
گرمایش جهانی به مسئلهای بزرگ برای کشورهای مختلف تبدیل شده است. در سالهای اخیر، پدیدههای مختلف دمایی در سراسر جهان باعث تغییرات چشمگیر در روندهای بارش و دمایی شدهاند. شرکتها و ایدههای مختلفی برای مقابله با این پدیده آزمایش شده و در حال گسترش است. از تغییر در منابع انرژی تا گسترش خودروهای برقی. این مقاله در مورد ایدهی استارتاپ استارداست است و نخستین بار در Undark منتشر شده است.
در ژوئیه ۲۰۱۲، یک تاجر آمریکایی به نام راس جورج بدون مجوز و به گفته برخی، به طور غیرقانونی، تصمیم گرفت تا با پخش ۱۰۰ تن گرد و غبار سولفات آهن در اقیانوس آرام، یک شکوفایی جلبکی ایجاد کند که بتواند مقداری از دیاکسید کربن موجود در جو را جذب کند. این اقدام، که نوعی مهندسی زمین با استفاده از فناوری برای مقابله با تغییرات اقلیمی بود، در آن زمان بزرگترین آزمایش شناختهشده در این زمینه محسوب میشد و نشانهای از آزمایشهای بیشتر در آینده بود.
اکنون یک استارتاپ به نام استارداست قصد دارد گامی فراتر بردارد و فناوری اختصاصی خود را برای مسدود کردن پرتوهای خورشید و کاهش میزان تابش آن به سطح زمین توسعه دهد تا گرمایش جهانی را حداقل در برخی از نقاط کاهش دهد. این شرکت در سال ۲۰۲۳ تأسیس شده و در فلسطین اشغالی مستقر است، اما بهطور رسمی در ایالات متحده ثبت شده است.
رویکرد این استارتاپ متفاوت است. در حال حاضر، بیشتر پژوهشهای مرتبط با مهندسی زمین توسط دانشمندان آمریکایی در دانشگاهها و سازمانهای دولتی انجام میشود و نتایج این تحقیقات کموبیش در دسترس عموم قرار دارد. اما استارداست در مسیری متفاوت قرار گرفته است؛ مسیری که در آن، شرکتهای خصوصی توسعه و احتمالاً اجرای این فناوریها را بر عهده دارند، در حالی که کارشناسان هشدار میدهند این فناوریها میتوانند پیامدهای عمیقی برای سیاره زمین داشته باشند.
پروژههای مهندسی زمین و مقابله با گرمایش جهانی، حتی آنهایی که توسط دانشمندان اقلیمشناسی در دانشگاههای معتبر هدایت میشوند، همواره با مخالفت گروههای زیستمحیطی و سایر نهادها مواجه شدهاند. تاکنون هیچ تغییر عمدی و گستردهای در جو زمین انجام نشده است و همچنان ابهامات زیادی در این زمینه وجود دارد. در صورتی که یک پروژه مهندسی زمین بهدرستی اجرا نشود، میتواند به آلودگی هوا و تخریب لایه اوزون منجر شود یا تأثیرات شدیدی بر الگوهای آبوهوایی بگذارد، از جمله اختلال در سامانههای موسمی در مناطق پرجمعیتی مانند جنوب و شرق آسیا.
با این حال، با افزایش دمای جهانی، نگرش عمومی و علمی نسبت به این موضوع در حال تغییر است. اگر روند افزایش دما ادامه یابد، ممکن است دولتها یا شرکتهای خصوصی ناگزیر شوند از مهندسی زمین برای کاهش یا جلوگیری از بدترین تأثیرات تغییرات اقلیمی، از جمله موجهای مرگبار گرما، آتشسوزیهای گسترده و طوفانهای سهمگین استفاده کنند. در چنین شرایطی، هر نهادی که این فناوری را اجرا کند، باید آن را برای دههها ادامه دهد تا گازهای گلخانهای انباشتهشده در جو بهتدریج کاهش یابند یا از بین بروند.
افراد کمی توانستهاند نگاهی به برنامههای استارداست بیندازند، و این شرکت تاکنون جزئیاتی درباره فناوری، مدل کسبوکار، یا کارکنان خود منتشر نکرده است. با این حال، به نظر میرسد که استارداست در حال آمادهسازی خود برای توسعه و فروش فناوری اختصاصی مهندسی زمین به دولتهایی است که در حال بررسی تغییرات در آبوهوای جهانی هستند. در این مسیر، استارداست نقش یک پیمانکار دفاعی در زمینه تغییرات اقلیمی را ایفا میکند.
این شرکت در شرایطی پیش میرود که قوانین ملی و بینالمللی در حوزه مقابله با گرمایش جهانی محدود هستند و نظارت چندانی بر فعالیتهای آن وجود ندارد. گزارش اخیر یانوش پاسزور، مشاور سابق استارداست در زمینه حکمرانی اقلیمی، نشان میدهد که این شرکت باید شفافیت بیشتری داشته باشد، تعاملات خود را گسترش دهد و ارتباط بهتری با افراد خارج از سازمان برقرار کند. این گزارش اطلاعاتی نادر درباره این شرکت کمحرف ارائه میدهد، اما پاسزور تأکید کرده که استارداست هنوز به تمامی توصیههای او عمل نکرده است. او معتقد است که این شرکت باید تا حد امکان شفاف باشد، بهطور فعالانه به سؤالات پاسخ دهد و با سایر بازیگران این حوزه همکاری کند، زیرا هنوز مجوز اجتماعی برای فعالیتهای مهندسی زمین را به دست نیاورده است.
مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران استارداست، یانای یدواب، پیشتر معاون رئیس علمی در کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل بوده است؛ نهادی که بر برنامه هستهای مخفی این کشور نظارت دارد. این شرکت از طریق الی زاپنیک، مسئول ارتباطات خود، درخواستهای متعدد مصاحبه از سوی نشریه آندارک را رد کرده است. با این حال، یدواب در بیانیهای که از طریق ایمیل و توسط زاپنیک ارسال شد، اعلام کرد که استارداست یک استارتاپ است که بر تحقیق و توسعه فناوریهایی تمرکز دارد که ممکن است در کوتاهمدت گرمایش جهانی را متوقف کنند. او توضیح داد که این شرکت در حال مطالعه و توسعه روشهای ایمن، مسئولانه و قابلکنترل برای تغییر تابش خورشیدی است و هدف آن فراهمسازی تصمیمگیری آگاهانه و مسئولانه برای جامعه بینالمللی و دولتهاست.
با وجود کمسروصدا بودن استارداست، این شرکت نمیپذیرد که بهعنوان یک سازمان مخفی معرفی شود. یدواب تأکید کرده که انتشار تمامی نتایج تحقیقاتی شرکت، بدون استثنا، امری حیاتی است و استارداست به این تعهد پایبند خواهد ماند تا اعتماد عمومی را برای توانایی آنها در کنترل گرمایش جهانی جلب کند. با این حال این شرکت تاکنون هیچیک از تحقیقات خود را منتشر نکرده است، اما یدواب گفته که پس از تکمیل تأییدات علمی، این کار انجام خواهد شد.
دهههاست که پژوهشگران روشهای مختلفی را برای تغییر آبوهوا و مقابله با گرمایش جهانی بررسی کردهاند. امروزه رایجترین روش، نوعی مهندسی زمین خورشیدی است که شامل استفاده از هواپیماها یا بالونهای پرواز در ارتفاعات بالا برای انتشار ذرات بازتابکننده در جو فوقانی است، جایی که بسیار بالاتر از مسیرهای پرواز هواپیماهای تجاری قرار دارد. این تکنیک که بهعنوان تزریق آئروسلهای استراتوسفری شناخته میشود، مستلزم انتشار ذراتی بسیار کوچک و بهدقت انتخابشده در مقادیر معین است و برای اثربخشی نیاز به تجدید دورهای این ذرات دارد.
دانشمندان شواهدی برای این روش از طریق مطالعه پدیدههای طبیعی که ذرات کوچک را به جو پرتاب میکنند، به دست آوردهاند. بهعنوانمثال، پس از فوران کوه پیناتوبو در سال ۱۹۹۱، دیاکسید گوگرد و سولفید هیدروژن برای بیش از یک سال در جو باقی ماندند و باعث کاهش قابلاندازهگیری دمای زمین شدند.
با توجه به مطالعات انجامشده درباره فعالیتهای آتشفشانی، برخی دانشمندان معتقدند که خطرات زیستمحیطی ناشی از انتشار عمدی سولفاتها در جو بهخوبی شناخته شده است. اگرچه این روش ممکن است خطراتی برای سلامتی داشته باشد، اما این خطرات در مقایسه با آسیبهای ناشی از تغییرات اقلیمی ناچیز محسوب میشوند. دیوید کیت، رئیس ابتکار مهندسی سیستمهای اقلیمی در دانشگاه شیکاگو و یکی از طرفداران پژوهشهای مهندسی زمین، توضیح داده که آلودگی هوا ناشی از اسید سولفوریک میتواند مرگومیر ایجاد کند و میزان این تأثیرات کموبیش مشخص است، زیرا بیش از یک قرن مطالعه در این زمینه انجام شده است. او و همکارانش در پژوهشی جدید استدلال میکنند که خطرات ناشی از ذرات سولفاته در جو، در مقایسه با پیامدهای عدم استفاده از فناوریهای مهندسی زمین، بسیار کمتر است.
استارداست قصد دارد رویکردی مشابه را دنبال کند، اما بهجای سولفات، از ذرات آئروسل اختصاصی خود استفاده کند که از نظر کیت، شناخت کمتری درباره آنها وجود دارد. طبق گفته یانوش پاسزور، دیپلمات و کارشناس سیاستگذاری اقلیمی در سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی، این شرکت قصد دارد این ذرات را از طریق دستگاهی که بر روی یک هواپیما نصب میشود، توزیع کند. بر اساس گزارشی که پاسزور در سپتامبر ۲۰۲۴ در لینکدین منتشر کرد، استارداست در حال طراحی این ذرات، توسعه نمونه اولیه دستگاه نصبشده روی هواپیما و همچنین ایجاد سیستمی برای مدلسازی و پایش اثرات اقلیمی و کاهش گرمایش جهانی آنهاست. او اشاره کرده که این شرکت طی سال آینده قصد دارد این فناوریها را پیش ببرد و آزمایشهایی را در استراتوسفر انجام دهد.
یدواب تأیید کرده که این فناوریها در حال توسعه هستند و اعلام کرده که هرگونه آزمایش در این زمینه بهصورت کنترلشده و بدون انتشار گسترده ذرات انجام خواهد شد. او همچنین تأکید کرده که این شرکت اطلاعات مربوط به هرگونه آزمایش مهندسی زمین در فضای باز را منتشر خواهد کرد. به گفته او، استارداست تاکنون هیچ آزمایش میدانی در فضای باز انجام نداده، اما چند بررسی هوایی محدود را اجرا کرده است. این بررسیها به معنای آزمایش سیستم انتشار ذرات در شرایط پرواز بودهاند، اما تاکنون ذرات آئروسل در جو منتشر نشدهاند.
به نظر میرسد که ذرات آزمایشی این شرکت شامل سولفاتها نیستند، بنابراین اطلاعات کمی درباره میزان کارایی آنها وجود دارد. کیت معتقد است که این روش ممکن است از برخی جهات برتر باشد، اما از سوی دیگر، ارزیابی خطرات احتمالی آن دشوارتر خواهد بود.
یدواب در بیانیهای تأیید کرده که شرکت در حال آزمایش ذراتی غیر از سولفات است و تأکید کرده که توانایی تنظیم ویژگیهای این ذرات برای برآورده کردن مجموعهای از معیارها مانند ایمنی، کارایی، هزینه و قابلیت انتشار، مزیت اصلی این روش محسوب میشود. او اظهار داشته که این ویژگیها، روش استارداست را نسبت به سولفاتها و سایر گزینههای موجود برتری میدهد.
همزمان با ادامه تحقیقات و توسعه استارداست، این شرکت مورد بررسی گسترده و انتقاد قرار گرفته است، از جمله توسط یانوش پاسزور. او که پس از سالها فعالیت به عنوان یک دیپلمات باسابقه در حوزه اقلیم بازنشسته شد، در سال ۲۰۲۴ به عنوان مشاور مستقل با استارداست همکاری کرد. با این حال، او تمام دستمزدی را که از این همکاری دریافت کرده بود، به آژانس امدادرسانی و کاریابی برای پناهجویان فلسطینی (UNRWA) اهدا کرد.
هدف پاسزور از این پروژه، تأکید بر نیاز به قوانین بینالمللی شفاف و نظارت بر پروژههای مهندسی اقلیم و مقابله با گرمایش جهانی بود. او همچنین قصد داشت توصیههایی را برای استارداست و دیگر شرکتهای مشابه ارائه دهد تا فناوریهای خود را به شیوهای اخلاقی توسعه داده و به کار بگیرند.
در حال حاضر، هیچ قانون یا معاهده بینالمللی مشخصی وجود ندارد که این نوع فعالیتها را محدود کند. در نتیجه، یک شرکت یا دولت میتواند بدون نیاز به دریافت مجوز از هیچ نهادی، تصمیمات پرخطری درباره تغییرات اقلیمی بگیرد که ممکن است زندگی میلیاردها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس گزارش پاسزور، لازم است قوانینی وضع شود که به افراد بیشتری اجازه مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به این فناوری را بدهد. در غیر این صورت، استارداست باید بهطور داوطلبانه اطلاعات فعالیتهای خود را در اختیار عموم قرار دهد و قبل از اجرای هرگونه تغییر در سیستم اقلیمی زمین، از گروههای مختلف نظراتشان را دریافت کند. پاسزور تأکید میکند که شفافیت و تعامل با جامعه جهانی باید در اولویت قرار گیرد و استراتژی حداکثری شفافیت میتواند به ایجاد اعتماد عمومی کمک کند.
استارداست موافقت کرده بود که یک وبسایت عمومی راهاندازی کند، گزارشی از پاسزور را در آن منتشر کند و یک کد اخلاقی داوطلبانه برای خود تدوین کند. این کد قرار بود چارچوبی مشخص برای نحوه انجام تحقیقات و توسعه فناوری این شرکت ارائه دهد و همچنین تصریح کند که استارداست در اجرای گسترده این فناوریها نقش نخواهد داشت و این کار را به نهادهای دولتی واگذار میکند. پاسزور انتظار داشت که این اطلاعات در سپتامبر سال گذشته یا اندکی پس از آن منتشر شود.
با این حال، تا مدتها هیچ گزارشی منتشر نشد. در ژانویه، پاسزور در یک گفتوگو اعلام کرد که استارداست قرار بود تمام این اطلاعات را در وبسایت خود منتشر کند، اما این کار به تأخیر افتاده است. او با ابراز ناامیدی گفت که این تأخیر دیگر غیرقابل قبول شده است.
اوایل فوریه، همزمان با تهیه این گزارش توسط اندارک، شرکت استارداست یک وبسایت ساده منتشر کرد. این سایت شامل لینکی به گزارش پاسزور و فهرستی از هفت اصل اساسی است که شامل مواردی مانند اولویت دادن به ایمنی و یکپارچگی علمی، انتشار نتایج نامطلوب در کنار نتایج مطلوب و حمایت از مقررات جامع برای این حوزه نوظهور میشود.
این وبسایت اطلاعاتی درباره کارکنان شرکت ارائه نمیدهد، اما در بیانیهای که از طریق زاپنیک به اندارک ارسال شده، ذکر شده است که استارداست دارای ۲۵ فیزیکدان، شیمیدان و مهندس در تیم خود است. همچنین، در این بیانیه برخی از رهبران شرکت معرفی شدهاند: یانای یدواب به عنوان مدیرعامل، امیاد اسپکتور به عنوان مدیر ارشد محصولات که فیزیکدان و کارمند سابق برنامه تحقیقات هستهای دولت اسرائیل بوده است، و الی واکسمن که به عنوان دانشمند ارشد فعالیت میکند و یک اخترفیزیکدان در مؤسسه علوم ویزمن است. واکسمن پیشتر به عنوان سرپرست دانشگاهی اسپکتور فعالیت داشته است.
استارداست هنوز قواعد اخلاقی خود را منتشر نکرده است. این شرکت در توضیحی به اندارک اعلام کرده که این کد در واقع مجموعهای از اصول راهنما است که نشاندهنده تعهدات داوطلبانه آنها در شرایطی است که هنوز چارچوبهای نظارتی مشخصی برای این حوزه وجود ندارد. یدواب در ایمیلی که از طریق زاپنیک به اندارک ارسال شد، تأکید کرده است که استارداست از تمامی مقررات دولتی و بینالمللی مربوطه پیروی میکند.
با این حال، برخی گروهها مانند مرکز حقوق بینالمللی محیط زیست (CIEL) معتقدند که فعالیتهای استارداست ممکن است ناقض ممنوعیت عملی مهندسی اقلیمی باشد که در چارچوب کنوانسیون تنوع زیستی اعمال شده است. مری چرچ، مدیر کارزار مهندسی اقلیمی در CIEL، در بیانیهای در فوریه اعلام کرد که توسعه و تجاریسازی فناوری مهندسی اقلیمی خورشیدی توسط استارداست، رقابتی بیپروا را تسریع کرده و احتمالاً موجب نقض توافقات کنوانسیون تنوع زیستی میشود. او همچنین هشدار داد که هرگونه استفاده از این فناوری احتمالاً تحت کنترل تعداد محدودی از قدرتهای بزرگ و شرکتهای بزرگ خواهد بود.
به نظر میرسد مشتریان احتمالی استارداست، دولتها باشند. با توجه به اینکه برخی کشورها در حال بررسی مهندسی اقلیمی هستند، استارداست میتواند در موقعیتی قرار گیرد که ابزارهای مورد نیاز آنها را فراهم کند. چندین کارشناس بر این باورند که این شرکت در حال آمادهسازی فناوریهایی برای فروش به دولتهایی است که قصد دارند تغییراتی در اقلیم ایجاد کنند. یانای یدواب در پاسخ ایمیلی به سؤالاتی درباره مدل تجاری شرکت، اظهار کرده است که رویکرد استارداست بر این اصل استوار است که مهندسی اقلیمی خورشیدی در دهههای آینده نقش حیاتی در مقابله با گرمایش جهانی ایفا خواهد کرد.
یدواب همچنین اضافه کرده که مجموعه فناوریهای این شرکت میتواند پس از تصمیمگیری دولت ایالات متحده و جامعه بینالمللی برای مقابله با گرمایش جهانی مورد استفاده قرار گیرد.
استارداست در حال تلاش برای ثبت اختراع فناوری مهندسی اقلیمی خود است. یدواب در توضیحی اشاره کرده که با پیشرفت برنامههای تحقیق و توسعه مهندسی اقلیمی به رهبری ایالات متحده، ارزش فناوریهای این شرکت نیز افزایش خواهد یافت. گزارش پاسزور نیز تأکید دارد که در صورت عدم تمایل دولتها به استفاده از مهندسی اقلیمی، سرمایهگذاران این شرکت با خطر عدم بازگشت سرمایه خود مواجه خواهند شد.
مالکیت خصوصی و انحصاری فناوریهای مهندسی اقلیمی باعث نگرانی برخی کارشناسان شده است. پاسزور پیشنهاد داده که استارداست با سرمایهگذاران خود همکاری کند تا راههایی برای ارائه رایگان مالکیت فکری این فناوریها بیابد، مشابه اقدامی که شرکت ولوو ۶۰ سال پیش انجام داد و طرح کمربند ایمنی سهنقطهای خود را بهصورت رایگان در اختیار سایر تولیدکنندگان قرار داد. گزینه دیگر این است که دولتها حقوق کامل این فناوری را از استارداست خریداری کرده و سپس آن را بهطور عمومی در دسترس قرار دهند.
پاسزور تأکید دارد که استارداست تنها در صورتی میتواند بهطور اخلاقی فعالیت کند که شفافیت کامل داشته باشد و تحت نظارت مستقل عمل کند. به گفته او، این شرکت در خلأ عمل میکند، زیرا هنوز مجوز اجتماعی برای چنین فعالیتهایی ندارد.
برخی دیگر از کارشناسان نیز عملکرد استارداست را زیر سؤال بردهاند. شوچی تلاتی، بنیانگذار ائتلافی برای بررسی منصفانه مهندسی اقلیمی خورشیدی، مستقر در واشنگتن، معتقد است که استارداست اصول حاکمیتی مانند شفافیت و مشارکت عمومی را رعایت نمیکند. او اشاره کرده که گزارش پاسزور تنها اطلاعات عمومی موجود درباره این شرکت است. استارداست هیچ مشاوره عمومی برای آزمایشهای میدانی خود انجام نداده و دادهها یا اطلاعاتی در این زمینه منتشر نکرده است. تلاتی هشدار داده که این عدم شفافیت میتواند برای شرکت پیامدهای منفی داشته باشد، زیرا ممکن است موجب گسترش تئوریهای توطئه درباره فعالیتهای یک شرکت اسراییلی “مرموز” شود و در آینده جلب اعتماد عمومی برای استارداست بسیار دشوار خواهد شد.
تلاتی در مقالهای که در ژانویه منتشر کرد، استدلال کرده است که رویکرد بهتر برای استارداست این است که از همان ابتدا ارتباطات شفافی داشته باشد و اعتماد عمومی را جلب کند. او معتقد است که این شرکت باید فعالیتهای خود و شرکای همکاریاش را بهطور علنی اعلام کند. همچنین سرمایهگذاران این شرکت باید محدوده کاری که تأمین مالی میکنند را مشخص کنند.
گروه محیط زیستی “دوستان زمین” که مدتهاست مهندسی اقلیمی را یک انحراف خطرناک میداند، نگرانیهای تلاتی را تأیید کرده و انتقادات بیشتری نسبت به استارداست مطرح کرده است. بنجامین دی، یکی از اعضای ارشد این گروه، اعتقاد دارد که ترکیب سرمایهگذاری خطرپذیر و تعهد به اصول علمی با یکدیگر سازگار نیست. از نظر او، مشکل اینجاست که مهندسان استارداست انگیزهای شخصی برای اثبات امکانپذیری و ضرورت اجرای مهندسی اقلیمی در استراتوسفر با هدف مقابله با گرمایش جهانی دارند.
دی همچنین هشدار داده است که اگر دولتها به استفاده از مهندسی اقلیمی روی بیاورند، ممکن است به شدت به استارداست وابسته شوند، بهویژه اگر این شرکت پیشرو در این حوزه باشد—در حالی که در حال حاضر رقیبی برای آن وجود ندارد. او تأکید کرده که بازار خصوصیای برای فناوریهای مهندسی اقلیمی وجود ندارد و این شرکت تنها در صورتی میتواند سودآور باشد که دولتها این فناوری را به کار بگیرند. در چنین شرایطی، استارداست با ثبت پتنتهای خود، عملاً دولتها را در زمینه این فناوری در وضعیت وابستگی قرار خواهد داد.
اگر فناوریهای مهندسی اقلیمی بهطور گسترده اجرا شوند، تأثیرات آنها کل جهان را دربر خواهد گرفت. دولت فدرال ایالات متحده حتی در حال توسعه یک سیستم هشدار اولیه است که میتواند فعالیتهای مهندسی اقلیمی در استراتوسفر را شناسایی کند. علاوه بر این، اجرای چنین پروژههایی به معنای استفاده و نظارت مداوم بر آنها برای حداقل یک قرن است، زیرا هرگونه توقف ناگهانی میتواند منجر به یک “شوک پایان” شود که در عرض چند ماه، گرمایش جهانی را بهشدت افزایش دهد.
کوین سِرپرایز، استاد مطالعات محیط زیست در کالج مونت هولیوک که اقتصاد و ژئوپلیتیک مهندسی اقلیمی را بررسی میکند، اشاره کرده است که تحقیقات مهندسی اقلیمی از دیرباز با مسائل دفاعی ملی گره خورده است. برخی از اولین مقالات در این حوزه که در اواخر دهه ۱۹۹۰ منتشر شدند، از سوی مؤسسات وابسته به پنتاگون مانند آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور و مؤسسه هوور تهیه شده بودند. در ادامه، جلسات مهمی درباره مهندسی اقلیمی با دولت جورج دبلیو بوش و شورای روابط خارجی برگزار شد و این موضوع در یکی از گزارشهای وزارت دفاع ایالات متحده نیز مورد اشاره قرار گرفت. همچنین، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد سازمان سیا تأمین مالی اولین گزارش رسمی آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی درباره مهندسی اقلیمی را بر عهده داشته است.
به دلیل ارتباطات طولانیمدت میان تحقیقات مهندسی اقلیمی، ارتش و سیلیکون ولی، کوین سرپرایز معتقد است که نباید استارداست را یک بازیگر خودسر در این حوزه دانست. او تأکید دارد که این موضوع از قبل زمینهسازی شده است و اتفاقی غیرمنتظره نیست.
استارداست تاکنون حدود ۱۵ میلیون دلار سرمایهگذاری از سوی شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر دریافت کرده است که عمدتاً از طرف شرکت کانادایی-اسرائیلی Awz Ventures تأمین شده است. همچنین، شرکت انرژی اسرائیلی سولاراج (SolarEdge) نیز سرمایهگذاری کوچکی در این پروژه داشته است. با این حال، هیچیک از این دو شرکت به درخواستهای اندارک برای ارائه توضیحات پاسخ ندادهاند.
استارداست اعلام کرده است که هیچگونه حمایت و تامین مالی از سوی وزارت دفاع اسرائیل دریافت نمیکند و در گفتوگو با پاستور، تأکید کرده که هیچ ارتباطی با دولت اسرائیل ندارد. با این حال، طبق اطلاعات منتشر شده در وبسایت Awz، شرکا و مشاوران راهبردی این شرکت ارتباطات قویای با نهادهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل دارند. برخی از آنها از مدیران ارشد پیشین سازمانهای ارشد اطلاعاتی اسرائیلی مثل موساد هستند و برخی دیگر نیز در سیا و افبیآی فعالیت داشتهاند. همچنین، Awz در فناوریهای نظارتی و امنیتی مبتنی بر هوش مصنوعی در اسرائیل سرمایهگذاری کرده است. به عنوان مثال، این شرکت از سرمایهگذاران Corsight محسوب میشود؛ شرکتی که فناوری تشخیص چهره را برای استفاده در جنگ غزه ارائه داده است.
متخصصان حوزه دفاعی و امنیتی، فناوریهای مهندسی اقلیمی را به عنوان سلاح در نظر نمیگیرند، اما معتقدند که دولتها میتوانند از آن برای منافع خود استفاده کنند و این فناوری ممکن است موجب اختلال در روابط بینالملل شود. دانکن مکلارن، پژوهشگر مؤسسه مسئولیتپذیری در حذف کربن در دانشگاه امریکن، بر این باور است که استارداست احتمالاً از یک مدل استاندارد تأمین تجهیزات نظامی پیروی میکند. در این مدل، دولتها فناوریهای نظامی را از تعداد محدودی از شرکتهای انحصاری، مانند بوئینگ و لاکهید مارتین، دریافت میکنند که این فناوریها معمولاً در فضایی محرمانه توسعه مییابند.
مکلارن تأکید میکند که حوزه مقابله با گرمایش جهانی و مهندسی اقلیمی معمولاً به شکلی مدیریت میشود که مشارکت عمومی در تصمیمگیریها کاملاً کنار گذاشته میشود. او هشدار داده است که این روند میتواند فرآیندی کاملاً غیردموکراتیک را رقم بزند و جامعه جهانی را به سمت پذیرش مهندسی اقلیمی سوق دهد، بدون اینکه نظارت و شفافیت کافی در آن وجود داشته باشد. او معتقد است که اگر روزی چنین فناوریای برای بشریت ضروری شود، باید کنترل آن بهصورت دموکراتیک انجام گیرد.