منحنی دره مرگ (Death Valley Curve)
منحنی دره مرگ چیست؟
منحنی دره مرگ، آن دوره از زندگی استارتاپ است که فعالیتش را شروع کرده، اما هنوز درآمدی ندارد. این اصطلاح معمولا توسط سرمایه گذاران خطرپذیر به کار میرود و اصطلاح آن از شکل نموداری افت جریان نقدی در شرکت های استارتاپی برگرفته شده است. این دوره مربوط به زمانی است که شرکت، سرمایه اولیه ارائه شده توسط سهام دارانش را مصرف میکند.
نکات کلیدی
- منحنی دره مرگ عبارتی است که توسط سرمایه گذاران خطرپذیر برای توصیف مرحله اولیه بحرانی شرکت های استارتاپی به کار میرود.
- در این دوره استارتاپ ها باید بدون درآمد و با تکیه بر سرمایه گذاری های اولیه فعالیت کنند.
- دوام آوردن در مرحله منحنی دره مرگ به این معناست که استارتاپ، پیش از به اتمام رسیدن سرمایه اولیه شروع به درآمدزایی کافی برای کسب استقلال مالی کرده است؛ این، یکی از نقاط عطف مهم برای شرکت های نوپاست.
آشنایی با منحنی دره مرگ
به بازه زمانی میان لحظه دریافت سرمایه اولیه تا آغاز درآمدزایی، منحنی دره مرگ شرکت های استارتاپی میگویند. تامین سرمایه اضافی برای شرکتها در طول این دوره دشوار است زیرا مدل کسب وکارشان هنوز اثبات نشده است. همانطور که از اسمش پیداست، منحنی دره مرگ یکی از دوره های چالش برانگیز برای شرکت های نوپاست و مشخصه اصلی آن افزایش ریسک شکست است.
دلیل چالش برانگیز بودن منحنی دره مرگ برای استارتاپ ها هزینه های زیادی است که باید قبل از شروع درآمدزایی محصول یا خدمات جدید متحمل شوند. این هزینه ها شامل هزینه های قابل پیش بینی مثل اجاره فضای اداری و پرداخت حقوق کارکنان و سایر هزینه های غیرقابل پیش بینی تر مانند هزینه های بازاریابی و تحقیق و توسعه (R&D) میشود.
مهم
دوام آوردن در مرحله منحنی دره مرگ، نقطه عطف مهمی در زندگی استارتاپ ها است و به سرمایه گذاران نشان میدهد که از مرحله راه اندازی خود جان سالم به در برده و شانس بیشتری برای رسیدن به تکامل دارند.
به طور کلی، هر چه منحنی دره مرگ طولانی تر باشد، احتمال شکست پیش از موعد شرکت بیشتر است. شکل منحنی دره مرگ بسته به عواملی مانند طرح تجاری، نیچ صنعت و میزان سرمایه گذاری اولیه در استارتاپ، در هر مورد متفاوت خواهد بود.
در صورتی که یک استارتاپ، به طور هوشمندانه ای برای این مرحله سخت، بودجه تعیین نکرده باشد و آماده نظارت دقیق بر هزینه های خود نباشد، احتمالا با مشکلات نقدینگی دست و پنجه نرم خواهد کرد. هرچه منحنی دره مرگ طولانی تر باشد، سرمایه گذاری در طرح های رشد و شروع گسترش کسب و کار برای شرکت دشوارتر خواهد بود.
نمونه ای از منحنی دره مرگ
فرض کنید بنیانگذار استارتاپی به نام خدمات XYZ هستید که از مدل کسب و کاری نرمافزار به عنوان سرویس (SaaS) پیروی میکند. به تازگی ۵ میلیون دلار از تامین مالی اولیه به دست آورده اید و طبق پیش بینی تان سه سال طول میکشد تا XYZ شروع به درآمدزایی کند. انتظار میرود که دو سال اول را صرف توسعه پلتفرم SaaS کرده و سال سوم را به تست کاربر نرم افزار اختصاص دهید. همچنین انتظار میرود که اولین فروش این پلتفرم، در پایان همان سال آغاز شود.
به همراه تیم مدیریت خود برنامه ای برای مدیریت جریان نقدی در طول این دوره بحرانی میریزید. با یک تیم ۲۰ نفره و میانگین حقوق ۷۰.۰۰۰ دلار، تخمین میزنید که هزینه های فیش حقوقی در این دوره به ۴.۲ میلیون دلار برسد که به طور متوسط ۱.۴ میلیون دلار در سال است. در این میان مجموع هزینه های اداری و اجرایی ۳۰۰.۰۰۰ دلار، یا ۱۰۰.۰۰۰ دلار در سال تخمین زده میشود. در مجموع، انتظار میرود که در طول سه سال اول ۴.۵ میلیون دلار هزینه کنید و ۵۰۰.۰۰۰ دلار بودجه اضطراری باقی بماند.
با توجه به این که انتظار دارید هزینه هایتان در آینده نه چندان دور، تقریبا ۱.۵ میلیون دلار در سال باقی بماند، شرکت شما باید در عرض چهار ماه پس از پایان دوره راه اندازی سه ساله، شروع به درآمدزایی حداقل ۱۲۵.۰۰۰ دلاری کند. اگر در انجام این کار شکست بخورید، XYZ مجبور میشود از بودجه اضطراری خود استفاده کند و با کمبود نقدینگی رو به رو میشود.
هنگام ترسیم این ارقام بر روی نمودار، منحنی دره مرگ را میبینید که شرکتتان برای بقا باید از آن گذر کند.