سلامتکسب و کارهای سلامتمعرفی استارتاپ ها

متفاوت فکر کنید!

گفتگو با دکتر حامی، فعال سلامت دیجیتال

با شکل گیری اکوسیستم استارتاپی و توسعه این فضا، استارتاپها به حوزه فناوری اطلاعات محدود نشدند و راه خود را میان حوزه های دیگر از جمله سلامت نیز باز کردند. حوزه سلامت، قدمت دار است، اما بخش سلامت دیجیتال کاملا جدید است و پتانسیل رشد بالایی نیز دارد و افراد و سازمانهای مختلفی به تازگی به این حوزه ورود کرده اند. گفتگوی اکوموتیو با یکی از متخصصین این حوزه را دنبال کنید:

خود را معرفی کنید و از پیشینه کاری خود بگویید:

بنده دانیال حامی، متولد 1371 فارغ التحصیل رشته مهندسی پزشکی، مقطع کارشناسی و همچنین دانشجوی پزشکی عمومی هستم و حدود دو سال استاد افتخاری دانشگاه علوم پزشکی گیلان بودم؛ در آن مدت 35 سخنرانی داشتم و حدود 900 نفر از کادر درمان را در حوزه استارتاپ های حوزه پزشکی و سلامت آموزش دادم که ماحصل آن شکل گیری تعدادی استارتاپ بود ولی از آنجایی که در ایران زمانی که تغییرات در سطوح مدیریتی اتفاق می افتد، پروژه هایی متوقف می شوند؛ پروژه ما نیز جزو پروژه هایی بود که با تغییر رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان، متوقف شد؛ بعد از آن بنده در دانشگاه ججیانگ چین مشغول تحصیل در رشته پزشکی شدم. این دانشگاه در رده بندی QS 53 امین دانشگاه جهان و 6 امین دانشگاه آسیا است. از طرفی چین مهد استارتاپ های آسیا است و بزرگ ترین استارتاپ آسیا AliExpress در کشور چین است. در ابتدا اولین استارتاپ ویکند پزشکی و سلامت در شمال کشور را ما برگزار کردیم که یک فعالیت یک ساله بود و از آن استقبال خیلی خوبی شد و طی آن ذهن دانشجویان علوم پزشکی با مفاهیم استارتاپی آشنا شد و خروجی آن 12 تیم بود که در حال حاضر نیز با بیشتر تیم ها ارتباط دارم.

استارتاپ های علوم پزشکی با چه چالش های مواجهند؟

یکی از چالش ها این است که افراد حوزه علوم پزشکی را به سختی می توان وارد حوزه استارتاپی کرد. آن هم به این دلیل است که فضای کاری این افراد شرایط بهتری از مهندسان و مابقی رشته ها دارد و بعد از فارغ التحصیلی دغدغه پیدا کردن شغل ندارند؛ بستر شکل گیری “استارتاپ” ها نیز به دلیل خوب نبودن شرایط کاری مهندسان در کشور ما ترند شد و از طرفی از آنجایی که آمار موفقیت استارتاپ ها زیر 5% است و 95% احتمال شکست آنها وجود دارد و تنها 1% از آنها به درآمدهای آنچنانی می رسند ، افراد حوزه علوم پزشکی غالبا خود را فدای آن 5% نمی کنند ولی کسانی هم که وارد این حوزه می شوند، با محیط بکری مواجه می شوند. در حال حاضر نیز به لطف کرونا، افراد حوزه علوم پزشکی با فضای استارتاپی آشنا شدند و این شرایط ثابت کرد که استارتاپ ها غیرقابل اجتناب هستند؛ اپلیکیشن زوم نیز یکی از اپ هایی بود که در دوره کرونا ترند شد و سهام آن 5 برابر شد. حتی اخیرا که در حال بررسی استارتاپ های راه اندازی شده در دوره کرونا بودم، با استارتاپی مواجه شدم که فضای ازمایشگاهی را به صورت مجازی ایجاد کرده است که مشابه این کار در حال حاضر در دانشگاه ججیانگ نیز که در آن در حال تحصیل می باشم، اجرا شده است و ما تمام آزمایش ها را با لپ تاپ انجام می دهیم؛ چراکه چین فعلا تصمیم به باز کردن مرزهای خود برای دانشجویان ندارد و حدود یک سال و نیم است که آنلاین کار می کنیم.

چرا وارد فضای اکوسیستم استارتاپی شدید؟

“جغرافیا” در انتخاب فضا بسیار اهمیت دارد؛ من اصالتا رشتی هستم و دانشگاه آزاد قزوین را برای تحصیل انتخاب کرده بودم؛ این دانشگاه میزبان ربوکاپ ایران است. در دانشگاه عضو یک مرکز تحقیقات بودم و زمانی که تازه واژه “استارتاپ” در ایران در حال شکل گیری بود، دانشگاه ما از پیشگامان این عرصه بود. در سال 91 که تازه این مفهوم در حال شکل گیری بود، من مترجم چند منتور خارجی از کشورهای اروپایی مانند آلمان، هلند و .. بودم و مسلط بودن من به زبان انگلیسی باعث شد تا از اولین اشخاصی باشم که با این مفاهیم آشنا می شود. کمی بعد چند رویداد و استارتاپ ویکندی که برگزار کردیم متاسفانه با کلمه “استارتاپ ویکند” مخالفت شد و کلمه “استارتاپ کمپ” را به جای آن پیشنهاد دادند، اما در نهایت مفهوم تغییری نکرد. در مدتی نیز در دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان پژوهشگر فعالیت داشتم و در آنجا با مباحث علوم پزشکی بیشتر آشنا شدم و از آنجایی که پیشتر نیز در رشته مهندسی پزشکی تحصیل کرده بودم، به این نتیجه رسیدم که باید دانشی نسبی از دو بخش مهندسی و پزشکی داشته باشم و در دو سالی که به عنوان استاد افتخاری دانشگاه علوم پزشکی گیلان مشغول بودم، این نتیجه رسیدم که برای انجام یک کار تاثیرگذار در این حوزه باید در رشته پزشکی نیز تحصیل کنم.

استارتاپ ویکندی که در شمال کشور برگزار کردید حول چه محوری برگزار شد و چند نفر در آن شرکت کردند؟

حدود 168 نفر در آن رویداد ثبت نام کردند که خیلی بیشتر از تصور ما بود؛ زیرا در استارتاپ ویکندها عموما تیم های استارتاپی غالبا بین 5 تا 7 نفر هستند و تعداد افراد ثبت نام در آن استارتاپ ویکند به قدری زیاد بود که جا برای افراد کم بود به همین دلیل تعداد اعضای تیم ها را بیشتر کردیم و در نهایت 12 تیم شدند. طی آن استارتاپ ویکند به پیشنهاد من چند دانش آموز را نیز از دو مدرسه ثبت نام کردیم تا در دوران دانشجویی خود با این مفاهیم آشنا باشند. رویداد در سه روز برگزار شد و جوایزی نیز اعطا شد و خدمات منتورینگ نیز به تیم ها ارائه شد. از آنجایی که مهمان هایی نیز از دانشگاه علوم پزشکی تهران داشتیم، تقابلی بین افراد حوزه علوم پزشکی و افراد حوزه استارتاپی شکل گرفت و این تقابل باعث شد تا افراد حوزه علوم پزشکی به حضور موثر استارتاپ ها در حوزه دارویی و درمانی پی ببرند واز طرف دیگر افراد حوزه آی تی معتقد بودند که استارتاپ ها باید صرفا در حوزه آی تی باشد لذا زمان زیادی صرف شد تا این دو گروه به اتفاق نظر برسند و البته هنوز هم این مشکل وجود دارد و افراد حوزه آی تی معتقدند که نیاز است طی راه اندازی یک استارتاپ، با افزایش دامنه مارکت، هزینه ها کم تر شود؛ اما این مفاهیم در علوم پزشکی متفاوت است زیرا داروهای بایوتکی وجود دارد که پروسه ساخت آنها کمی از بقیه داروها متفاوت است و گاهی در پروسه ساخت این داروها از تکنولوژی مهندسی مانند هوش مصنوعی استفاده می کنند و مسیر رسیدن به آن هدف را نصف می کنند و هزینه ها هم نصف می شوند در نتیجه یک فضای رقابتی تشکیل می شود که مانع احتکار دارو و در نتیجه افزایش قیمت نیز می شود و حتی ایجاد این فضا به نفع بیمار تمام می شود و این معجزه ای است که “استارتاپ” برای صنعت دارویی به ارمغان می آورد که هم به نفع تولیدکننده و هم به نفع مشتری است. در صنعت پروتز نیز اندام های مصنوعی با چسباندن قسمت های مختلف شکل می گیرد؛ پیچ و مهره کردن اندام ها، هزینه ها و وزن اندام را بالا می برد که در حال حاضر 3d bioprinter ها این مشکل را حل کرده اند و یک پرینت کلی از دست می گیرد با پیچ های کم تر و در نتیجه وزن و هزینه کم تر به نتیجه دست پیدا می کنند؛ این ها اتفاق هایی است که در استارتاپ ها رخ می دهد؛ در حال حاضر بیش از 200 استارتاپ در حوزه سلامت در بخش های مختلف در کشور در حال فعالیت هستند که آمار بسیار عجیبی است زیرا چالش های بسیار در این حوزه وجود دارد به عنوان مثال استارتاپ های حوزه دارو اجازه پخش دارو در جایی غیر از داروخانه ندارند؛ لذا استارتاپ های حوزه دیگر قطعا از این عدد بسیار بالاتر است.

تفاوت کسب و کارهایی که در این حوزه تحت عنوان “استارتاپ” فعالیت دارند با کسب و کارهایی که تحت عنوان “دانش بنیان” فعالیت دارند در چیست؟

برای دانش بنیان شدن نیاز به ثبت شرکت است؛ عموما به استارتاپ ها در ابتدا توصیه نمی شود که شرکت ثبت کنند زیرا درگیری های جدید برای آن ایجاد می کند.در اکثر موارد 24 تا 36 ماه زمان میبرد تا یک استارتاپ به نقطه سربه سر برسد بعد از آن به فاز درآمدزایی می رسد و ما توصیه ای به ثبت شرکت در زودتر از این موعد نمی کنیم. بعد از این مدت ، ثبت شرکت که انجام شد، از دید معاونت علمی ریاست جمهوری فاکتورهایی وجود دارد که باید رعایت شوند تا شرکت وارد مرحله دانش بنیانی شوند که برای سهولت این پروسه، به استارتاپ ها پیشنهاد استقرار در پارک های علم و فناوری و دریافت خدمات منتورینگ داده می شود و منتورها هم غالبا این توصیه را به آنها می کنند که زمانی که بازار را شناختید و به درآمدزایی رسیدید، به سمت دانش بنیان شدن بروید تا پروسه ثبت شرکت دست و پاگیر نشود؛ زیرا دانش بنیان شدن چند مرحله داوری دارد و مرحله آخر آن نیز داوری نهایی از جانب معاونت علمی ریاست جمهوری صورت می گیرد. هرچند دانش بنیان شدن هم فوایدی دارد مانند دریافت وام با بهره کم اما دانش بنیان شدن از همان ابتدای کار، درست نیست.

چه ارگان هایی می توانند در کم کردن مشکلات رگولاتوری در حوزه سلامت کمک کنند؟

این ارگان ها را هم می توان به عنوان شرکای کلیدی و هم می توان به عنوان مارکت در نظر بگیریم. اگر به عنوان شرکای کلیدی در نظر بگیریم، زمانی که استارتاپی با ارگان قرارداد همکاری می بندد، می تواند از لگو و اعتبار آن ارگان استفاده کند و این اتفاق خوبی است؛ اما زمانی که ارگان را به عنوان مارکت در نظر بگیریم (که غالبا از این همکاری سر باز می زنند) در این صورت اگر استارتاپ روی مشکلات آن ارگان دست بگذارد و راه حلی پیدا کند هزینه پشتیبانی که آن استارتاپ در این راستا دریافت می کند، آینده اش را تضمین می کند. البته ارگان ها در سال های قبل، مقاومت بیشتری در همکاری می کردند زیرا باید از ابتدا مفاهیم استارتاپی و عملکرد را به ارگان ها توضیح می دادیم اما با آشنایی بیشتر اکوسیستم، در حال حاضر انجام این کار آسان تر شده.

چه نقاط قوت و ضعفی در حوزه سلامت دیجیتال وجود دارد؟

هزینه کدنویسی در بخش آی تی حوزه سلامت در ایران بسیار پایین است و در کل در حوزه آی تی نیاز چندانی به زیرساخت سخت افزاری نیست؛ لذا استارتاپ ها در ایران بیشتر به حوزه آی تی رفته اند. این ویژگی ها برای کسانی که تصمیم دارند استارتاپ های خود را در کشور اروپایی راه اندازی کنند، بسیار به صرفه است مخصوصا در حوزه های تله مدیسین و تله رادیولوژی. به عنوان مثال در تله رادیولوژی زمانی که نیاز به نوشتن گزارش بر روی رادیولوژی یک بیمار در هنگام شب باشد، نیاز به حضور پزشک در آن زمان در بیمارستان نیست چراکه تصاویر رادیولوژی را می توان به عنوان مثال به کشوری مانند هند ارسال کرد که هزینه ها پایین تر است و همچنین در آنجا روز است و گزارش در آن زمان ارسال می شود و همین مساله منجر به کاهش هزینه می شود؛ این اتفاق در ایران نیز می تواند بیفتد. اما در حوزه استارتاپ های سلامت، در جامعه پزشکان مقاومت وجود دارد. اما از طرف دیگر نقطه قوت این بازار، بکر بودن آن و یک اقیانوس آبی است و پیشرفت در آن راحت تر است.

گفتگو با دکتر حامی، فعال سلامت دیجیتال

یک منتور خوب از نظر شما باید دارای چه ویژگی باشند؟

متاسفانه زمانی که یک شخص ترند می شود، دیگر برای مردم اهمیت ندارد خوب است یا بد. خود من در جاهایی خطاهایی کرده ام و بعدها حتی به آن اعتراف نیز کردم؛ به عنوان مثال اشخاصی را دعوت کردم که بعد از مدتی متوجه شدم که صلاحیت منتورینگ ندارد و علم و تجربه ندارد اما متاسفانه آن شخص ترند شده و نمی توان مانع آن شد و گاهی اوقات هزینه و زمان خیلی از استارتاپ ها صرف ترندهای بی کفایت می شود. منتور به فارسی یعنی مرشد؛ منتور باید مسیرهای درست پیشنهادی خود را ارائه دهد و اینطور نیست که شما حتما آن مسیر پیشنهادی منتور را بروید.

از نظر شما استارتاپهای این حوزه چه مشخصه بارزی دارند؟

اکثرا معتقدند که استارتاپ ها باید نیازی را حل کنند اما من معتقدم گاهی یک استارتاپ، ایجاد نیاز می کند؛ به عنوان مثال تا چند سال پیش ما موبایلی نداشتیم که کلیدی نداشته باشد یا مانند آیفون با یک کلید بتوانیم تمام کارها را انجام دهیم اما آیفون این نیاز را ایجاد کرد. در حوزه تله مدیسین گاهی جراحی ها از راه دور مانند تله رادیولوژی انجام می شود اما به دلیل زیرساخت های ضعیف اینترنت، تله مدیسین همیشه جواب نمی دهد.

آینده این صنعت را در کشور چطور پیش بینی می کنید؟

من دوستی در چین داشتم که در آمریکا در رشته روانشناسی تحصیل کرده بود زمانی که از او پرسیدم تا به حال واژه استارتاپ را شنیدی گفت آره در آمریکا اینقدر تبلیغات زیاد است که  همه با این واژه آشنا هستند ، گفت در آمریکا تبلیغات زیادی در راستای راه اندازی استارتاپ می شود و در این زمینه نیز بسیار موفق عمل کرده است؛ لذا اگر به عنوان بنچ مارک، چند کشور را که در زمینه استارتاپ فعال هستند را در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که ما نیز می توانیم چنین چشم اندازی داشته باشیم چه بسا از نظر من به نسبت امکاناتی که داریم، جلوتریم به طوری که در سال 92 در چند شهر استارتاپ ویکند برگزار می شد و حتی سایت استارت آپ گلوبال گزارشی ارائه داد مبنی بر جا افتادن این مفهوم جدید در 5 شهر ایران و عکسی هم از استارتاپ ویکند ما گذاشت؛ لذا در شروع، کشور ما قوی ظاهر شد؛ منتها متاسفانه به دلیل کرونا این پیشرفت و برگزاری رویدادها به تعویق انداخته شد و از طرفی رویداد آنلاین هم کارایی چندانی ندارد.

از نظر شما مهم ترین دلیل شکست یک استارتاپ در این حوزه چه می تواند باشد؟

بزرگ ترین دلیل شکست، عدم شناخت مشتری است. گاهی بنیان گذاران آنقدر شیفته ایده خود می شوند که هدف یادشان می رود و همین موضوع باعث می شود زمان و انگیزه تیم ها تلف شود و به دست آوردن این سرمایه ها گاهی دشوار است. توصیه من به تیم ها این است که اگر متوجه می شوید که مسیر را اشتباه می روید، در روند خود تغییر ایجاد کنید؛ به عنوان مثال “نوکیا” این تغییر را ایجاد نکرد و بازار را از دست داد و مجبور شد برند خود را با کم ترین قیمت بفروشد؛ یا به عنوان مثال موفق، سامسونگ در بخش های تِک فعال نبود(صنعت ماهی ، میوه و سبزی) اما بعد از مدتی طرح خود را چرخش داد و به سمت تکنولوژی حرکت کرد و موفق شد؛ لذا تاکید می کنم، عاشق ایده خود نشوید تا راه را گم نکنید. ایده به تنهایی ارزشی ندارد. یک جمله معروفی وجود دارد که می گوید: “ایده ای که به ذهن شما می رسد، به طور همزمان به ذهن 18 نفر دیگر رسیده است” پس از آن 18 نفر، تنها یک نفر به استیو جابز و یا بیل گیتس تبدیل می شود.

سخن آخر یک پزشک استارتاپی چیست؟

متفاوت فکر کنید و اگر ایده ای را راه اندازی کردید ولی آن را متناسب با کشور مورد نظر نیافتید، به فکر بخش های دیگر باشید و صرفا بر تفکر اولیه تاکید نکنید. به عنوان مثال ممکن است راه اندازی کسب و کاری در ایران نتیجه خوبی ندهد اما همان کار در کشور اروپایی جواب بدهد مصداق بارز این حقیقت تولید “شیر سویا” است؛ زمانی که در اروپا، شیر سویا رایج شد، در ایران هم تولید شد اما به ذائقه ایرانی ها نخورد و به همین دلیل در حال حاضر بسیار کم تولید می شود و حتی در آن زمان خط تولید آن با کلی بدهی جمع شد. به همین دلایل قبل از ورود به کسب و کار باید بازار را زیرنظر بگیریم و همه جوانب بازار را بررسی کنیم و دید را گسترده کنیم.

به این مطلب چه امتیازی می دهید ؟
[Total: 7 Average: 3.1]

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا