مطالب برگزیدهمقالات تحلیلی

دوازدهمین مرحله از مراحل راه اندازی استارتاپ ؛ طراحی یک نقشه‌ی راه

نقشه‌ی راه طرح ملموسی است که کار سخت و فداکاری لازم برای تحقق اهداف تعیین‌شده در برنامه‌ی شما را نشان می‌دهد.

در مقاله‌ قبلی، به این موضوع پرداختیم که چطور رقابت می‌تواند تأثیر مثبتی بر کسب و کار شما داشته باشد که می توانید آن را در این یازدهمین گام موفقیت استارتاپتان ؛ استقبال از رقابت مطالعه نمایید. در این بخش، درباره‌ی تهیه‌ی نقشه‌ی راه برای استارتاپ شما صحبت خواهیم کرد.همچنین می توانید سری به بخش راه اندازی استارتاپ بزنید و سایر قسمت های این مقاله را مطالعه نمایید.

تهیه‌ی نقشه‌ی راه به معنای تعریف اهداف سطح بالایی است که آرزو دارید با شرکت خود به آنها برسید، اما تحقق آن اهداف به یک سند مکتوب نیاز دارد. این نقشه‌ی راه، طرح ملموسی است که کار سخت و فداکاری لازم برای تحقق اهداف متعالی تعیین‌شده در برنامه‌ی شما را نشان می‌دهد. این طرح که پروژه‌ و اقدامات بزرگ و کوچک لازم برای برآورده ساختن اهدافتان را دربردارد، شروع تحقق یافتن ایده هایتان است، اما تهیه و تنظیم نقشه‌ی راه نیازمند کار مجزایی است تا موفقیت تضمین شود.

آغاز کردن یک نقشه‌ی راه به معنای دریافتن چیستی اهدافتان، نحوه‌ی دستیابی به آنها، و زمانی است که باید آنها را به انجام برسانید. نقشه‌ی شما نباید روی وجود توسعه‌دهندگان و کارمندانی حساب کند که 18 ساعت در روز کار می‌کنند، هرچند با بروز مشکلات و تأخیرها احتمالاً اضافه‌کاری لازم خواهد بود. و شما باید نسبت به آنچه دست‌یافتنی است واقع‌بین باشید، به‌خصوص اگر با گروه کوچک‌تری کار می‌کنید. آن محصول بی‌نقصی که در ذهنتان است، شاید بدون داشتن منابع و نیروی کاری که فعلاً در اختیار ندارید، دست‌نیافتنی باشد.

بخشی از فرآیند رسیدن به هر هدفی، تجزیه‌ی آن به بخش‌های کوچک‌تر و قابل کنترل است که راحت‌تر بتوان از عهده‌ی آنها برآمد. حتی اگر هدف فعلی شما، خودش بخش کوچکتری از پروژه‌ی بزرگ‌تری است، باز هم شروع کردنش سخت خواهد بود. اگر مایل نیستید به جزئیات بپردازید، تهیه‌ی نقشه‌ای از کارها و جداول زمانی برای تکمیل آنها می‌تواند حکم زیاده‌روی داشته باشد. اما قرار دادن هر کار ظاهراً جزئی در نقشه‌ی راهتان به‌عنوان اقدام ضروری پروژه، این اطمینان را می‌دهد که هیچ‌چیزی از قلم نیفتاده و همه در جریان آنچه باید انجام شود، هستند. به‌علاوه، بد نیست کارهایی را که به دیگران بستگی دارد مشخص کنید تا تیمتان متوجه وجود وابستگی متقابل باشد.

تهیه‌ی نقشه‌ی راه برای کسب و کار

وقتی قصد عمل کردن به نقشه‌ی راه را دارید، باید کارها و پروژه‌ها را براساس استعدادهای خاصّ کارمندان و پیمانکاران، میان آنها تقسیم کنید. اینجا همان جایی است که داشتن گروهی متنوع با استعدادهای منحصربه‌فرد به درد می‌خورد، چرا که دستیابی به اهدافتان بدون شک نیازمند کار در حوزه‌های مختلف است. مشخص کردن وظایف به این معناست که مطمئن باشید هرکسی که در پروژه درگیر است، نحوه‌ی انجام کار طبق خواست شما و زمان تحویل آن را می‌داند، و این یعنی داشتن افرادی که نه‌تنها باکفایت، که مطمئن و فداکار هستند. درنهایت، نمی‌توانید نقشه‌ی راهتان را به‌علت عدم پیروی یا ناتوانی از دنبال کردن دستورالعمل‌ها از جانب یکی از عناصر تیمتان کنار بگذارید، چرا که همان یک قصور می‌تواند کلّ پروژه را از مسیر خودش خارج کند.

وقتی در حال کار روی پروژه هستید، باید از هر فرصتی برای ارزیابی دوره‌ای وضعیت افراد درگیر در پروژه استفاده کنید تا مطمئن شوید که در مسیر درست برای تحقق برنامه‌ی زمان‌بندی خود هستید و مشکلی پیش نیامده است. جلسات منظم برای هماهنگ کردن همه‌ی افراد و انجام اصلاحات لازم، مفید خواهد بود. هرچند شما نمی‌خواهید زیادی از نقشه‌ی راه یا اهداف مدّنظرتان منحرف شوید، اما بروز ناگهانی پاره‌ای از مشکلات و چالش‌ها در جریان کار، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. یک انحراف کوچک می‌تواند در درازمدت، مفیدتر از پای‌‌بندی لجوجانه به کوچکترین نکات نقشه‌ی راه اصلیتان باشد.

وقتی کار براساس نقشه‌ی راهتان را تمام کردید، بهتر است بنشینید و به پروژه بیاندیشید. این کار باعث می‌شود بفهمید چه کارهایی خوب پیش رفته و چه چیزهایی می‌توانسته بهتر از این باشد. هرچند شاید هرگز لازم نباشد یک پروژه را دوباره انجام دهید، اما فرآیند پشت هر پروژه‌ای -برنامه‌ریزی و هماهنگ‌سازی و ارتباطات- پایه‌ی هر پروژه‌ی دیگری خواهد بود که در ادامه‌ی راهتان خواهید پذیرفت. ابعاد و میزان دشواری پروژه مهم نیست، داشتن فرآیندهای صحیح، هر پروژه‌ای را روان‌تر و کارآمدتر خواهد کرد.

شاید مهم‌ترین نکته در هر نقشه‌ی راهی، داشتن مقداری انعطاف‌پذیری و تمایل به ایجاد تغییر درصورت نیاز باشد. پای‌بندی به مسیری ازپیش‌تعیین‌شده، وقتی قابل‌ستایش است که از نتیجه‌ی کار مطمئن باشید، وگرنه دویدن به سمت موانع از روی لجاجت، هیچ کمکی به شما و شرکتتان نمی‌کند. حوزه‌هایی را که حاضرید درصورت لزوم تغییر دهید، و آنهایی را که سازش‌پذیر نیستند، شناسایی کنید. بالاخره اینکه، انجام کاری که نود درصد چیزی است که در نظر داشتید، بهتر از رویکرد همه یا هیچ است.

در بخش بعدی این مجموعه، نکاتی درمورد نحوه‌ی دستیابی به تخصص در حوزه‌ی کاریتان را با شما در میان خواهیم گذاشت.

دانلود PDF مقاله

منبع
forbes
برچسب ها

راضیه سپهر

دانش‌آموخته‌ی دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *