بنچمارک ( Benchmark )

بنچمارک معیار استانداردی است که بر اساس آن می‌توان عملکرد اوراق بهادار، صندوق سرمایه گذاری مشترک یا مدیر سرمایه‌گذاری را سنجید. به‌منظور این سنجش، معمولاً از شاخص‌های سهام و اوراق قرضۀ بازار و بخش بازار استفاده می‌شود. این بخش یکی از عناصر کمربند مشکی شش سیگما است.

آشنایی با بنچمارک

بنچمارک‌ها شاخص‌هایی هستند که به‌منظور لحاظ کردن اوراق بهاداری ایجاد می‌شوند که جنبه‌ای از کل بازار را نشان می‌دهند. شاخص‌های بنچمارک در تمام انواع طبقات دارایی ایجاد شده‌اند. در بازار سهام، S&P 500 و Dow Jones Industrial Average دو مورد از محبوب‌ترین بنچمارک‌های سهام کلان هستند.

در درآمد ثابت، نمونه‌هایی از بنچمارک‌های برتر عبارتند از: شاخص کل اوراق قرضۀ شرکت بارکلیز ایالات متحده، شاخص اوراق قرضۀ شرکتی با بازدهی بالای شرکت بارکلیز و شاخص اوراق قرضۀ خزانه‌داری بارکلیز ایالات متحده. سرمایه‌گذاران صندوق‌های مشترک می‌توانند شاخص‌های Lipper را به کار ببرند که از 30 صندوق سرمایه گذاری بزرگِ یک دستۀ خاص استفاده می‌کنند. سرمایه‌گذاران بین‌المللی نیز می‌توانند از شاخص‌های MSCI استفاده کنند. Wilshire 5000 هم بنچمارک محبوبی است که همۀ سهام‌های عمومی در ایالات متحده را نشان می‌دهد. برای ارزیابی عملکرد هر سرمایه گذاری، باید آن را با یک بنچمارک مناسب مقایسه کنید.

شناسایی و تعیین بنچمارک از جنبه‌های مهم سرمایه گذاری برای سرمایه‌گذاران فردی است. علاوه بر این، بنچمارک‌های سنتی نمایانگر ویژگی‌های گستردۀ بازار مانند سهام کلان، سهام متوسط، سهام کوچک، رشد و ارزش نیز هستند. سرمایه‌گذاران با استفاده از بنچمارک‌ها می‌توانند شاخص‌هایی را بر اساس ویژگی‌های اساسی، بخش‌ها، سود سهام، ترندهای بازار و موارد دیگر پیدا کنند. داشتن دانش یا علاقه به نوع خاصی از سرمایه گذاری به سرمایه‌گذار کمک می‌کند تا صندوق‌های سرمایه‌گذاری مناسب را شناسایی کند؛ همچنین باعث می‌شود آن‌ها بتوانند اهداف و انتظارات سرمایه‌گذاری خود را بهتر به مشاور مالی منتقل کنند.

هنگام جستجوی بنچمارک‌های سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذار باید ریسک را هم در نظر بگیرد. بنچمارک سرمایه‌گذار باید بر اساس میزان ریسکی باشد که مایل به پذیرش آن است. مبلغ سرمایه‌گذاری و هزینه‌ای که سرمایه‌گذار مایل به پرداخت آن است از دیگر عواملی به شمار می‌آید که باید هنگام انتخاب بنچمارک در نظر گرفت.

نکات کلیدی

  • بنچمارک معیاری استاندارد برای سنجش عملکرد است.
  • در سرمایه‌گذاری می‌توان از یک شاخص بازار به عنوان بنچمارکی برای سنجش عملکرد پرتفوی استفاده کرد.
  • بنچمارک‌ها بسته به استراتژی یا دستورالعمل سرمایه‌گذاری خاص، متفاوت خواهند بود.
  • انتخاب بنچمارک مناسب مهم است زیرا شاخص اشتباه می‌تواند منجر به خطای بنچمارک شود.

مدیریت صندوق در صنعت سرمایه‌گذاری

تعداد بنچمارک‌ها همگام با نوآوری محصولات در حال گسترش است. بنچمارک‌ها اغلب به عنوان عامل اصلی مدیریت پرتفوی در صنعت سرمایه‌گذاری به کار می‌روند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری منفعل و صندوق‌های بتای هوشمند، دو استراتژی هستند که از سرمایه‌گذاری بنچمارک نشأت گرفته‌اند. استراتژی‌های تکرار پیرو بنچمارک‌های شخصی نیز روزبه‌روز رواج بیشتری پیدا می‌کنند. مدیران فعال نیز در بازار حضور دارند و استراتژی‌های مدیریت‌شده‌ای را به کار می‌گیرند که از سنتی‌ترین شکل شاخص‌ها استفاده می‌کنند. آن‌ها این نوع استراتژی‌ها را برای شکست دادن برخی بنچمارک‌ها به کار می‌برند.

منفعل

هدف از ایجاد بنچمارک‌ها در نظر گرفتن چندین اوراق بهادار است که جنبه‌ای از کل بازار را نشان می‌دهند. صندوق‌های سرمایه گذاری منفعل به این منظور ایجاد شده‌اند تا یک بنچمارک را در اختیار سرمایه‌گذاران قرار دهند زیرا سرمایه‌گذاری در هر یک از اوراق بهادار شاخص برای سرمایه‌گذاران فردی هزینۀ زیادی را در بر دارد. در صندوق‌های منفعل، مدیر سرمایه‌گذاری با استفاده از یک استراتژی تکرار، دارایی‌ها و بازده شاخص بنچمارک را با یکدیگر تطبیق داده و به سرمایه‌گذاران، صندوقی کم‌هزینه را برای سرمایه‌گذاری هدفمند ارائه می‌دهد. یک نمونۀ برجسته از این نوع صندوق، SPDR S&P 500 ETF (SPY) است که شاخص S&P 500 را با کارمزد مدیریت 0.09% تکرار می‌کند. سرمایه‌گذاران به راحتی می‌توانند صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک و ETF سهام کلان، سهام متوسط، سهام کوچک، رشد و ارزشی را پیدا کنند که این استراتژی را به کار می‌گیرند.

بتای هوشمند

استراتژی‌های بتای هوشمند برای تقویت صندوق‌های شاخص منفعل ایجاد شده‌اند. هدف آن‌ها افزایش بازدهی سرمایه‌گذار از سرمایه‌گذاری در یک صندوق منفعل استاندارد و همچنین از طریق انتخاب سهام بر اساس متغیرهای خاص یا با گرفتن موقعیت‌های خرید و فروش برای به دست آوردن آلفا است. استراتژی‌های شاخص تقویت‌شدۀ State Street Global Advisors نمونه‌ای از این عملکرد را ارائه می‌دهند. صندوق سهام کوچک تقویت‌شدۀ SSGA (SESPX) با گرفتن موقعیت‌های خرید و فروش در سهام‌های کوچک این شاخص، قصد پیشی گرفتن از عملکرد بنچمارک Russell 2000 خود را دارد.

بنچمارک‌های بخش بازار

بنچمارک های بخش بازار می‌توانند گزینه‌های دیگری را برای سرمایه‌گذاری بنچمارک بر اساس بخش‌های خاص بازار مانند صنف‌ها، در اختیار سرمایه‌گذاران قرار دهند. ETFهای State Street Global Advisors SPDR این فرصت را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌کند تا در هر یک از بخش‌های جداگانۀ S&P 500 سرمایه‌گذاری کنند. یک نمونه از این موارد، فناوری انتخاب بخش صندوق SPDR (XLK) است.

بنچمارک‌های بنیادی و موضوعی

با چالش‌های پیش روی بازار، بسیاری از مدیران سرمایه‌گذاری بنچمارک‌های شخصی را ایجاد کرده‌اند که از استراتژی تکرار استفاده می‌کنند. این نوع صندوق‌ها روزبه‌روز رایج‌تر شده و به عنوان شرکت‌های برتر شناخته می‌شوند. این صندوق‌ها، بنچمارک‌ها را بر اساس شاخص‌های شخصی‌سازی‌شدۀ مبتنی بر اصول، سبک و مضامین بازار ایجاد می‌کنند. ETF موضوعی رباتیک و هوش مصنوعی Global X (BOTZ) یکی از بهترین ETFهای موضوعی غیر اهرمی در جهان سرمایه‌گذاری است. این EFT از یک استراتژی تکرار شاخص استفاده می‌کند و به دنبال ردیابی شاخص موضوعی رباتیک و هوش مصنوعی جهانی Indxx است. ایندکس یک بنچمارک شاخص شخصی‌سازی‌شده است که شامل شرکت‌هایی می‌شود که در زمینۀ رباتیک و راهکارهای هوش مصنوعی فعالیت می‌کنند.

مدیریت فعال

مدیریت فعال با افزایش تعداد استراتژی‌های تکرار بنچمارک چالش‌برانگیزتر می‌شود. بنابراین، برای سرمایه‌گذاران، یافتن مدیران فعالی که به طور مداوم بنچمارک‌های خود را شکست دهند، روز‌به‌روز سخت‌تر خواهد شد. در سال 2017، ETF شرکت ARK Innovation (ARKK) یکی از ETFهای برتر در بازار سرمایه‌گذاری بوده که از اول سال تا 3 نوامبر، بازدهی 76.06 درصدی داشته است. بنچمارک‌های آن، S&P 500 با بازده قابل‌مقایسۀ 15.59 درصد و شاخص جهانی MSCI با بازده قابل‌مقایسۀ 17.55 درصد می‌باشد.

ارزش بنچمارک ها

ارزش بنچمارک‌ها همواره بحث‌برانگیز بوده و این مسئله باعث ایجاد نوآوری‌هایی حول محور سرمایه‌گذاری مستقیم در شاخص‌های بنچمارک واقعی شده است. این بحث‌ها اصولاً از تقاضا برای دسترسی به بنچمارک، سرمایه‌گذاری بنیادی و سرمایه‌گذاری موضوعی ناشی می‌شوند. مدیران موافق با فرضیۀ بازار کارآ (EMH) ادعا دارند که شکست دادن بازار اساساً غیرممکن است و به همین ترتیب، ایدۀ تلاش برای شکست دادن یک بنچمارک نیز هدفی غیرممکن برای مدیران در نظر گرفته می‌شود. تعداد روزافزون استراتژی‌های پرتفوی حول محور سرمایه‌گذاری بنچمارک شاخص نیز به همین علت است. با این وجود، مدیران فعالی وجود دارند که همواره بنچمارک‌ها را پشت سر می‌گذارند. این استراتژی‌ها نیاز به نظارت گسترده دارند و اغلب شامل هزینه‌های مدیریتی بالا می‌شوند. با این حال، همچنان که مدل‌های کمّی هوش مصنوعی متغیرهای بیشتری را با اتوماسیون بیشتر در فرآیند مدیریت پورتفوی ادغام می‌کنند، تعداد مدیران فعال موفق نیز افزایش می‌یابد.

خطای بنچمارک

خطای بنچمارک به وضعیتی می‌گویند که یک بنچمارک اشتباه در مدل مالی انتخاب می‌شود. این خطا می‌تواند پراکندگی‌های زیادی را در داده‌های تحلیلگران یا محققان ایجاد کند اما به راحتی می‌توان با انتخاب مناسب‌ترین بنچمارک در شروع تجزیه‌وتحلیل از این اتفاق جلوگیری کرد. گاهی خطای ردیابی با خطای بنچمارک اشتباه گرفته می‌شود، اما این دو معیار کاربردهای متفاوتی دارند.

برای جلوگیری از خطای بنچمارک، باید در هنگام ایجاد پورتفوی بازار تحت مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM)، از مناسب‌ترین بنچمارک یا بازار در محاسبات خود استفاده کنید؛ به عنوان مثال، اگر می‌خواهید با استفاده از CAPM یک پورتفوی از سهام آمریکایی ایجاد کنید، نباید از Nikkei – که یک شاخص ژاپنی است – به عنوان بنچمارک‌تان استفاده کرده باشید. به همین ترتیب، برای مقایسۀ بازده پرتفوی خود باید از شاخصی استفاده کنید که حاوی سهام مشابه باشد؛ به عنوان مثال، اگر پرتفوی‌تان سرشار از فناوری است، باید از Nasdaq به عنوان بنچمارک خود استفاده کنید نه از S&P 500.

دکمه بازگشت به بالا