوش مصنوعی بدون نظارت انسانی میتواند به اعتبار کسبوکار آسیب بزند. از نگاه بهرامیان، بخشی از فعالیتها کاملاً قابل واگذاری به هوش مصنوعی هستند، اما برخی دیگر همچنان به بازبینی انسانی نیاز دارند و در نهایت مسئولیت خروجی، حتی اگر صفر تا صد کار توسط هوش مصنوعی انجام شده باشد، با سازمان و مدیران آن است.
از جستوجوی گوگل تا انتخاب توسط ایجنتها
علیرضا علیخانی، همبنیانگذار Markstreet، در بخش دیگری از رویداد درباره تغییر نقش انسان، جستوجو و تصمیمگیری در عصر هوش مصنوعی صحبت کرد. از نگاه او، جستوجو همواره بخشی از رفتار انسان بوده است؛ انسان پیش از تصمیم یا اقدام، با جستوجو و بررسی گزینهها تلاش میکند عدمقطعیت را کاهش دهد.
علیخانی معتقد است هوش مصنوعی این رفتار را حذف نمیکند، بلکه آن را از جستوجوی مستقیم انسان به جستوجوهای متعدد و پنهان توسط ایجنتها منتقل میکند. به این ترتیب، کاربر ممکن است تنها یک درخواست ساده مطرح کند، اما ایجنت در پشت صحنه دهها یا صدها جستوجو، مقایسه و ارزیابی انجام دهد و در نهایت یک تصمیم یا پیشنهاد به کاربر ارائه کند.
او این تغییر را گذار از مدل جستوجو، نتیجه و کلیک به مدل درک زمینه و اقدام توصیف کرد؛ مدلی که در آن هدف کسبوکارها دیگر فقط دیدهشدن در نتایج جستوجو نیست، بلکه قرار گرفتن میان گزینههایی است که ایجنتها بررسی و در نهایت انتخاب میکنند.
از نگاه علیخانی، در چنین شرایطی ممکن است کلیک، صفحه نتایج و حتی شکل فعلی وبسایت اهمیت گذشته را از دست بدهند، اما رقابت از بین نمیرود. کسبوکارها همچنان باید برای قرار گرفتن در میان گزینههای قابلاعتماد، مرتبط و قابلانتخاب توسط ایجنتها رقابت کنند.
او گفت: در آینده احتمالاً مسئله اصلی کسبوکارها دیگر «رتبه یک گوگل» نخواهد بود، بلکه این خواهد بود که آیا در مجموعه گزینههای قابل بررسی توسط ایجنت قرار میگیرند یا نه و آیا نسخه دیجیتال کسبوکارشان میتواند بدون اصطکاک با این ایجنتها تعامل کند.

میلاد شولی، مدیر سئو نوبیتکس، نیز در ارائه خود با اشاره به همین تغییر، جستوجو را رفتاری ریشهدار در انسان دانست: با ورود هوش مصنوعی از بین نمیرود، بلکه شکل آن تغییر میکند. به گفته او، در آینده یک پرسش انسانی میتواند به دهها یا صدها جستوجوی متفاوت تبدیل شود و ایجنتها این فرایند را در پشت صحنه انجام دهند.
شولی پیشبینی کرد: مسیر جستوجو از پیدا کردن اطلاعات به سمت تصمیمگیری و اقدام حرکت کند؛ به این معنا که کاربر بهجای جستوجوی عبارتی مانند «خرید لپتاپ»، ممکن است از یک ایجنت بخواهد بهترین گزینه را با توجه به بودجه، شرایط، زمان ارسال و نیازهای شخصیاش پیدا کند.
در این مدل، وبسایتها و کسبوکارها برای دیدهشدن باید اطلاعات خود را ساختاریافته، قابلاستخراج، معتبر و قابلاعتماد کنند. به اعتقاد شولی، ماشین نباید برای تشخیص اینکه یک کسبوکار چیست، چه خدماتی ارائه میدهد یا چه اطلاعاتی دارد، حدس بزند؛ نسخه دیجیتال کسبوکار باید این اطلاعات را به شکلی روشن و قابلفهم در اختیار سیستمهای هوش مصنوعی قرار دهد.
او همچنین تأکید کرد: با وجود رشد شدید حجم دادهها، مسئله اصلی آینده کمبود اطلاعات نخواهد بود؛ بلکه رقابت بر سر این خواهد بود که یک کسبوکار در میان گزینههایی که ایجنتها برای کاربر بررسی میکنند، اصلاً حضور داشته باشد یا خیر.
در بخش دیگری از رویداد نیز بر اهمیت کانتکست، دانش، قضاوت و سیستم در استفاده مؤثر از هوش مصنوعی تأکید شد. بر این اساس، در آینده بخشی از کارهای اجرایی و تولیدی به ماشین واگذار میشود و نقش انسان بیش از گذشته به انتخاب، قضاوت، تعیین جهت و تصمیمگیری وابسته خواهد بود.
جمعبندی سخنرانان این بود که هوش مصنوعی صرفاً سرعت انجام کارهای قبلی را افزایش نمیدهد؛ بلکه زمین بازی کسبوکار را تغییر میدهد. در چنین شرایطی، برنده الزاماً شرکتی نیست که بیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکند، بلکه شرکتی است که زودتر تشخیص دهد چه چیزی دیگر نباید به شکل سابق انجام شود و چه چیزی باید از نو طراحی شود.



